18 ذی الحجه

(زمان خواندن: 6 - 11 دقیقه)

١ـ عید سعید غدیر خم
٢ـ قتل عثمان بن عفان
٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام)

1ـ عید سعید غدیر خم
در روز هیجدهم ذیحجه سال دهم هـ .ق. در بازگشت از حجه الوداع واقعه غدیر به وقوع پیوست و طى سه روز كه كاروان صد و بیست هزار نفرى حاجیان در غدیرخم توقف داشتند،  پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در بلندترین خطبه خود، على بن ابىطالب و یازده امام(علیه السلام) بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قیامت معرفى كردند و از همه آن جمعیت بیعت گرفتند.
ـ عید بزرگ آل محمد(علیهم السلام)
عید سعید غدیر خم، عید آل محمد(علیهم السلام) به شمار مى آید؛ چرا كه واقعه ای بسیار مهم و عظیم است و طى آن به دستور الهى اعلام عمومى به وصایت بلافصل امیرمؤمنان على بن ابى طالب(علیه السلام) شده است .
این روز عید مبارك آسمانى است؛ روزى است كه خداوند متعال حضرت ابراهیم(علیه السلام) را از آتش نجات داد؛ توبه حضرت آدم (علیه السلام) قبول شد؛ خداوند متعال حضرت موسى(علیه السلام) را بر ساحران غلبه داد؛ حضرت موسى(علیه السلام) در حضور امت خود یوشع بن نون را وصى خود گردانید؛ حضرت عیسى(علیه السلام) شمعون الصفا را جانشین خود کرد؛  حضرت سلیمان(علیه السلام) رعیت خود را بر جانشینى آصف بن برخیا گواه گرفت؛  روز عقد اخوت بستن پیامبر(صلی الله علیه و اله) بین اصحابش است؛  در این روز پیامبران جانشینان خود را معین مى نمودند و زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام) در این روز وارد شده است .
ماجرای غدیر چنین بود كه در روز شنبه، چهار یا پنج روز مانده به آخر ذى القعده سال 10 هـ .ق. پیامبر (صلی الله علیه و اله) غسل نمودند وهمراه با 120 هزار نفر از مسلمانان ، از مدینه خارج شدند.  در این سفر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ام هانى خواهر امیرمؤمنان (علیه السلام)، فاطمه بنت حمزه، ام سلمه و سایر همسران پیامبر (صلی الله علیه و اله) از جمله عایشه و حفصه حضور داشتند . امیرمؤمنان(علیه السلام) هم از یمن با عده اى وارد مكه شدند.
ـ دستور الهى براى مراسم غدیر
اوایل روز 18 ذی‌حجه که کاروان حاجیان پس از مراسـم باشـکوه حج به غدیرخم رسیدند، جبرئیل نازل شد و آیه 67 سوره مائده را آورد كه شامل تبلیغ ولایت مولى الموالى امیرمؤمنان(علیه السلام) و در امان بودن آن حضرت از شرّ منافقان بود: «يَا  أَيُّهَا  الرَّسُولُ  بَلِّغْ  مَا  أُنزِلَ  إِلَيْكَ مِن  رَّبِّكَ  وَ إِن  لَّمْ  تَفْعَلْ  فَمَا  بَلَّغْتَ  رِسَالَتَهُ  وَ اللّهُ  يَعْصِمُكَ مِنَ  النَّاسِ  إِنَّ  اللّهَ  لاَ يَهْدِی  الْقَوْمَ  الْكَافرین؛ اى پیامبر تبلیغ كن به مردم آن امرى را كه درباره على(علیه السلام) از جانب خدا بر تو فرستاده شده و اگر این كار را انجام ندهى، رسالت الهى را تبلیغ نكرده ای! و خدا تو را از شرّ مردم حفظ می‌نماید. خداوند كافران را هدایت نمى كند.»
ـ پیامبر (صلی الله علیه و اله) بر فراز منبر
هنگام ظهر، پیامبر (صلی الله علیه و اله) بعد از نماز جماعت، بالاى منبرى كه زیر دو درخت كهنسال بود و توسط سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ساخته شده بود، رفتند و امیرمؤمنان(علیه السلام) را بر فراز منبر یك پله پایین تر قرار دادند، در حالى كه عده اى از منافقان مقابل منبر بودند.  بعد از بیان كلمات گهربار خویش در توحید و صفات كمال حق تعالى و بیان قسمت عمده اى از احكام حلال و حرام دین خدا، گذشته عرب و زندگى وعقاید آنان و زحماتى را كه آن حضرت كشیده اند، بیان داشتند. سپس فرمودند: «بین قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) اتصال ناگسستنى است و از یكدیگر جدا نمى شوند تا روز قیامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند».
سپس قسمتى از فضایل و مناقب امیرمؤمنان(علیه السلام) را بیـان فرمودنـد و درباره امامت و ولایت آن حضرت و اولادشان تا حضرت مهدى (عج) چند بار تاكید كردند. آن‌گاه آیه نازل شده را بیان و سپس فرمودند: «اى مردم! در تبلیغ آن چه خداوند بر من نازل كرده كوتاهى نكردم و من سبب نزول این آیه را بیان مى‌كنم. جبرئیل دوبار بر من نازل شد و از جانب خداوند به من امر كرد كه در این مكان به هر سفید وسیاهى از هر قبیله اى اعلام كنم كه على بن ابى طالب(علیهما السلام) وصى و جانشین و امام بعد از من است. او بعد از خدا و رسولش ولى و صاحب شما و اولى بر همه شما از خود شماست در این باره خداوند برمن آیه اى نازل نموده است: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ يُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» .
سپس فرمودند: «من از جبرئیل خواستم كه از خداوند بخواهد مرا از تبلیغ این امر معذور بدارد، چون به كمى مؤمنان و زیادى منافقان و استهزاكنندگان به اسلام آگاهم». آن گاه فرمودند: «اوست كه هدایت به حق مى كند و عمل به آن مى نماید. او را فضیلت دهید كه خدا او را فضیلت داده و او را قبول كنید كه خداوند او را منصوب نموده است. اى مردم! او امام از طرف خداست. منكر ولایت او آمرزیده نخواهد شد و توبه اش قبول نمی شود».
ـ معرفى على ابن ابیطالب (علیه السلام)
در این هنگام پیـامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: «الـست اولى بـكم مـن انفـسكم»؟
همه گفتند:« اللهم بلی» فرمود: «هذا على اخى و وصیی؛ من كنت مولاه فهذا على مولاه و هو على بن ابى طالب؛ هر كس كه من مولى و صاحب اختیار او هستم، این على مولى و صاحب اختیار اوست؛ بار الها، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن بدارد». كلماتى دیگر نیز براى تاكید فرمان الهى و اقرار مردم بیان نمودند. سپس فرمودند: «خبر غدیر را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند».
بعد دستور داد تا چادرى جداگانه براى امیرمؤمنان (علیه السلام) زدند و فرمود: «همه بروند و به آن حضرت سلام كنندو بگویند: "السلام علیك یا امیرالمؤمنین"» عمر آمد و سلام كرد و گفت: «بخ بخ یا بن ابى طالب؛ اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنه». ابوبكر نیز در این تهنیت باعمر شریك بود . بیعت سه روز طول كشید و در این مدت نماز ظهر و عصر را با هم میخواندند. بعد از نماز، بیعت تا غروب ادامه داشت و نماز مغرب و عشا را نیز با هم مى‌خواندند.
براى بیعت زنان، ظرف آبى زیر پرده اى قرار دادند، به طورى كه نصف ظرف در طرفى و نصف دیگر آن در طرف دیگر پرده قرار داشت. یك طرف امیرمؤمنان(علیه السلام) دست مبارك خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف دیگر زنها دست خود را مى گذاشتند و ضمن تبریك مى گفتند: «السلام علیك یا امیرالمؤمنین». حضور حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) زینت بخش مراسم بود .
بعد از اعلام ولایت در غدیر، جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا ؛ امروز براى شما دینتان را كـامل و نعـمتم را بر شـما تـمام نمـودم و اسلام را به عنوان دین شما راضى شدم».

2ـ قتل عثمان بن عفان
در این روز در سـال 34 هـ .ق. عثـمان بـن عفـان بعد از محـاصـره خانه‌اش توسط مسلمانان، در 81 یا 90 سالگى به دست مردى از اهل مصر كشته شد.  وی را بعد از كشتن ازخانه اش بیرون آوردند و در یكى از زباله دان های مدینه انداختند. از ترس مهاجران و انصار كسى او را دفن نمى كرد، تا بعد از سه روز او را با نیرنگ به مقبره یهودیان مدینه به نام «حُشّ كوكب» بردند و دفن كردند. معاویه در دوران خلافتش خانه هاى بین این قبرستان و بقیع را خراب و آن را به قبرستان مسلمانان متصل كرد!
عثمان بعد از عمر بن خطاب به جاى او نشست. عمر در زمان حیات خود بارها گفته بود كه بعد از من خلافت از آن عثمان است؛  ولى به ظاهر امر خلافت را به شورا گذاشت و آن را به گونه اى پیش بینى كرد كه سرانجامش خلافت عثمان شود.
ـ بدعت هاى عثمان
عثمان در دوران حكومت خویش خلافهاى بزرگى انجام داد از جمله:
1. منازل وسیع و زیبا از سنگ و آجر و ساروج و درهایى از چوبهاى هندى و خوشبو وگران قیمت ساخت؛ باغها، زمینها و چشمه هاى زیادى را مالك شد و اموال بسیارى را در خانه خود جمع آورى كرد. هنگامى كه كشته شد صد و پنجاه هزار دینار و یك میلیون درهم نزد خازن او بود؛ اضافه بر زمینهاى اطراف حنین كه صد هزار دینار قیمت داشت، گاو، گوسفند و شتر فراوانى از او برجاى مانده بود .
2. به گروهى چون عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام آن قدر مال و باغ و زمین داد كه آنها هم خانه هاى سنگى و آجرى و گچ كارى شده بنا كردند. فقط زبیر بعد از مرگ پنجاه هزار دینار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جاى گذاشت .
3. عبیدالله بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان قصاص نكرد. بعد از دفن عمر بن خطاب، پسر عمر چون دسترسى به ابولؤلؤ پیدا نكرد، دختر كوچكش را بر در خانه او كشت. هرمز عجمى مسلمان و جفینه غلام سعد ابن ابى وقاص را هم كشت؛ به جرم اینكه چند روز قبل از كشته شدن عمر آن دو نفر را دیده بود كه با فیروز در حال گفت وگو هستند.
سعد بن ابی وقاص، عبیدالله بن عمر را به زمین زد و شمشیرش را گرفت و به غلامانش دستور داد او را حبس كردند تا امر شورا تمام شود. عثمان كه خلیفه شد، على بن ابى طالب(علیه السلام) و دیگران گفتند: « او را قصاص كن» عثمان او را آزاد كرد و گفت: «دیروز پدرش كشته شد، امروز پسرش را بكشم؟ من به عنوان خلیفه مسلمین، عبیدالله را بخشیدم».
4. حَكَم بن ابى العاص پدر مروان را كه دشمن خدا و رسول بود، با احترام به مدینه آورد. او عموى عثمان بود كه به دشمنی با پیامبر(صلی الله علیه و اله) و اهل بیت(علیهم السلام) مشهور بود. حَكَم به خاطر جسارتهایى كه به پیامبر(صلی الله علیه و اله) نموده بود، از طرف آن حضرت به طایف تبعید شد. بعد از شهادت پیامبر(صلی الله علیه و اله) ابوبكر و عمر شفاعت عثمان را براى حكم قبول نكردند. همین كه حكومت به دست او رسید، عموى خود حكم و مروان را با اطرافیان آن‌ها به مدینه آورد و مخالفت صریح با امر پیامبر(صلی الله علیه و اله) نمود.
دیرى نگذشت كه به جاى حَكَم، ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسیار تبعید كرد. از سوى دیگر صد هزار درهم از اموال مسلمانان را به حكم داد. همچنین خمس افریقیه را كه صد هزار دینار بود و همه مسلمانان در آن شریك بودند، با فدك به مروان داد! و نیز مروان را براى وزارت و كتابت اسرار خود انتخاب كرد و حال این-كه پیامبر(صلی الله علیه و اله) مروان و حكم را بارها لعنت فرموده بود .
5. ولید بن عقبه را كه پیامبر(صلی الله علیه و اله) فرموده بود: « اهل آتش است» والى كوفه كرد. ولید مردى فاسق و شراب خوار بود و شبى تا صبح با كنیزان و زنهای خواننده مشروب خورد و صبح با همان حال به مسجد رفت و نماز صبح را چهار ركعت خواند و گفت: «دوست دارید بیشتر بخوانم!» او در حالتى كه سجده را طول داده بود مى گفت: «اشرب و اسقنی ».
نقل شده است که تعداد زیادى از مردم كوفه، مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند و چون او اوضاع را خطرناك دید با واسطه قرار دادن امیرمؤمنان(علیه السلام) وعده داد كه به درخواست آنها عمل كند؛ حكام را تعویض و حسن سیره و عدل را پیشه كند؛ اما هنگامى كه معترضان به شهرهاى خود باز مى گشتند، پیك مخصوص عثمان را دیدند كه از بیراهه مى‌رود. او را گرفتند و نامه اى از طرف عثمان دیدند كه به والى مصر نوشته شده است: «به محض آمدن اینها، یكى را بكش، و دست دیگرى را قطع كن... ». آنان برگشتند و افراد زیادى در طول مسیر همراه آنها به مدینه آمدند و حدود پنجاه روز خانه او را محاصره كردند.
عثمان در ایام محاصره، از امیرمؤمنان(علیه السلام) آب طلبید. حضرت سه مشك آب سرد بردند. ولى بالاخره معترضان به منزلش ریختند و مردى مصرى او را كشت؛ گرچه بنى هاشم مانع شدند و بنا بر نقلى امام حسن(علیه السلام) جراحت مختصرى برداشت و سر قنبر زخمى شد.

3ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)
در روز هیجدهم ذی‌حجه سـال 34 هـ .ق. پـس از آنكه عثمـان بـن عفان به قتل رسید، مردم خواستار به خلافت رسیدن امیرمؤمنان(علیه السلام) شدند. از این رو همگان یك صدا فریاد حمایت از آن حضرت را سر می دادند و بالاخره در آن روز همه مسلمانان با حضرت علی(علیه السلام) در مسجد بیعت نمودند. 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ویژه نامه امام حسین علیه السلام

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...

روزشمارتاریخ اسلام

1 صفر

١ـ وقوع جنگ صفین٢ـ ورود کاروان اسرای اهل بیت (علیهم السلام) به شام 1ـ وقوع جنگ صفینروز اول...


ادامه ...

2 صفر

١ـ ورود اسراى اهل بیت‌(علیهم السلام) به مجلس یزید ملعون٢ـ شهادت جناب زیدبن على بن الحسین‌(علیهما السلام)٣ـ...


ادامه ...

3 صفر

ولادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) امام پنجم، محمد بن على بن الحسین علیه السلام بنا بر...


ادامه ...

5 صفر

شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) در پنجم صفر سال 61 هـ .ق....


ادامه ...

7 صفر

١- شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام)٢ ـ ولادت امام موسى بن جعفر (علیه السلام)1ـ شهادت امام حسن...


ادامه ...

8 صفر

وفات سلمان فارسیدر هشتم صفر سال 36 هـ .ق. سلمان، بزرگ صحابی رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه...


ادامه ...

9 صفر

١ـ شهادت عمّار یاسر در جنگ صفین٢ـ وقوع جنگ نهروان1ـ شهادت عمّار یاسر در جنگ صفیندر نهم...


ادامه ...

14 صفر

شهادت « محمد بن ابى بكر » روز چهاردهم صفر سال 38 هـ .ق. محمد بن ابی بکر،...


ادامه ...

18 صفر

شهادت اویس قرنى در هجدهم صفر سال 37 هـ .ق. در جریان جنـگ صفین اویـس قرنی به شهادت...


ادامه ...

20 صفر

١ـ فاجعه بئر معونه٢ـ ورود كاروان حسینى به کربلا٣ـ اربعین حسینى 1ـ فاجعه ‌بئر معونهدر بیستم صفر سال...


ادامه ...

27 صفر

مأموریت «اسامه بن زید» از سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای تجهیز سپاه اسلام رسول گرامی اسلام(صلی...


ادامه ...

28 صفر

١ـ شهادت جانسوز پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)٢ـ شهادت امام حسن مجتبی(علیه...


ادامه ...

30 صفر

شهادت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در روز آخـر صفر سـال 203 هـ .ق. هشـتمین اختر...


ادامه ...
0123456789101112

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. مداحی محرم

سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page