مناظره هشام بن حكم با استاد معتزلى

(زمان خواندن: 2 - 4 دقیقه)

عمر بن عبيد (80ـ 128ه. ق ) از اساتيد و بزرگان فرقه معتزله اسلامى ؛ در عصر امام صادق (ع ) بود؛ و از دوستان نزديك منصور دوانيقى (دومين خليفه عباسى ) به شمار مى رفت ؛ و در بصره ؛ جلسه درسى داشت ؛ و شاگردان بسيارى در آن جلسه ؛ شركت مى كردند؛ و او طبق مرام خود (كه بر خلاف اعتقادات تشيع بود) تدريس مى نمود؛ هشام بن حكم كه از شاگردان زبردست امام صادق (ع ) و از محققان نيرومند تشيع بود؛ روزى در جلسه درس او شركت نمود؛ و با او به مناظره پرداخت به گونه اى كه او را محكوم كرد اينك به شيوه مناظره او توجه كنيد) جمعى از شاگردان امام صادق (ع )؛ از جمله هشام ؛ در محضر آن حضرت بودند؛ امام صادق (ع ) به هشام كه در اين وقت جوان بود؛ رو كرد و فرمود: آنچه كه بين تو و عمروبن عبيد (استاد معتزلى ) مناظره و بحث شده ؛ براى ما بيان كن .
فدايت شوم اى فرزند رسول خدا! من مقام شما را گرامى مى دارم ؛ و از سخن گفتن در حضور شما شرم دارم ؛ زيرا زبانم را در محضر شما؛ ياراى سخن گفتن نيست !.
هرگاه ما دستورى به شما مى دهيم ؛ اطاعت كنيد.
به من خبر رسيد كه عمروبن عبيد روزها در مسجد بصره با شاگردان خود مى نشيند (و درباره مسأله امامت و رهبرى ؛ بحث و گفتگو مى كند؛ و عقيده شيعه را در مورد مسأله امامت ؛ بى اساس جلوه مى دهد).
اين خبر براى من بسيار ناگوار بود؛ از اين رو (از كوفه ) به بصره رفتم ؛ و در روز جمعه به مسجد بصره وارد شدم ؛ ديدم جمعيت زيادى گرداگرد او حلقه زده اند؛ و او نيز جامه سياه پشمى بر تن كرده ؛ و عبايى به دوش افكنده ؛ و حاضران از او سؤال مى كردند و او جواب مى داد.
از حاضران تقاضا كردم ؛ تا در حلقه خود به من جائى بدهند؛ سرانجام راه باز كردند؛ و در آخر جمعيت ؛ بر دو زانو نشستم ؛ آنگاه مناظره من با او به اين ترتيب شروع شد: (خطاب به عمروبن عبيد): اى دانشمند؛ من مرد غريبى هستم ؛ آيا اجازه دارم از شما سؤالى كنم ؟ آرى اجازه دارى .
آيا چشم دارى ؟ فرزندم ! اين چه سؤالى است كه مطرح مى كنى ؛ چيزى را كه مى بينى چرا از آن مى پرسى ؟ سؤالات من همين گونه است .
گرچه سؤالات تو احمقانه است ؛ ولى آنچه خواهى بپرس .
آيا چشم دارى ؟ آرى .
به وسيله چشم چكار مى كنى ؟ به وسيله چشم ؛ رنگها و اشخاص و ساير منظره ها را مى نگرم .
آيا بينى دارى ؟ آرى .
با آن چه استفاده مى برى ؟ به سيله بينى بوها را استسشمام مى نمايم .
آيا زبان و دهان دارى ؟ آرى .
با آن چه نفعى مى برى ؟ با زبان طعم غذاها را چشيده و درك مى كنم .
آيا گوش دارى ؟ آرى .
با گوش چه استفاده مى كنى ؟ با گوش ؛ صداها را مى شنوم .
آيا قلب دارى ؟ آرى .
با قلب چه مى كنى ؟ به وسيله قلب (مركز ادراكات ) آنچه بر اعضاى بدنم مى گذرد؛ و بر حواس من خطور مى كند؛ برطرف كرده و صحيح را از باطل تشخيص مى دهم .
آيا اعضا؛ از قلب بى نياز نيستند؟ نه ؛ نه هرگز.
وقتى كه اعضا بدن ؛ صحيح و سالم هستند؛ چه نيازى به قلب دارند؟ پسر جانم ! اعضا بدن در بوئيدن يا ديدن يا شنيدن يا چشيدن ؛ ترديد پيدا كنند؛ و در امرى از امور دچار حيرت شوند؛ فوراً به قلب (مركز ادراكات ) مراجعه مى كنند؛ تا ترديدشان رفع شود و يقين حاصل كنند.
بنابراين خداوند قلب را براى رفع ترديد قرار داده است .
آرى .
اى مرد دانشمند! وقتى كه خداوند براى تنظيم اداره امور كشور كوچك تن تو؛ پيشوايى به نام قلب قرار داده ؛ چگونه ممكن است كه خداى مهربان آنهمه مخلوق و بندگان خود را بدون رهبر؛ واگذارد؛ تا در حيرت و شكت ؛ به سر برند و براى رفع شك و حيرت آنها؛ امام و پيشوا نيافريده باشد؛ تا مردم در موارد مختلف به او مراجعه كنند.
در اين هنگام ؛عمرو سكوت عميقى كرد و لب به سخن نگشود؛ و پس از زمانى تأمل ؛ به هشام گفت : آيا تو هشام بن حكم نيستى ؟ نه ؛ (اين پاسخ هشام يكنوع تاكتيك بود).
آيا با او نشست و برخاست نكرده اى ؟ و در تماس نبوده اى ؟ نه .
پس تو از اهل كجائى ؟ از اهل كوفه هستم .
پس تو همان هشام هستى .
در اين هنگام ؛ عمرو از جا برخاست و مرا در آغوش كشيد و بر جاى خود نشانيد؛ و تا من بر آن مسند نشسته بودم ؛ سخنى نگفت .
وقتى كه سخن هشام به اينجا رسيده امام صادق (ع ) خنديد و به هشام فرمود: اين طرز استدلال را از كه آموخته اى ؟ هشام عرض كرد: آنچه از شما شنيده بودم منظم كردم .
امام صادق (ع ) فرمود:
هذا والله مكتوب فى صحف ابراهيم و موسى : سوگند به خدا؛ اين گونه مناظره تو در صحف ابراهيم و موسى (ع ) نوشته شده است .

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
اخبار مؤسسه
فروشگاه
درباره مؤسسه
کلام جاودان - اهل بیت علیهم السلام
آرشیو صوت - ادعیه و زیارات عقائد - تشیع
@sibtayn_fa @sibtayn_fa



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...
ویدئو
مداحی
سخنرانی
صوت
احکام
تصویر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

روزشمارتاریخ اسلام

2 جمادی الثانی

مرگ هارون الرشید در دوم جمادی الثانی سال 193 هـ .ق.  هارون الرشید، در روستای سناباد توس در...


ادامه ...

3 جمادی الثانی

شهادت حضرت صدیقه‌ طاهره، فاطمه‌ زهرا (سلام الله علیها)بنا بر روایات مشهور در سوم جمادی ‌الثانی سال...


ادامه ...

10 جمادی الثانی

درگذشت مستنصر بالله عباسی در روز دهم جمادی الثانی سال 640 هـ .ق. ، مستنصر بالله سی و...


ادامه ...

13 جمادی الثانی

وفات حضرت ام البنین (سلام الله علیها) در سـیزدهم جمادی ‌الثانی سـال 64 هـ.ق. حضرت ام البنین (سلام...


ادامه ...

20 جمادی الثانی

ولادت با سعادت سرور زنان اهل بهشت، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در بیستم جمادی ‌الثانی سال...


ادامه ...

21 جمادی الثانی

وفات حضرت ام كلثوم(سلام الله علیها) روز بیست و یكم جمادی ‌الثانی سال 61 هـ .ق. ، یعنی...


ادامه ...

22 جمادی الثانی

مرگ ابوبكر بن ابی قحافه در روز بیست و دوم جمادی ‌الثانی سال 13 هـ .ق. ابوبكر بن...


ادامه ...

27 جمادی الثانی

١ـ شهادت علی بن محمدباقر (علیهما السلام)٢ ـ شهادت امام هادی(علیه السلام)1ـ شهادت علی بن محمد باقر...


ادامه ...

29 جمادی الثانی

١ـ هلاكت ولید بن یزید٢ ـ وفات حضرت سید محمد فرزند امام هادی علیه السلام 1ـ هلاكت ولید...


ادامه ...
012345678

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. مداحی فاطمیه

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page