راه‌هاي جذب دانشجويان به نماز (قسمت اول)

(زمان خواندن: 10 - 20 دقیقه)

اشاره
دستورات الهي براي به سعادت و کمال رسانيدن انسان‌ها و در نهايت رسيدن به قرب خداست. براي نيل به اين مقصود خداوند متعال پيامبراني و به ويژه آخرين سفيرش، پيامبر اعظم حضرت محمّد مصطفي (ص) را فرستاد تا انسان‌ها را در يک برنامة تدريجي از انواع آلودگي‌ها، خرافات، کجروي‌ها، و زنگارهاي شرک ‌که همچون غُل و زنجير بر پيکرشان سنگيني مي‌کرد رهايي بخشند. از جملة اين دستورات، فريضه مقدس «
نماز» است که ستون دين است و با پذيرفته شدن آن ساير اعمال نيز پذيرفته مي‌شود. و اگر مورد پذيرش قرار نگيرد، ساير اعمال نيز بي‌نتيجه و مردود است. نماز در حقيقت به منزلة آرم اسلام است و به ساير کارهاي ما، در زندگي ارزش و اعتبار مي‌بخشد. يقيناً يکي از دغدغه‌هاي استادان معارف اسلامى، دعوت و جذب دانشجوياني است که احياناً اهميت کمتري به نماز مي‌دهند.


آنچه در اين مقاله مورد بحث قرار مي‌گيرد عبارت است از عواملي که در جذب دانشجويان و جوانان به اين فريضه الهي مؤثرند.
(1) ترسيم جذابيت‌هاي نماز
هنگامي که انسان از زيبائي‌ها و جذابيت‌هاي عبادات به ويژه نماز که ستون دين است، آگاه شود، پايبندي و توجه به آن فزوني مي‌يابد و مي‌کوشد به نحو احسن آن را به جا آورد. براي روشن‌تر شدن اين موضوع ذکر
برخي از بيانات نوراني حضرات معصومين عليهم‌السلام ‌ ضرورت دارد. پيامبر اسلام (ص) در اين خصوص مي‌فرمايد: «نماز به نهري تشبيه شده که انسان روزي پنج بار در آن شستشو مي‌کند و ديگر چرکي باقي
نمي‌ماند»[1] و يا فرمود: نور و روشني چشم من در نماز است.[2] و نيز فرمود: نماز، به منزلة پرچم و آرم و نشانة مکتب اسلام است.[3] امام علي (ع) در اين باره فرمود: «مردم نماز را بر عهده گيريد و آن را حفظ
کنيد، زياد نماز بخوانيد، و با نماز خود را به خدا نزديک کنيد... همانا نماز، گناهان را چونان برگ‌هاي پائيزي فرو مي‌ريزد و غُل و زنجيرگناهان را از گردن‌ها مي‌گشايد...»[4] از امام حسن مجتبي(ع) سؤال شد: چرا
بهترين لباس‌ها را به هنگام نماز مي‌پوشيد؟ فرمود: خداي بزرگ زيباست و زيبايي را دوست دارد. پس من براي پروردگارم خود را آراسته مي‌کنم؛ زيرا خداوندمي‌فرمايد: نزد هر مسجدي خود را آراسته کنيد. به همين
دليل دوست دارم بهترين لباس‌هايم را بپوشم.[5] امام سجاد(عليه‌السلام) فرمود: «و به هنگام نماز، مقام واصلان به منازل والاي آن و حافظان ارکانش را بر ما ارزاني‌دار، آنان که نماز را در اوقات مخصوصش بنا بر
سنّت بنده و پيامبرت ‌ که درود تو بر او و آلش باد در رکوع و سجود و همة فضيلت‌هايش با کامل‌ترين و تمام‌ترين طهارت، و روشن‌ترين و رساترين خشوع، به جاي مي‌آورند»[6] امام صادق(عليه‌السلام) فرمود: «هر
که اين نمازهاي پنجگانة واجب را بر پا دارد و بر وقت‌هايش مواظبت نمايد، خداوند را در روز رستاخيز در حالي ديدار کند که او را از جانب خداوند پيماني باشد و خدا او را به سبب آن پيمان به بهشت در آورد و هر که
در وقت‌هايش نماز را بر پا ندارد، پس او را چنان باشد که اگر خدا خواهد او را ببخشايد و چون خواهد او را عذاب کند»[7]
با توجه به اين بيانات و ساير احاديثي که در خصوص جاذبه‌هاي نماز از سوي حضرات معصومين عليهم السلام ايراد شد. نسيم فرح‌بخشي در وجود ما وزيدن گرفته و شوق و رغبتمان را نسبت به اقامه نماز که فريضة
الهي است، مضاعف مي‌نمايد.
(2). پاداش رفت و آمد به مسجد و بيان فضيلت نماز جماعت
هنگامي که پيامبر عظيم‌الشأن اسلام به مدينه هجرت کردند، نخستين اقدام ايشان تأسيس مسجد بود، تا گذشته از اينکه در خدمت عبوديت و بندگي خدا قرار مي‌گيرد، به عنوان يک محل تعليم و تربيت از يک سو و
هم‌چنين کانون سياسي و قضايي از سوي ديگر در آيد. ساختن مسجد باعث ايجاد وحدت و يکپارچگي و انسجام بيشتر در ميان جامعه اسلامي گرديد، به طوري که مسلمين براي اقامه نمازهاي پنجگانه در مسجد حضور
پيدا مي‌کردند و باعث اخوت و برادري و نزديک شدن قلوب آنها به يکديگر مي‌گرديد و مي‌توانستند ضمن به جا آوردن فريضه مقدس نماز معارف و احکام اسلامي را از زبان پيامبرگرامي اسلامي بشنوند و عمل
نمايند[8]
مساجد به عنوان يک مکان مقدس از صدر اسلام تا کنون براي مسلمين نقش مهمّي چه در حوزة عبوديت و چه در حوزه‌هاي مختلف ديگر ايفا نموده، پيشوايان ما اجر و پاداش زيادي براي کساني که قدم به آن
مي‌نهادند، بيان فرمودند که به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌نماييم.
امام علي (ع) بارها مي‌فرمود: هر که به مسجد رفت و آمد کند، يکي از اين هشت چيز را به دست آورد: برادري که در راه خدا از او بهره‌مند گردد، دانشي برگزيده، نشانه‌اي استوار، رحمتي مورد انتظار، سخني که او
را از تباهي باز دارد، سخني که بشنود و او را بر راه هدايت رهنمون شود و يا گناهي را به سبب بيم يا آزرم ترک کند.[9] امام صادق از پدرانش عليهم‌السلام روايت نموده که پيامبر خدا (ص) فرمود: هر که قرآن
گفتارش و مسجد خانه‌اش باشد، خداوند خانه‌اي براي او در بهشت بنا نهد.[10] و نيز فرمود: هر که پياده سوي مسجدها رود، پاي خويش را بر هيچ خشک و تري ننهد، جز آنکه اين زمين تا زمين هفتم براي او خدا را
تسبيح گويند و به پاکي ياد کنند.[11]
به نظر مي‌رسد يکي از اهداف نبي مکرم اسلام (ص) در توجه دادن به مساجد اين بود که به مردم تفهيم نمايند که علم و ايمان با يکديگر توأم است، يعني هر کجا مسجدي بنا شد آنجا کانون تعليم و تربيت و علم و دانش
نيز مي‌باشد.[12] در خصوص پاداش نماز جماعت امام صادق عليه السلام فرمود: به راستي ، نماز جماعت بيست و سه درجه بر نماز فُرادي برتري دارد و بيست و پنج نماز به شمار آيد.[13] از رسول خدا (ص) نقل
شده که فرمود: نماز کسي که صداي اذان را بشنود و بي‌دليل ، در نماز جماعت مسلمانان شرکت نکند، ارزشي ندارد.[14] اگر نفرات شرکت کننده در نماز جماعت از ده نفر گذشت، حساب آن را جز خدا کسي نمي‌داند.[15]
نخستين نماز جماعتي که در صدر اسلام برگزار شد، به امامت پيامبر عظيم الشأن بود. يعقوبي در اين خصوص مي‌نويسد: «نخستين نمازي که بر او واجب گشت، نماز ظهر بود، جبرئيل آمد و وضو گرفتن را به او نشان داد و چنانکه جبرئيل وضو گرفت، رسول خدا هم وضو گرفت، سپس نماز خواند تا به او نشان دهد که چگونه نماز بخواند، سپس رسول خدا (ص) نماز خواند. بر روايت بعضي نخستين نمازي که رسول‌الله(ص) خواند،
«صلوة وسطي» يعني نماز ظهر بود. سپس خديجه دختر خويلد رسيد و رسول خدا (ص) او را خبر داد، پس وضو گرفت و نماز خواند، سپس علي بن ابيطالب رسول خدا (ص) را ديد و هر چه را ديد انجام مي‌دهد، انجام داد.»[16]
اگر شريعت مبين اسلام امروز به دست ما رسيده، مرهون زحمات پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام و بسياري از کساني است که در اين راه شکنجه و يا حتي جان خود را در راه اعتلاي آن دادند. چنانکه در تاريخ آمده، روزي پيامبر (ص) به همراه مسلمانان مشغول نماز جماعت بودند که يکي از مشرکان، غلام خود را امر کرد تا شکنبه و سرگين شتر را بردارد و بر ميان دو شانة رسول خدا (ص) که در سجده بود، افکند.[17] و به اين صورت موجبات آزار رسول ‌الله (ص) را فراهم نمودند. هر چند اين حادثه با جوانمردي عموي پيامبر (ص) ابوطالب، پاسخ دندان‌شکني به مشرکان داده شد امّا دلالت بر استقامت پيامبر (ص) از يک سو و ايستادگي و حمايت مسلمانان از ايشان از دوم‌سو دارد. شايان ذکر است هنگامي که دانشجويان و جوانان برومند ما از اين مصاديق تاريخي مطلع باشند با علاقمندي بيشتر به سمت نماز جماعت سوق پيدا مي‌کنند.(3). ارائه و ترسيم ارزش عبادت در جوانىاز جمله عوامل سوق دهندة دانشجويان و جوانان به نماز جماعت، بيان ارزش عبادات آنان در دورة جوانى، که در حقيقت همانند يک دُر گرانبها در اختيار آنان نهاده شده، مي‌باشد. پر واضح است هنگامي که انسان از جايگاه و منزلت خود در نزد حضرت حقّ مطلع باشد، عمر گرانمايه‌اش را در همان راهي که محبوبش مي‌پسندد، صرف مي‌نمايد و به هيچ وجه حاضر نيست ارزش وجود خود را با گناه تيره و تار سازد. در اينجا بيان احاديثي از سوي نبي مکرم اسلام (ص) ضرورت مي‌يابد. رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند جواني را که در اطاعت خدا، جواني خود را سپري ‌کند دوست دارد»[18] و نيز فرمود: «خداي تعالي در برابر فرشتگان به جواني که عبادت مي‌کند، مباهات مي‌نمايد و مي‌فرمايد: به بندة من بنگريد که به خاطر من تمايلات شهواني‌اش را رها ساخته است.»[19] و باز فرمود: «برتري جوان عابدي که در کمي سنش بندگي ورزد، بر پيري که پس از سالمندي رو به بندگي آرد، همچون برتري پيامبران بر ديگر مردم است.»[20]
(4). ارائه الگوهاي موفق نمازگزار به دانشجويان و جوانان
يکي از ويژگي‌هاي عمده در انسان به ويژه در دوران نوجواني و جوانى، حسن الگوپذيري است. انسان‌ها در صددند شخصيت‌هايي که از نظر مادي و به ويژه معنوي به کمال رسيده‌اند را اسوة خود قرار دهند. الگوها و نمونه‌هاي اخلاقي و چهره‌هاي موفق نمازگزار، هميشه نيروي محرکة جامعه بوده‌اند و آنها را به سمت اهداف متعالي که همان قرب به خداوند است سوق داده‌اند.
در اين مورد ذکر برخي از نمونه‌ها ضروري است. در جنگ صفين تيري به پاي مبارک اميرمؤمنان اصابت کرد و نوک تير در پاي حضرت باقي ماند. جرّاحان آن روز نتوانستند آن را خارج سازند و وقتي حضرت به سجده رفتند آن را بيرون آوردند، بعد از نماز حضرت قسم ياد نمود که چيزي حس نکرد.[21] حال ممکن است که اين سؤال در ذهن متبادر شود که چگونه ممکن است کسي چنين دردي را حس نکند؟ آرى!‌ مراحل کمال انسان اولاً تسلط بر اعضا و جوارح است يعني اينکه انسان بر چشم، گوش، زبان و... مسلّط باشد.
ثانياً: تسلط برخواسته‌هاي درون است از شهوت، غضب، حبّ مال، رياست‌طلبي و... ثالثاً: تسلط بر أوهام و خيالات و افکار است که در نماز اسير آنها نباشد. رابعاً: فراموش کردن خويشتن و جذب جلوات حضرت حق شدن است.[22]
جهادهاي پيامبر (ص) و نبردهاي علي عليه‌السلام و نهضت حسينى، همه براي «اقامة نماز» و ايجاد و تقويت رابطة بندگي ميان خالق و مخلوق است. در نهضت عاشورا، نماز جايگاه مهمي دارد. پيش از شب عاشورا که سپاه عمر سعد به طرف خيمه‌گاه امام مي‌تازند، حضرت برادرش عباس را مي‌فرستد تا با آنان گفتگو کند و شب را مهلت بخواهد تا به نماز و عبادت بگذرانند. در همان وقت نيز حبيب بن مظاهر به سپاه دشمن خطاب کرد که چرا با گروهي مي‌جنگيد که سحر خيزان و شب زنده داران و اهل عبادتند؟[23]
به گفته مورخان همة ياران امام شب را به نماز مشغول بودند. ظهر عاشورا نيز، ابوثمامه صائدى، وقت نماز را به ياد حضرت آورد. حضرت نيز او را دعا کرد که: خداوند تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. آنگاه به اتفاق جماعتي به نماز ايستادند و نماز خوف خواندند.
سعيد بن عبدالله نيز از ياران او بود که هنگام نماز، جلوي امام ايستاد و بدن خويش را سپر تيرهاي بلا ساخت و با پايان يافتن نماز امام، او بر زمين افتاد و شهيد نماز گشت.[24] امام زين العابدين را که اهل سجده بود و آثار آن بر پيشانيش ظاهر بود «ذي الثفنات» مي‌گفتند.[25] افراد زيادي در طول تاريخ به پيشوايان معصوم عليهم السلام که سياستمدار و رهبر بندگان و ارکان و استوانه‌هاي بلادند و اگر نبودند زمين اهلش را به کام خود فرو مي‌برد»[26] اقتدا کرده و سجده‌هاي طولاني داشتند، از جمله: فضل بن شاذان گويد: داخل عراق شدم، شخصي را ديدم که دوستش را مورد سرزنش قرار داده و به او مي‌گويد: تو مردي عائله مندي و ناچار مي‌بايست براي آنها کسبي داشته باشى، من مي‌ترسم که سجدة طولاني تو، به چشمانت آسيب برساند. چون سخن بر اين منوال بسيار راند، دوستش در پاسخ گفت: سخن بسيار گفتى، واي بر تو، اگر چشم کسي به جهت سجده از دست مي‌رفت ، بايد چشم ابن ابي عمير از دست برود، چه مي‌گويي دربارة مردي که بعد از نماز صبح به سجده شکر رفت و تا هنگام ظهر سر برنداشت؟ البته هرگز نبايد از آنچه در اين باره ذکر شد يا مي‌شود، شگفت زده شد، زيرا عاشق از مناجات با معشوق لذّت مي‌برد و نزديک‌ترين حال وصل همان سجده است، سجده‌اي که تجلي گاه فروتني و مستلزم ترقي و رسيدن به محبوب واقعي است.[27] نسل حاضر ما از امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، نيز در خصوص پايبندي به نماز تا پايان عمر شريفش درس مي‌آموزد و آن را الگوي خود قرار مي‌دهد. يکي از نزديکان امام گويد: امام خميني در يکي از روزهاي آخر عمر خود مي‌خواست بخوابد، به من گفت: اگر خوابيدم، اول وقت نماز بيدارم کن. گفتم: چشم. اول وقت نماز شد و امام خوابيده بود و حيفم آمد که او را صدا بزنم، زيرا عمل جراحي کرده و سرم به دست او بود، گفتم ايشان را صدا نمي‌زنم، چند دقيقه‌اي از اذان گذشت که امام چشمهاي خود را باز کرد و گفت: وقت نماز شده است؟ گفتم: بله... فرمود: چرا صدايم نزدى؟ گفتم: ده دقيقه بيشتر نگذشته است. فرمود: مگر به شما نگفتم (مرا صدا بزنيد؟) سپس فرزندش را صدا زد که: احمد بيا! و فرمود: ناراحتم، از اول عمرم تا به حال نمازم را اول وقت خوانده‌ام، چرا الآن که پايم لب گور است ده دقيقه به تأخير افتاد؟[28] جوانان و دانشجويان ما که خاطرة جانفشاني‌ها و عبادات و نمازها و توسلات رزمندگان اسلام و شهيدان جنگ تحميلي عراق عليه ايران را يا شنيده، يا ديده و يا مطالعه نموده و يا مطالعه خواهند نمود، مي‌توانند آن نمونه‌ها را به عنوان الگوهاي موفق نمازگزار براي خود قرار داده و اسباب سعادتمندي خود را مهيا نمايند.

اشاره
دستورات الهي براي به سعادت و کمال رسانيدن انسان‌ها و در نهايت رسيدن به قرب خداست. براي نيل به اين مقصود خداوند متعال پيامبراني و به ويژه آخرين سفيرش، پيامبر اعظم حضرت محمّد مصطفي (ص) را فرستاد تا انسان‌ها را در يک برنامة تدريجي از انواع آلودگي‌ها، خرافات، کجروي‌ها، و زنگارهاي شرک ‌که همچون غُل و زنجير بر پيکرشان سنگيني مي‌کرد رهايي بخشند. از جملة اين دستورات، فريضه مقدس «
نماز» است که ستون دين است و با پذيرفته شدن آن ساير اعمال نيز پذيرفته مي‌شود. و اگر مورد پذيرش قرار نگيرد، ساير اعمال نيز بي‌نتيجه و مردود است. نماز در حقيقت به منزلة آرم اسلام است و به ساير کارهاي ما، در زندگي ارزش و اعتبار مي‌بخشد. يقيناً يکي از دغدغه‌هاي استادان معارف اسلامى، دعوت و جذب دانشجوياني است که احياناً اهميت کمتري به نماز مي‌دهند.


آنچه در اين مقاله مورد بحث قرار مي‌گيرد عبارت است از عواملي که در جذب دانشجويان و جوانان به اين فريضه الهي مؤثرند.
(1) ترسيم جذابيت‌هاي نماز
هنگامي که انسان از زيبائي‌ها و جذابيت‌هاي عبادات به ويژه نماز که ستون دين است، آگاه شود، پايبندي و توجه به آن فزوني مي‌يابد و مي‌کوشد به نحو احسن آن را به جا آورد. براي روشن‌تر شدن اين موضوع ذکر
برخي از بيانات نوراني حضرات معصومين عليهم‌السلام ‌ ضرورت دارد. پيامبر اسلام (ص) در اين خصوص مي‌فرمايد: «نماز به نهري تشبيه شده که انسان روزي پنج بار در آن شستشو مي‌کند و ديگر چرکي باقي
نمي‌ماند»[1] و يا فرمود: نور و روشني چشم من در نماز است.[2] و نيز فرمود: نماز، به منزلة پرچم و آرم و نشانة مکتب اسلام است.[3] امام علي (ع) در اين باره فرمود: «مردم نماز را بر عهده گيريد و آن را حفظ
کنيد، زياد نماز بخوانيد، و با نماز خود را به خدا نزديک کنيد... همانا نماز، گناهان را چونان برگ‌هاي پائيزي فرو مي‌ريزد و غُل و زنجيرگناهان را از گردن‌ها مي‌گشايد...»[4] از امام حسن مجتبي(ع) سؤال شد: چرا
بهترين لباس‌ها را به هنگام نماز مي‌پوشيد؟ فرمود: خداي بزرگ زيباست و زيبايي را دوست دارد. پس من براي پروردگارم خود را آراسته مي‌کنم؛ زيرا خداوندمي‌فرمايد: نزد هر مسجدي خود را آراسته کنيد. به همين
دليل دوست دارم بهترين لباس‌هايم را بپوشم.[5] امام سجاد(عليه‌السلام) فرمود: «و به هنگام نماز، مقام واصلان به منازل والاي آن و حافظان ارکانش را بر ما ارزاني‌دار، آنان که نماز را در اوقات مخصوصش بنا بر
سنّت بنده و پيامبرت ‌ که درود تو بر او و آلش باد در رکوع و سجود و همة فضيلت‌هايش با کامل‌ترين و تمام‌ترين طهارت، و روشن‌ترين و رساترين خشوع، به جاي مي‌آورند»[6] امام صادق(عليه‌السلام) فرمود: «هر
که اين نمازهاي پنجگانة واجب را بر پا دارد و بر وقت‌هايش مواظبت نمايد، خداوند را در روز رستاخيز در حالي ديدار کند که او را از جانب خداوند پيماني باشد و خدا او را به سبب آن پيمان به بهشت در آورد و هر که
در وقت‌هايش نماز را بر پا ندارد، پس او را چنان باشد که اگر خدا خواهد او را ببخشايد و چون خواهد او را عذاب کند»[7]
با توجه به اين بيانات و ساير احاديثي که در خصوص جاذبه‌هاي نماز از سوي حضرات معصومين عليهم السلام ايراد شد. نسيم فرح‌بخشي در وجود ما وزيدن گرفته و شوق و رغبتمان را نسبت به اقامه نماز که فريضة
الهي است، مضاعف مي‌نمايد.
(2). پاداش رفت و آمد به مسجد و بيان فضيلت نماز جماعت
هنگامي که پيامبر عظيم‌الشأن اسلام به مدينه هجرت کردند، نخستين اقدام ايشان تأسيس مسجد بود، تا گذشته از اينکه در خدمت عبوديت و بندگي خدا قرار مي‌گيرد، به عنوان يک محل تعليم و تربيت از يک سو و
هم‌چنين کانون سياسي و قضايي از سوي ديگر در آيد. ساختن مسجد باعث ايجاد وحدت و يکپارچگي و انسجام بيشتر در ميان جامعه اسلامي گرديد، به طوري که مسلمين براي اقامه نمازهاي پنجگانه در مسجد حضور
پيدا مي‌کردند و باعث اخوت و برادري و نزديک شدن قلوب آنها به يکديگر مي‌گرديد و مي‌توانستند ضمن به جا آوردن فريضه مقدس نماز معارف و احکام اسلامي را از زبان پيامبرگرامي اسلامي بشنوند و عمل
نمايند[8]
مساجد به عنوان يک مکان مقدس از صدر اسلام تا کنون براي مسلمين نقش مهمّي چه در حوزة عبوديت و چه در حوزه‌هاي مختلف ديگر ايفا نموده، پيشوايان ما اجر و پاداش زيادي براي کساني که قدم به آن
مي‌نهادند، بيان فرمودند که به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌نماييم.
امام علي (ع) بارها مي‌فرمود: هر که به مسجد رفت و آمد کند، يکي از اين هشت چيز را به دست آورد: برادري که در راه خدا از او بهره‌مند گردد، دانشي برگزيده، نشانه‌اي استوار، رحمتي مورد انتظار، سخني که او
را از تباهي باز دارد، سخني که بشنود و او را بر راه هدايت رهنمون شود و يا گناهي را به سبب بيم يا آزرم ترک کند.[9] امام صادق از پدرانش عليهم‌السلام روايت نموده که پيامبر خدا (ص) فرمود: هر که قرآن
گفتارش و مسجد خانه‌اش باشد، خداوند خانه‌اي براي او در بهشت بنا نهد.[10] و نيز فرمود: هر که پياده سوي مسجدها رود، پاي خويش را بر هيچ خشک و تري ننهد، جز آنکه اين زمين تا زمين هفتم براي او خدا را
تسبيح گويند و به پاکي ياد کنند.[11]
به نظر مي‌رسد يکي از اهداف نبي مکرم اسلام (ص) در توجه دادن به مساجد اين بود که به مردم تفهيم نمايند که علم و ايمان با يکديگر توأم است، يعني هر کجا مسجدي بنا شد آنجا کانون تعليم و تربيت و علم و دانش
نيز مي‌باشد.[12] در خصوص پاداش نماز جماعت امام صادق عليه السلام فرمود: به راستي ، نماز جماعت بيست و سه درجه بر نماز فُرادي برتري دارد و بيست و پنج نماز به شمار آيد.[13] از رسول خدا (ص) نقل
شده که فرمود: نماز کسي که صداي اذان را بشنود و بي‌دليل ، در نماز جماعت مسلمانان شرکت نکند، ارزشي ندارد.[14] اگر نفرات شرکت کننده در نماز جماعت از ده نفر گذشت، حساب آن را جز خدا کسي نمي‌داند.[15]
نخستين نماز جماعتي که در صدر اسلام برگزار شد، به امامت پيامبر عظيم الشأن بود. يعقوبي در اين خصوص مي‌نويسد: «نخستين نمازي که بر او واجب گشت، نماز ظهر بود، جبرئيل آمد و وضو گرفتن را به او نشان داد و چنانکه جبرئيل وضو گرفت، رسول خدا هم وضو گرفت، سپس نماز خواند تا به او نشان دهد که چگونه نماز بخواند، سپس رسول خدا (ص) نماز خواند. بر روايت بعضي نخستين نمازي که رسول‌الله(ص) خواند،
«صلوة وسطي» يعني نماز ظهر بود. سپس خديجه دختر خويلد رسيد و رسول خدا (ص) او را خبر داد، پس وضو گرفت و نماز خواند، سپس علي بن ابيطالب رسول خدا (ص) را ديد و هر چه را ديد انجام مي‌دهد، انجام داد.»[16]
اگر شريعت مبين اسلام امروز به دست ما رسيده، مرهون زحمات پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام و بسياري از کساني است که در اين راه شکنجه و يا حتي جان خود را در راه اعتلاي آن دادند. چنانکه در تاريخ آمده، روزي پيامبر (ص) به همراه مسلمانان مشغول نماز جماعت بودند که يکي از مشرکان، غلام خود را امر کرد تا شکنبه و سرگين شتر را بردارد و بر ميان دو شانة رسول خدا (ص) که در سجده بود، افکند.[17] و به اين صورت موجبات آزار رسول ‌الله (ص) را فراهم نمودند. هر چند اين حادثه با جوانمردي عموي پيامبر (ص) ابوطالب، پاسخ دندان‌شکني به مشرکان داده شد امّا دلالت بر استقامت پيامبر (ص) از يک سو و ايستادگي و حمايت مسلمانان از ايشان از دوم‌سو دارد. شايان ذکر است هنگامي که دانشجويان و جوانان برومند ما از اين مصاديق تاريخي مطلع باشند با علاقمندي بيشتر به سمت نماز جماعت سوق پيدا مي‌کنند.(3). ارائه و ترسيم ارزش عبادت در جوانىاز جمله عوامل سوق دهندة دانشجويان و جوانان به نماز جماعت، بيان ارزش عبادات آنان در دورة جوانى، که در حقيقت همانند يک دُر گرانبها در اختيار آنان نهاده شده، مي‌باشد. پر واضح است هنگامي که انسان از جايگاه و منزلت خود در نزد حضرت حقّ مطلع باشد، عمر گرانمايه‌اش را در همان راهي که محبوبش مي‌پسندد، صرف مي‌نمايد و به هيچ وجه حاضر نيست ارزش وجود خود را با گناه تيره و تار سازد. در اينجا بيان احاديثي از سوي نبي مکرم اسلام (ص) ضرورت مي‌يابد. رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند جواني را که در اطاعت خدا، جواني خود را سپري ‌کند دوست دارد»[18] و نيز فرمود: «خداي تعالي در برابر فرشتگان به جواني که عبادت مي‌کند، مباهات مي‌نمايد و مي‌فرمايد: به بندة من بنگريد که به خاطر من تمايلات شهواني‌اش را رها ساخته است.»[19] و باز فرمود: «برتري جوان عابدي که در کمي سنش بندگي ورزد، بر پيري که پس از سالمندي رو به بندگي آرد، همچون برتري پيامبران بر ديگر مردم است.»[20]
(4). ارائه الگوهاي موفق نمازگزار به دانشجويان و جوانان
يکي از ويژگي‌هاي عمده در انسان به ويژه در دوران نوجواني و جوانى، حسن الگوپذيري است. انسان‌ها در صددند شخصيت‌هايي که از نظر مادي و به ويژه معنوي به کمال رسيده‌اند را اسوة خود قرار دهند. الگوها و نمونه‌هاي اخلاقي و چهره‌هاي موفق نمازگزار، هميشه نيروي محرکة جامعه بوده‌اند و آنها را به سمت اهداف متعالي که همان قرب به خداوند است سوق داده‌اند.
در اين مورد ذکر برخي از نمونه‌ها ضروري است. در جنگ صفين تيري به پاي مبارک اميرمؤمنان اصابت کرد و نوک تير در پاي حضرت باقي ماند. جرّاحان آن روز نتوانستند آن را خارج سازند و وقتي حضرت به سجده رفتند آن را بيرون آوردند، بعد از نماز حضرت قسم ياد نمود که چيزي حس نکرد.[21] حال ممکن است که اين سؤال در ذهن متبادر شود که چگونه ممکن است کسي چنين دردي را حس نکند؟ آرى!‌ مراحل کمال انسان اولاً تسلط بر اعضا و جوارح است يعني اينکه انسان بر چشم، گوش، زبان و... مسلّط باشد.
ثانياً: تسلط برخواسته‌هاي درون است از شهوت، غضب، حبّ مال، رياست‌طلبي و... ثالثاً: تسلط بر أوهام و خيالات و افکار است که در نماز اسير آنها نباشد. رابعاً: فراموش کردن خويشتن و جذب جلوات حضرت حق شدن است.[22]
جهادهاي پيامبر (ص) و نبردهاي علي عليه‌السلام و نهضت حسينى، همه براي «اقامة نماز» و ايجاد و تقويت رابطة بندگي ميان خالق و مخلوق است. در نهضت عاشورا، نماز جايگاه مهمي دارد. پيش از شب عاشورا که سپاه عمر سعد به طرف خيمه‌گاه امام مي‌تازند، حضرت برادرش عباس را مي‌فرستد تا با آنان گفتگو کند و شب را مهلت بخواهد تا به نماز و عبادت بگذرانند. در همان وقت نيز حبيب بن مظاهر به سپاه دشمن خطاب کرد که چرا با گروهي مي‌جنگيد که سحر خيزان و شب زنده داران و اهل عبادتند؟[23]
به گفته مورخان همة ياران امام شب را به نماز مشغول بودند. ظهر عاشورا نيز، ابوثمامه صائدى، وقت نماز را به ياد حضرت آورد. حضرت نيز او را دعا کرد که: خداوند تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. آنگاه به اتفاق جماعتي به نماز ايستادند و نماز خوف خواندند.
سعيد بن عبدالله نيز از ياران او بود که هنگام نماز، جلوي امام ايستاد و بدن خويش را سپر تيرهاي بلا ساخت و با پايان يافتن نماز امام، او بر زمين افتاد و شهيد نماز گشت.[24] امام زين العابدين را که اهل سجده بود و آثار آن بر پيشانيش ظاهر بود «ذي الثفنات» مي‌گفتند.[25] افراد زيادي در طول تاريخ به پيشوايان معصوم عليهم السلام که سياستمدار و رهبر بندگان و ارکان و استوانه‌هاي بلادند و اگر نبودند زمين اهلش را به کام خود فرو مي‌برد»[26] اقتدا کرده و سجده‌هاي طولاني داشتند، از جمله: فضل بن شاذان گويد: داخل عراق شدم، شخصي را ديدم که دوستش را مورد سرزنش قرار داده و به او مي‌گويد: تو مردي عائله مندي و ناچار مي‌بايست براي آنها کسبي داشته باشى، من مي‌ترسم که سجدة طولاني تو، به چشمانت آسيب برساند. چون سخن بر اين منوال بسيار راند، دوستش در پاسخ گفت: سخن بسيار گفتى، واي بر تو، اگر چشم کسي به جهت سجده از دست مي‌رفت ، بايد چشم ابن ابي عمير از دست برود، چه مي‌گويي دربارة مردي که بعد از نماز صبح به سجده شکر رفت و تا هنگام ظهر سر برنداشت؟ البته هرگز نبايد از آنچه در اين باره ذکر شد يا مي‌شود، شگفت زده شد، زيرا عاشق از مناجات با معشوق لذّت مي‌برد و نزديک‌ترين حال وصل همان سجده است، سجده‌اي که تجلي گاه فروتني و مستلزم ترقي و رسيدن به محبوب واقعي است.[27] نسل حاضر ما از امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، نيز در خصوص پايبندي به نماز تا پايان عمر شريفش درس مي‌آموزد و آن را الگوي خود قرار مي‌دهد. يکي از نزديکان امام گويد: امام خميني در يکي از روزهاي آخر عمر خود مي‌خواست بخوابد، به من گفت: اگر خوابيدم، اول وقت نماز بيدارم کن. گفتم: چشم. اول وقت نماز شد و امام خوابيده بود و حيفم آمد که او را صدا بزنم، زيرا عمل جراحي کرده و سرم به دست او بود، گفتم ايشان را صدا نمي‌زنم، چند دقيقه‌اي از اذان گذشت که امام چشمهاي خود را باز کرد و گفت: وقت نماز شده است؟ گفتم: بله... فرمود: چرا صدايم نزدى؟ گفتم: ده دقيقه بيشتر نگذشته است. فرمود: مگر به شما نگفتم (مرا صدا بزنيد؟) سپس فرزندش را صدا زد که: احمد بيا! و فرمود: ناراحتم، از اول عمرم تا به حال نمازم را اول وقت خوانده‌ام، چرا الآن که پايم لب گور است ده دقيقه به تأخير افتاد؟[28] جوانان و دانشجويان ما که خاطرة جانفشاني‌ها و عبادات و نمازها و توسلات رزمندگان اسلام و شهيدان جنگ تحميلي عراق عليه ايران را يا شنيده، يا ديده و يا مطالعه نموده و يا مطالعه خواهند نمود، مي‌توانند آن نمونه‌ها را به عنوان الگوهاي موفق نمازگزار براي خود قرار داده و اسباب سعادتمندي خود را مهيا نمايند.

(5). ارائه و ترسيم جايگاه مهمّ نماز

در قرآن و تبيين و تفهيم آن به دانشجويان [آثار نماز]
هنگامي که انسان از دستورات الهي مطلع باشد و بداند که فرامين حضرت حق چيست و يا به عبارتي ملاک‌هاي سعادتمندي و رستگاري و شايستگي يافتن در محضر حق تعالي کدام است و در صدد تفهيم دستورات خداوند باشد، مطمئناً پاي‌بند به آن دستورات نيز مي‌شود. يکي از فرامين مهمّ پروردگار متعال، امر به نماز است. اگر بتوانيم آيات نوربخش الهي را براي جوانان و دانشجويان به زبان ساده و رسا تفسير نمائيم، قطعاً
موجبات علاقمندي به آن دستورات و فرامين را در ضمير وجودي آنها فراهم نموده‌ايم. زيرا دستورات حضرت حق بر اساس فطرت خداجويي در نهاد انسانها قرار داده شد و فقط بايد آن را شکوفا نماييم. در اين صورت است که موفقيت ما نسبت به جذب دانشجويان به نماز بيشتر مي‌شود و اين يکي از راهکارهاي اساسي است. در اين باب توجه به برخي از آيات قرآن ضروري است. از جمله: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ و الإِنسَ الّا لِيَعْبُدُونِ؛[29] خداوند مي‌فرمايد: من جنّ و انس را نيافريدم جز براي اينکه عبادتم کنند.» (و از اين راه تکامل يابند و به من نزديک شوند).
هدف از آفرينش جن و انس آن است که آنان را در معرض پاداش نيک قرار دهيم و اين به دست نمي‌آيد مگر به وسيله انجام عبادت.[30] پاداش کمالي است براي فعل خدا، نه براي فاعل فعل که خود خداست. پس عبادت
غرض از خلقت انسان است و کمالي است که نصيب انسان مي‌شود. پس هم عبادت غرض است و هم توابع عبادت که رحمت و مغفرت و غيره باشد.[31]
خداوند در خصوص نماز مي‌فرمايد: «وَ اسْتَعِينوا بِالصَّبْرِ و الصَّلوة[32]...؛ از صبر و نماز ياري جوييد»
کلمه استعانت به معناي طلب کمک است، و اين در وقتي صورت مي‌گيرد که نيروي انسان به تنهائي نتواند مسأله‌اي مهمّ و يا حادثه‌اي را که پيش آمده بر وفق مصلحت خود بر طرف سازد، و اينکه فرموده: از صبر و نماز براي مهمات و حوادث خود کمک بگيريد، براي اين است که در حقيقت ياوري به جز خداي سبحان نيست، در مهمات ياور انسان مقاومت و خويشتن داري آدمي است، به اينکه استقامت به خرج داده، ارتباط خود را با خدا وصل نموده، از صميم دل متوجه او شود و به سوي او روي آورد، و اين همان صبر و نماز است و اين دو بهترين وسيله براي پيروزي است. چون صبر هر بلا و يا حادثة عظيمي را کوچک و ناچيز مي‌کند، و نماز که اقبال به خدا و التجا به او است، روح ايمان را زنده مي‌سازد.، و به آدمي مي‌فهماند که به جايي تکيه دارد که انهدام پذير نيست، و به سببي دست زده که که پاره شدني نيست.[33]
و باز حضرت حق فرمود: «يا اَيُّها الَْذينَ ءَامنُوا استعينُواْ بالصَّبرِ وَ الصَّلَوةِ اِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرينَ[34]؛ اي افرادي که ايمان آورده‌ايد! از صبر (استقامت) و نماز کمک بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است.»
اين آيه از يک سو ارجمندي و ارزش ايمان و مؤمن را نزد خداوند بيان مي‌دارد و از سوي ديگر بيانگر لزوم استعانت مؤمنان از صبر و نماز است و از سوي سوم مي‌گويد نماز و صبر، ياور مومنان است و از سوي چهارم بيان مي‌دارد که خداوند با صبرپيشگان است و از سوي ديگر ارزش و اهميت صبر و نماز و جايگاه بلند صبرپيشگان را در بر دارد.[35] اين آيه داراي اين پيام‌ و نکات است 1. اگرچه خداوند با هر کس و در هرجائي حضور دارد لکن همراهي خدا با صابران معناي خاصي دارد و آن لطف به محبت و ياري رساني خداوند به صابران است. 2. نماز اهرم است بار نيست.[36]
و نيز فرمود: «.... فَاعبُدْهُ وَ اصطَبِرْ لِعِبادتِه[37]؛ خدا را بپرست، و درباره عبادت او صبور و شکيبا باش»
البته عبادت زحمت و مرارت دارد و بر خلاف هواي نفس است، بايد انسان دشمن‌هاي خود که دنيا و هواي نفس و شيطان هستند را دور کند و کنار بگذارد و خود را براي بندگي و اطاعت و فرمان‌برداري پروردگار خود مهيا نمايد.[38]
سپس خداوند متعال به فلسفة بزرگ نماز پرداخته مي‌گويد: (ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر)[39] نماز انسان را از زشتي‌ها و منکرات باز مي‌دارد» طبيعت نماز از آنجا که انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي‌اندازد.
داراي اثر بازدارندگي از فحشاء و منکر است. منتها هر نمازي به همان اندازه که از شرايط کمال و روح عبادت برخوردار است، نهي از فحشا و منکر مي‌کند، گاه نهي کلّي و جامع و گاه نهي جزئي و محدود. ممکن نيست کسي نماز بخواند و هيچ‌گونه اثري نداشته باشد. هر چند نمازش صوري باشد و هر چند آلوده گناه باشد، البته اين گونه نماز تأثيرش کم است، اين گونه افراد! اگر همان نماز را نمي‌خواندند از اين هم آلوده‌تر بودند.
نهي از فحشا و منکر سلسله مراتب و درجات زيادي دارد و هر نمازي به نسبت رعايت شرايط داراي بعضي از اين درجات است.[40]
نماز، مهمترين توصيه انبياي الهي و بزرگان حکمت بوده، به نحوي که حضرت لقمان به فرزندش فرمود: يا بُنَيَّ اَقِمِ الصَّلوة.[41] «پسرم ! نماز را بر پادار» در جاي ديگر خداوند مي‌فرمايد: «... فَاعْبُدْني و أَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکْرى[42]؛ مرا بپرست و نماز را براي ياد من بپادار»
سوتيترها:
هنگامي که انسان از جايگاه و منزلت خود در نزد حضرت حقّ مطلع باشد، عمر گرانمايه‌اش را در همان راهي که محبوبش مي‌پسندد، صرف مي‌نمايد و به هيچ وجه حاضر نيست ارزش وجود خود را با گناه تيره و تار سازد. رسول خدا (ص) فرمود: «خداي تعالي در برابر فرشتگان به جواني که عبادت مي‌کند، مباهات مي‌نمايد و مي‌فرمايد: به بندة من بنگريد که به خاطر من تمايلات شهواني‌اش را رها ساخته است.»
کلمه استعانت به معناي طلب کمک است، و اين در وقتي صورت مي‌گيرد که نيروي انسان به تنهائي نتواند مسأله‌اي مهمّ و يا حادثه‌اي را که پيش آمده بر وفق مصلحت خود بر طرف سازد، و اينکه فرموده: از صبر و نماز براي مهمات و حوادث خود کمک بگيريد، براي اين است که در حقيقت ياوري به جز خداي سبحان نيست.
ادامه دارد
معارف :: اسفند 1387 - شماره 64 
پي‌نوشت‌ها:
*. مربي و مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر.
[1]. حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 3 ، ص 7، نهج البلاغه، خطبه 199، ص 307.
[2]. مجلسى، بحارالانوار، ج 77، ص 77.
[3]. متقي هندى، کنزالعمّال في السنن و الافعال، ج 7 ص 279.
[4]. نهج البلاغه، خطبه 199، ص 307.
[5]. دشتى، مجموعه نهج‌الحياة (فرهنگ سخنان امام حسن (ع) ) ،ص 547 ، 548.
[6]. صحيفه کامله سجاديه، دعاي 44 ، ص 287.
[7]. شيخ صدوق ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 79.
[8]. بنگريد به مقاله نگارنده (سيد حسين حرّ) در مجلة آينه پژوهش شماره 87، ص 9.
[9]. شيخ صدوق ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 75.
[10]. همان، ص 75.
[11]. همان.
[12]. بنگريد به مقاله نگارنده (سيد حسين حرّ) در مجله آينه پژوهش شماره 87 ص 9.
[13]. شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 99.
[14]. قرائتى، پرتوي از اسرار نماز، ص 208.
[15]. همان، ص 209.
[16]. يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ج 1 ص 378.
[17]. همان، ص 380.
[18]. نهج الفصاحه، حديث شماره 1921، ص 362.
[19]. همان، حديث شماره 1929، ص 363.
[20]. جامع الصغير، ج 2، ص 213، حديث 5856.
[21]. وحيدى، احکام و روح نماز، ص 186.
[22]. همان، ص 186.
[23]. محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 452 ، 451.
[24]. همان، ص 452.
[25]. جعفريان، حيات سياسي و فکري امامان شيعه، ص 262.
[26]. شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا (ع) ج1، باب 28، ص 557 [ سليمان بن جعفر جعفري گويد: از امام رضا عليه‌السلام سؤال کردم: آيا زمين بدون حجت باقي خواهد ماند؟ فرمود: اگر زمين ولو به مدت يک چشم

به هم زدن، از حجت خالي باشد، اهل خود را فرو خواهد برد. همان، ص 558].
[27]. آيه ا... جوادي آملى، رازهاي نماز، ص 176، 177.
[28]. اکبرى، سيماي امام خميني ، ص 47، 48.
[29]. ذاريات/ 56.
[30]. طبرى، ترجمه تفسير مجمع البيان، ج 23، ص 331.
[31]. علامه طباطبايى، ترجمه تفسيرالميزان، ج 8، ص 579.
[32]. بقره / 45.
[33]. ترجمه تفسيرالميزان، ج 1، ص 228.
[34]. بقره / 153.
[35]. هاشمي رفسنجانى، تفسير راهنما، ج 1، صفحه 392.
[36]. قرائتى، تفسير نور، ج 1، ص 306.
[37]. مريم / 65.
[38]. آيت‌ا... طيب، تفسير طيب البيان، ج 8، صفحه 465.
[39]. عنکبوت / 45.
[40]. جمعي از نويسندگان، تفسير نمونه، ج 16، ص 284، 285.
[41]. لقمان / 17.
[42]. طه / 14.

دیدگاه‌ها   

+1 #3 RE: راه‌هاي جذب دانشجويان به نماز (قسمت اول)Guest 1392-08-26 17:21
ماکه همه گناهی میکنیم حالا اگه نمازم نخونیم واقعا یگه روی شیطون روسفید کردیم.دوستان یادمون نره که این رسمش نیست.......
نقل قول کردن | گزارش به مدیر
+2 #2 پاسخ: راه‌هاي جذب دانشجويان به نماز (قسمت اول)عرفان 1390-04-30 18:03
اینا خیلی خوب بود ولی برای من که نماز میخونم نه برای کسی که نماز نمیخونه و نمیدونه اصلا براچی باید بخونه
نقل قول کردن | گزارش به مدیر
+2 #1 لطف كنيدarre 1389-10-06 18:45
لطفا اگر مي شود منابع خود را در مورد اين مقاله بنويسيد.
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...

روزشمارتاریخ اسلام

1 ذی الحجه

١ ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)٢ - فرستادن...


ادامه ...

3 ذی الحجه

 ورود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان به مكه در سفر حجه الوداع در...


ادامه ...

5 ذی الحجه

١ـ  وقوع غزوه سویق٢ـ شهادت امام جواد (علیه السلام)1ـ وقوع غزوه سویقدر پنجم ذیحجه سال دوم هـ...


ادامه ...

6 ذی الحجه

مرگ منصور دوانقىدر روز ششم ذیحجه سال 158 هـ .ق. منصور دوانقى به هلاكت رسید و در...


ادامه ...

7 ذی الحجه

١ـ‌ شهادت امام باقر علیه السلام٢ـ انتقال امام كاظم علیه السلام به زندان بصره 1ـ‌ شهادت امام باقر(علیه...


ادامه ...

8 ذی الحجه

١ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق٢ـ دعوت عمومى مسلم بن عقیل در كوفه1ـ...


ادامه ...

9 ذی الحجه

١ـ روز عرفه٢ـ شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) و هانى بن عروه٣ـ وقوع سدّ ابواب1ـ...


ادامه ...

10 ذی الحجه

١ـ عید سعید قربان٢ـ شهادت عبدالله محض و جمعى از فرزندان امام حسن مجتبى علیه السلام1ـ عید...


ادامه ...

11 ذی الحجه

افشای سرّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط عایشه و حفصه در یـازدهم ذیحـجه...


ادامه ...

13 ذی الحجه

١ـ وقوع معجزه شق القمر توسط پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)٢ـ انعقاد دومین...


ادامه ...

14 ذی الحجه

بخشیدن فدك به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هـ .ق رسول گرامى...


ادامه ...

15 ذی الحجه

 ولادت با سعادت امام هادى علیه السلام روز پـانزدهــم ذی‌حــجـه سال 212 هـ .ق. ولادت بـا سـعادت امـام...


ادامه ...

18 ذی الحجه

١ـ عید سعید غدیر خم٢ـ قتل عثمان بن عفان٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام)1ـ...


ادامه ...

20 ذی الحجه

خروج ابراهیم بن مالك اشتر بر ضد ابن زیاد در بیستم ذی‌حجه سال 67 هـ .ق. ابراهیم بن...


ادامه ...

22 ذی الحجه

شهادت جناب میثم تمار در بیست و دوم ذیحجه سال 60 هـ .ق. جناب میثم تمار یكى از...


ادامه ...

24 ذی الحجه

١ـ روز مباهله٢ـ خاتم بخشى امیرمؤمنان (علیه السلام) در حال ركوع٣ـ نزول سوره انسان و آیه «هل...


ادامه ...

25 ذی الحجه

اولین نماز جمعه امیرمؤمنان امام على علیه السلام در بیست و پنجم ذیحجه سال ٣٤ هـ .ق امیرمؤمنان...


ادامه ...

26 ذی الحجه

مرگ عمر بن خطاب به گفته برخی تاریخ نویسان در بیست و ششم ذیحجه سال 23 هـ .ق...


ادامه ...

27 ذی الحجه

١ - مرگ مروان حمار و انقراض حكومت بنى امیه٢ ـ وفات جناب على بن جعفر (علیهما...


ادامه ...

28 ذی الحجه

وقوع حادثه حرّه در روز بیست و هشتم ذیحجه سال 63 هـ .ق واقعه اسفناك «حره» در مدینه...


ادامه ...
012345678910111213141516171819

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page