سؤ ال منكر و نكير است در قبر

(زمان خواندن: 5 - 10 دقیقه)

از حضرت صادق (ع) روايت شده كه فرمود: كسى كه سه چيز را انكار كند از شيعيان ما نيست . آن سه چيز عبارتند از: معراج ، سؤ ال در قبر و شفاعت .
و روايت شده كه آن دو ملك به هيئت هولناك بيايند، صداى ايشان مثل رعد غرنده و چشمهايشان مثل برق خيره كننده باشد؛ سؤ ال كنند كه پروردگارت كيست ؟ و پيغمبرت كيست ؟ و دينت چيست ؟ و نيز سؤ ال كنند از ولى و امام او، پس در آن حال چون جواب دادن بر ميت سخت و محتاج است به كمك ، لاجرم براى مرده دو جا تلقين ذكر كرده اند: يكى وقتى كه او را در قبر مى گذارند و بهتر آنست كه ، به دست راست ، دوش راست ، و به دست چپ ، دوش چپ او را بگيرند و حركت دهند و تلقين كنند. و ديگر وقتى كه او را دفن كردند، مستحب است كه ولى ميت يعنى نزديكترين خويشان او بعد از آنكه مردم از سر قبر او برگردند نزد سر ميت بنشيند و با صداى بلند او را تلقين كند و بهتر است كه دو كف دست را روى قبر گذارد و دهان را نزديك قبر برد، و اگر ديگرى را نائب كند نيز خوب است ؛ و وارد شده است كه چون اين تلقين را كند منكر به نكير مى گويد: بيا برويم تلقين حجتش كردند احتياج به پرسيدن نيست پس برمى گردند و سؤ ال نمى كنند.
در كتاب من لا يحضره الفقيه است كه چون پسر جناب ابى ذر غفارى (رضى الله عنه ) وفات كرد ابوذر بر سر قبر او ايستاده و دست بر قبر ماليد و گفت : خداى ، تو را رحمت كند اى ذر. به خدا سوگند كه تو نسبت به من نيكوكار بودى و شرط فرزندى را بجا مى آوردى ، والحال كه تو را از من گرفته اند من از تو خشنودم . به خدا سوگند كه از رفتن تو مرا بر من باكى نيست و نقصانى به من نرسيد، و ما لى الى اءحد سوى الله من حاجة ((يعنى بغير از حق تعالى به احدى حاجت ندارم )) و اگر نبود هول مطلع ((يعنى جاهاى هولناك آن عالم كه بعد از مرگ ديده مى شود)) هر آينه خوشحال مى شدم كه به جاى تو رفته باشم ولكن مى خواهم چند روزى تلافى مافات كنم و تهيه آن عالم را ببينم و هر آينه اندوه از تو مرا مشغول ساخته كه كارى كه برايت سودمند باشد انجام دهم سوگند به خدا كه براى مرگ تو گريه نمى كنم و غم مردنت را ندارم تنها غم من حال فرداى تو است . فليت شعرى ما قلت و ما قيل لك پس ‍ كاش مى دانستم كه تو چه گفتى و به تو چه گفتند؟ خداوندا حقوقى را كه براى من بر او واجب كرده بودى بر او بخشيدم پس تو هم حقوق خود را كه بر او واجب كرده بودى ببخش چه آنكه تو به جود و كرم از من سزاوارترى .
و از حضرت صادق (ع) منقولست كه چون مؤ من را داخل در قبر كنند نماز در طرف راست و زكوة در طرف چپ او و بِر يعنى نيكويى و احسان مسلط بر او شود و صبر او در ناحيه اى قرار گيرد، پس وقتيكه دو ملك سؤ ال بيايند صبر به نماز و زكوة و بِر گويد: صاحب خود را دريابيد يعنى ميت را نگاهدارى كنيد پس هر گاه از آن ناتوان شديد من نزد آن هستم .
علامه مجلسى در محاسن به سند صحيح از امام صادق يا امام باقر عليهماالسلام روايت كرده است كه چون مؤ من مى ميرد با او در قبرش شش ‍ صورت داخل مى شود يكى از آنها خوشروتر و خوشبوتر و پاكيزه تر از باقى صورتهاست ، پس يكى در جانب راست و يكى در جانب چپ و يكى در پيش رو و يكى در پشت سر و يكى در پائين پا مى ايستند و آنكه خوش ‍ صورت تر است در بالاى سر؛ پس سؤ ال يا عذاب از هر جهت كه مى آيد آنكه در آن جهت ايستاده است مانع مى شود پس آنكه از همه خوش ‍ صورت تر است به ساير صورتها مى گويد: شما كيستيد؟ خدا از جانب من شما را جزاى خير دهد. صاحب طرف راست مى گويد: من نمازم . صاحب جانب چپ مى گويد: من زكاتم . آنكه در پيش روى است مى گويد: من روزه ام . آنكه در عقب سر است مى گويد: من حج و عمره ام . و آنكه در پايين پا است مى گويد: من بِر و احسان به برادران مؤ منم . پس آنها به او مى گويند: تو كيستى كه از همه ما بهتر و خوشروتر و خوشبوترى ؟ مى گويد: من ولايت آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين (هستم ).
و شيخ صدوق در فضيلت روزه شعبان روايت كرده كه هر كه نُه روز از آنرا روزه بگيرد منكر و نكير وقت سئوال به او مهربانى مى كنند.
و از حضرت باقر (ع) روايت شده كه براى كسى كه شب بيست و سوم ماه رمضان احياء بدارد و صد ركعت نماز بخواند خداوند هول و هراس از نكير و منكر را از او برطرف مى كند. و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه در خضاب ، چهارده خصلت است كه يكى از آنها آن است كه منكر و نكير از او حيا مى كنند. و دانستى كه اين ، از خواص تربت پاك نجف آنست كه حساب منكر و نكير از كسى كه در آن مدفون است ؛ ساقط است و براى تاءييد آن حكايت زير را مى گويم .
((حكايت :))
علامه مجلسى (رحمه الله عليه ) در تحفه از ارشاد القلوب و فرحة الغرى نقل كرده كه مرد صالحى از اهل كوفه گفت : من در يك شب بارانى در مسجد كوفه بودم . ناگاه درى را كه جانب قبر مسلم (ع) است كوبيدند؛ چون در را گشودند جنازه اى را داخل كردند و در صفه اى كه در جانب قبر مسلم است گذاشتند. يكى از ايشان را خواب ربود. در خواب ديد كه دو شخص ‍ نزد جنازه حاضر شدند، و يكى به ديگر گفت كه ببين ما را با او حسابى هست تا پيش از آنكه از رصافه بگذرد از او بگيريم زيرا پس از آن به نزديك او نتوانيم رفت . پس بيدار شد و خواب را براى رفيقان خود نقل كرد و در همان ساعت آن جنازه را برداشتند و داخل نجف كردند كه از حساب و عذاب نجات يابد.
قلت ولله در من قال :

اذا مت فادفنى الى جنب حيدر***ابى شبر اكرم به و شبير
فلست اخاف النار عند جواره ***و لا اتقى من منكر و نكير
فعار على حامى الحمى و هو فى الحمى ***اذا ضل البيدا عقال بعير10

((حكايت :))
از استاد اكبر، محقق بهبهانى (رحمه الله عليه ) نقل است كه فرمود: در خواب حضرت امام حسين را ديدم گفتم اى سيد و مولاى من آيا از كسى كه در جوار شما دفن شده سئوال مى كنند؟ فرمود: كدام ملك است كه جراءت اين كار را داشته باشد؟
مؤ لف مى گويد: كه در امثال عرب است كه مى گويند احمى من مجير الجراد يعنى فلانى حمايت كردنش از كسى كه در پناه او است ، بيشتر است از پناه دهنده ملخها؛ و قصه آن چنان است كه مردى باديه نشين از قبيله طى كه نامش ((مدلج بن سويد)) بود روزى در خيمه خود نشسته بود ديد جماعتى از طايفه ((طى )) آمدند و جوال و ظرفهائى با خود دارند پرسيد چه خبر است ؟ گفتند: ملخهاى بسيار در اطراف خيمه شما فرود آمده اند. آمده ايم آنها را بگيريم . ((مدلج )) كه اين را شنيد برخاست و سوار بر اسب خود شد. نيزه خود را بر دست گرفت و گفت : بخدا سوگند هر كس مزاحم اين ملخها شود من او را خواهم كشت . اءيكون الجراد فى جوارى ثم تريدون اخذه ؟ يعنى آيا اين ملخها در جوار و پناه من باشند و شما آنها را بگيريد؟ چنين چيزى نخواهد شد و پيوسته از آنها حمايت كرد تا آفتاب گرم شد و ملخها پريدند و رفتند. آن وقت گفت : ملخها از كنار خانه من رفتند ديگر هر كارى كه مى خواهيد بكنيد.
((حكايت :))
از كتاب حبل المتين نقل است كه ((مير معين الدين اشرف )) كه يكى از صلحاء خدام روضه رضويه بود نقل كرده كه در خواب ديدم كه در دارالحفّاظ يا كشيك خانه مباركه هستم و به جهت تجديد وضو بيرون آمدم پس چون به صفه امير على شير رسيدم ، جماعت بسيارى را ديدم كه داخل در صحن مطهر شدند و در جلو آنها شخص نورانى ، خوش صورت و عظيم الشاءنى بود و در دست جماعتى كه پشت سر او بودند كلنگها بود، پس ‍ همينكه به وسط صحن مقدس رسيدند آن شخص بزرگوار كه در جلو آن جماعت بود به آنها گفت اين قبر را بشكافيد، و اين خبيث را بيرون بياوريد و اشاره كرد به قبر مخصوصى پس چون شروع كردند به كندن قبرش ، از شخصى پرسيدم كه اين شخص بزرگوار كه امر مى فرمايد كيست ؟ گفت : حضرت اميرالمؤ منين (ع) است .
پس در اين حال ديدم كه امام هشتم حضرت رضا (ع) از روضه مباركه بيرون آمد و خدمت حضرت اميرالمؤ منين رسيد و سلام كرد. آن حضرت پاسخ داد.
پس امام رضا (ع) عرض كرد يا جداه از شما خواهش مى كنم كه شخصى را كه مدفون است ببخشيد و عفو فرمائيد. فرمود: كه مى دانى كه اين فاسق فاجر شرب خمر مى كرد؟ عرض كرد: بلى لكن وصيت كرد در وقت مرگ خويش كه او را در جوار من دفن كنند. پس ما اميدواريم كه شما عفو بفرمائيد فرمود: او را به خاطر تو بخشيدم . پس آن حضرت تشريف برد و من از وحشت بيدار شدم و بعضى از خدام آستانه را بيدار كردم و آمديم به همان موضع كه در خواب ديدم . ديدم كه قبر تازه اى است كه مقدارى از خاك آن بيرون ريخته شد.
پس پرسيدم كه صاحب اين قبر كيست ؟ گفتند: مردى از اتراك است كه ديروز در اينجا دفن شده است .
فقير گويد كه در حكايت تشرف حاج على بغدادى به خدمت امام عصر ارواحنا فداه و سؤ الات او از آن حضرت نقل شده كه گفت : به آن حضرت گفتم : سيدنا! صحيح است كه مى گويند: هر كس امام حسين (ع) را در شب جمعه زيارت كند در امان است ؟ فرمود: آرى والله ، و اشك از چشمان مباركش جارى شد و گريست .
گفتم : سيدنا! مساءلة .
فرمود: بپرس .
گفتم : سنه 1269 ه‍ق حضرت امام رضا (ع) را زيارت كرديم و در ورود، يكى از عربهاى شروقيه كه از باديه نشينان طرف شرقى نجف اشرف بود ملاقات كرديم و او را مهمانى نموديم و از او پرسيديم كه چگونه است ولايت حضرت رضا (ع)؟ گفت : بهشت است ؛ امروز پانزده روز است كه من از مال مولاى خود حضرت رضا (ع) خورده ام منكر و نكير چه حق دارند كه در قبر نزد من بيايند؛ گوشت و خون من از طعام حضرت رسيده است . آيا صحيح است ، كه على بن موسى الرضا مى آيد و او را از منكر و نكير خلاص ‍ مى كند؟ فرمود: آرى والله ؛ جد من ضامن آنست .
__________________________________________________
10- چون مردم مرا در جنب حيدر (على (ع)) بخاك بسپاريد چون پدر شبر و شبير (حسن و حسين ) كه در بخشندگى عجيب است . من در جوار او از آتش نمى هراسم ، و از نكير و منكر پروايى ندارم . ننگ باد بر كسى كه نگهبان قرق گاه است و خود در آنجا است كه عقال شترى در بيابان گم شود.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...

روزشمارتاریخ اسلام

1 ذی الحجه

١ ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)٢ - فرستادن...


ادامه ...

3 ذی الحجه

 ورود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان به مكه در سفر حجه الوداع در...


ادامه ...

5 ذی الحجه

١ـ  وقوع غزوه سویق٢ـ شهادت امام جواد (علیه السلام)1ـ وقوع غزوه سویقدر پنجم ذیحجه سال دوم هـ...


ادامه ...

6 ذی الحجه

مرگ منصور دوانقىدر روز ششم ذیحجه سال 158 هـ .ق. منصور دوانقى به هلاكت رسید و در...


ادامه ...

7 ذی الحجه

١ـ‌ شهادت امام باقر علیه السلام٢ـ انتقال امام كاظم علیه السلام به زندان بصره 1ـ‌ شهادت امام باقر(علیه...


ادامه ...

8 ذی الحجه

١ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق٢ـ دعوت عمومى مسلم بن عقیل در كوفه1ـ...


ادامه ...

9 ذی الحجه

١ـ روز عرفه٢ـ شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) و هانى بن عروه٣ـ وقوع سدّ ابواب1ـ...


ادامه ...

10 ذی الحجه

١ـ عید سعید قربان٢ـ شهادت عبدالله محض و جمعى از فرزندان امام حسن مجتبى علیه السلام1ـ عید...


ادامه ...

11 ذی الحجه

افشای سرّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط عایشه و حفصه در یـازدهم ذیحـجه...


ادامه ...

13 ذی الحجه

١ـ وقوع معجزه شق القمر توسط پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)٢ـ انعقاد دومین...


ادامه ...

14 ذی الحجه

بخشیدن فدك به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هـ .ق رسول گرامى...


ادامه ...

15 ذی الحجه

 ولادت با سعادت امام هادى علیه السلام روز پـانزدهــم ذی‌حــجـه سال 212 هـ .ق. ولادت بـا سـعادت امـام...


ادامه ...

18 ذی الحجه

١ـ عید سعید غدیر خم٢ـ قتل عثمان بن عفان٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام)1ـ...


ادامه ...

20 ذی الحجه

خروج ابراهیم بن مالك اشتر بر ضد ابن زیاد در بیستم ذی‌حجه سال 67 هـ .ق. ابراهیم بن...


ادامه ...

22 ذی الحجه

شهادت جناب میثم تمار در بیست و دوم ذیحجه سال 60 هـ .ق. جناب میثم تمار یكى از...


ادامه ...

24 ذی الحجه

١ـ روز مباهله٢ـ خاتم بخشى امیرمؤمنان (علیه السلام) در حال ركوع٣ـ نزول سوره انسان و آیه «هل...


ادامه ...

25 ذی الحجه

اولین نماز جمعه امیرمؤمنان امام على علیه السلام در بیست و پنجم ذیحجه سال ٣٤ هـ .ق امیرمؤمنان...


ادامه ...

26 ذی الحجه

مرگ عمر بن خطاب به گفته برخی تاریخ نویسان در بیست و ششم ذیحجه سال 23 هـ .ق...


ادامه ...

27 ذی الحجه

١ - مرگ مروان حمار و انقراض حكومت بنى امیه٢ ـ وفات جناب على بن جعفر (علیهما...


ادامه ...

28 ذی الحجه

وقوع حادثه حرّه در روز بیست و هشتم ذیحجه سال 63 هـ .ق واقعه اسفناك «حره» در مدینه...


ادامه ...
012345678910111213141516171819

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page