احادیث امام حسن عسکری (علیه السلام)

1. جدال‌ مكن‌ تا احترامت‌ برود ، و شوخى‌ مكن‌ تا بر تو گستاخ‌ شوند .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 516)

2. هر كه‌ به‌ نشستن‌ در جاهاى‌ معمولى‌ مجلس‌ بسنده‌ كند ، خدا و فرشتگان‌ بر او رحمت‌ مى‌فرستند تا برخیزد .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 516)

3. از گناهانى‌ كه‌ آمرزیده‌ نشود این‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود : كاش‌ به‌ جز بر این‌گناه‌ مؤاخذه‌ نشوم‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 517)

4. شرك‌ در میان‌ مردم‌ از جنبش‌ مورچه‌ بر روپوش‌ سیاه‌ در شب‌ تار نهان تر است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 517)

5. نسبت‌ بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌ به‌ اسم‌ اعظم‌ خدا ، از سیاهى‌ چشم‌ به‌ سفیدیش‌نزدیكتر است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 517)

6. دوستى‌ نیكان‌ به‌ نیكان‌ ثواب‌ است‌ براى‌ نیكان‌ ، و دوستى‌ بدان‌ به‌ نیكان‌ بزرگوارى‌ است‌ براى‌ نیكان‌ ، و دشمنى‌ بدان‌ با نیكان‌ زینتى‌ است‌ براى‌ نیكان‌ ، ودشمنى‌ خوبان‌ با بدان‌ رسوایى‌ است‌ براى‌ بدان‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 517)

7 . خنده‌ بی جا نشانه‌ نادانى‌ است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 517)

8. از ادب‌ همان‌ بس‌ كه‌ آنچه‌ را براى‌ خود نمى‌پسندى‌ ، براى‌ دیگران‌ نیز مپسندى‌ .(مسند الامام‌ العسكرى‌ علیه السلام، ص‌ 288)

9. از بلاهاى‌ كمر شكن‌ ، همسایه‌اى‌ است‌ كه‌ اگر كردار خوبى‌ را بیند نهانش‌ سازد ،و اگر بدكردارى‌ بیند آن‌ را فاش‌ سازد .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 517)

10. عبادت‌ پر روزه‌ گرفتن‌ و پر نماز خواندن‌ نیست‌ ، عبادت‌ پر اندیشه‌ كردن‌ درامر خداست‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 518)

11. چه‌ بد است‌ آن‌ بنده‌ خدا كه‌ دورو و دو زبان‌ است‌ . در حضور برادرش‌ او رامى‌ستاید ، و در غیاب‌ بدگوئیش‌ مى‌كند . اگر عطایى‌ به‌ برادرش‌ رسد حسد برد ، واگر گرفتار گردد او را وانهد .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 518)

12. رسیدن‌ به‌ خداوند متعال‌ ، سیر و سفرى‌ است‌ كه‌ جز با شب‌ زنده‌دارى‌ حاصل‌نگردد .(مسند الامام‌ العسكرى‌ علیه السلام . ص‌ 290)

13. كم‌ آسایش ترین‌ مردم‌ كینه‌ورز است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 519)

14. مؤمن‌ براى‌ مؤمن‌ بركت‌ است‌ ، و بر كافر اتمام‌ حجت‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌519)

15. دل‌ نابخرد در دهان‌ اوست‌ ، و دهان‌ خردمند فرزانه‌ در دل‌ او .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 519)

16. هنگامى‌ كه‌ قائم‌ علیه السلام قیام‌ كند ، دستور به‌ خرابى‌ مناره‌ها و اتاقك هاى‌ مخصوص‌ پیش‌نمازها در مساجد دهد .(الغیبه‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 133)

17. كسى‌ كه‌ در طهارت‌ شرعى‌ خود از حد تجاوز كند ، همچون‌ كسى‌ است‌ كه‌ آن‌ راباطل‌ كرده‌ است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

18. هیچ‌ عزیزى‌ حق‌ را واننهد جز این‌ كه‌ خوار شود ، و هیچ‌ خوارى‌ به‌ حق‌ نرود جزاین‌ كه‌ عزیز شود .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

19. كسى‌ كه‌ با خدا مأنوس‌ باشد ، از مردم‌ گریزان‌ گردد .(مسند الامام‌ العسكرى‌ علیه السلام ، ص‌ 287)

20. بالاى‌ دو خصلت‌ چیزى‌ نیست‌ : ایمان‌ به‌ خدا و سود رساندن‌ به‌ برادران‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

21. فرزند خردسالى‌ كه‌ به‌ پدر گستاخى‌ كند ، چون‌ بزرگ‌ شد عاق‌ و ناسپاس‌ اوگردد .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

22. شادمانى‌ كردن‌ در نزد غم‌ دیده‌ بى‌ ادبى‌ است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

23. بهتر از زندگى‌ آن‌ چیز است‌ كه‌ چون‌ از دست‌ دهى‌ از زندگى‌ بدت‌ آید ، و بدتر از مرگ‌ آن‌ چیزى‌ است‌ كه‌ چون‌ بر سرت‌ آید مرگ‌ را دوست‌ بدارى‌.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

24. پرورش‌ دادن‌ نادان‌ و ترك‌ دادن‌ معتاد از عادتش‌ معجزه‌آمیز است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

25. فروتنى‌ نعمتى‌ است‌ كه‌ بر آن‌ حسد نبرند .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

26. كسى‌ كه‌ پارسایى‌ خوى‌ او ، و بخشندگى‌ طبیعت‌ او ، و بردبارى‌ خصلت‌ او باشد ،دوستانش‌ بسیار شوند .(مسند الامام‌ العسكرى‌ علیه السلام ، ص‌ 289)

27. هر كه‌ نهانى‌ برادر خود را پند دهد او را آراسته‌ و زیور بسته‌ ، و هر كه‌ دربرابر دیگرانش‌ پند دهد زشتش‌ كرده‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

28. هیچ‌ بلائى‌ نیست‌ مگر این‌ كه‌ در پیرامونش‌ از طرف‌ خدا نعمتى‌ است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

29. چه‌ زشت‌ است‌ به‌ مؤمن‌ دلبستگى‌ به‌ چیزى‌ كه‌ او را خوار مى‌كند .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 520)

30. پارساترین‌ مردم‌ كسى‌ است‌ كه‌ در هنگام‌ شبهه‌ توقف‌ كند . عابدترین‌ مردم‌كسى‌ است‌ كه‌ واجبات‌ را انجام‌ دهد . زاهدترین‌ مردم‌ كسى‌ است‌ كه‌ حرام‌ را ترك‌نماید . كوشنده‌ترین‌ مردم‌ كسى‌ است‌ كه‌ گناهان‌ را رها سازد(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 519)

31. شماها عمر كاهنده‌ و روزهاى‌ برشمرده‌اى‌ دارید و مرگ‌ ناگهانى‌ است‌ . آن‌ كه‌تخم‌ نیكى‌ بكارد خوشى‌ برداشت‌ كند ، و هر كه‌ تخم‌ بدى‌ بكارد پشیمانى‌برداشت‌ كند .
هر كه‌ هر چه‌ بكارد همان‌ براى‌ اوست‌ . كند كار را بهره‌ از دست‌ نرود ، آزمند آنچه‌را مقدرش‌ نیست‌ به‌ دست‌ نیاورد . هر كه‌ به‌ خیرى‌ رسد خدایش‌ داده‌ ، وهر كه‌ ازشرى‌ رهد خدایش‌ رهانده‌ است‌.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 519)

32. صورت‌ نیكو ، زیبایى‌ ظ‌اهرى‌ است‌ ، و عقل‌ نیكو ، زیبایى‌ باطنى‌ است‌.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 379)

33. تمام‌ پلیدی ها در خانه‌اى‌ قرار داده‌ شده‌ و كلید آن‌ دروغگویى‌ است‌ .(بحار الانوار ج‌ 78 ، ص‌ 377)

*****************************************

تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام) ، از تفاسیر روایی امامیه ، متعلق به قرن سوم . متن این تفسیر تا پایان آیه 282 سوره بقره موجود است . این تفسیر با بیان روایاتی راجع به فضائل قرآن و تأویل و آداب قرائت قرآن آغاز شده و با ذکر احادیثی مشتمل بر فضائل اهل بیت (برای نمونه رجوع کنید به حدیث سدالابواب ، ص 17) و مثالب دشمنان اهل بیت (ص 47) ادامه یافته است. بحثهای متعددی نیز در باره سیره نبوی ، بخصوص راجع به مناسبات پیامبر و یهودیان ، مطرح شده است ( رجوع کنید به ص 161ـ163، 190ـ 192، 406ـ407). درمجموع ، در این تفسیر 379 حدیث آمده است . بیشتر روایات طولانی و مفصّل است ، به طوری که گاه یک روایت چندین صفحه را در برمی گیرد ( رجوع کنید به ص 656ـ672) و به همین جهت ، در برخی موارد ساختار روایی از بین رفته است . در برخی روایات نیز آشفتگی وجود دارد.
در این تفسیر برخی آیات تأویل شده و بیشتر تأویلها در باره معجزات پیامبر و امامان است ( رجوع کنید به ص 429ـ441، 497ـ500). در این تفسیر به اسباب نزول آیات کمتر توجه شده ، گرچه به مصادیق آیات اشاره شده است . مباحث صرفی و نحوی و بلاغی نیز در این تفسیر وجود ندارد (رضوی ، ص 313).
سلسله سند روایت کتاب نشان می دهد که نقل این تفسیر در میان محدّثان و فقهای قم در قرن چهارم و پنجم متداول بوده است ( رجوع کنید به ص 7ـ 8). مطالب تفسیر را محمدبن قاسم استرآبادی خطیب ، مشهور به مفسر جرجانی ، که شاید تدوین کننده تفسیر نیز باشد، از دو راوی آن ، یعنی ابوالحسن علی بن محمدبن سیار (یسار؟) و ابویعقوب یوسف بن محمدبن زیاد، نقل کرده است . در مقدمه کوتاه این دو بر تفسیر آمده است که بعد از به قدرت رسیدن حسن بن زید آنان مجبور به مهاجرت از وطن خود شدند. از آنجا که آنها از آمدن خود نزد امام حسن عسکری علیه السلام سخن گفته اند، تاریخ ورودشان به سامرا می بایست بعد از 254 بوده باشد، زیرا این سال ، زمان آغاز امامت امام عسکری علیه السلام بوده است ( التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص 9ـ10؛ قس ابن جوزی ، ج 12، ص 74؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 286ـ 288). در ادامه گفته اند که متن کل تفسیر را به مدت هفت سال نزد امام فراگرفته اند ( التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص 12)، حال آنکه از وفات امام در 260 سخنی به میان نیامده است و ظاهراً پس از درگذشت امام ، آن دو به موطن خود بازگشته اند (همانجا).
با وجود قدمت این تفسیر، وثاقت آن در بین علمای امامیه از گذشته مورد بحث بوده است . محمدبن علی بن بابویه ، معروف به شیخ صدوق (متوفی 381)، نخستین عالم امامی است که از این تفسیر مطالب فراوانی در کتب خود نقل کرده ، گرچه در باره وثاقت یا عدم اعتبار آن سخنی نگفته است . ابن بابویه متن تفسیر را مستقیماً از استرآبادی دریافت نموده است . وی در آغاز کتاب فتوایی خود، من لایحضره الفقیه (ج 1، ص 3)، ضمن اشاره به این نکته که آنچه در این اثر فراهم آمده از نظر خودش صحیح است ، بیان داشته که روایات کتاب را از متون معتبر و مشهور گرفته است . همو در باب تلبیه ، از استرآبادی حدیثی نقل کرده و در پایان گفته است که باقی آن را در کتاب تفسیر آورده است (1413، ج 2، ص 211ـ212). بر این اساس ، اگر شیخ صدوق خود تدوین کننده تفسیر نبوده ، احتمالاً تهذیب کننده آن بوده است . مؤید صحت این احتمال ، سخن نجاشی (متوفی 450؛ ص 391ـ392) است که در ذیل آثار شیخ صدوق به دو اثر تفسیری ، تفسیرالقرآن و مختصر تفسیر القرآن ، اشاره کرده است . شاهد دیگر بر این نظر، ذکر روایتی با همین سند در کتاب التوحید (ص 47) شیخ صدوق است . در آخر آن روایت نیز شیخ صدوق بیان داشته که متن کامل حدیث را در تفسیرش آورده است ( رجوع کنید به التفسیرالمنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص 50 ـ52).
نخستین منتقد وثاقت تفسیر، احمدبن حسین بن عبیداللّه غضائری ، معروف به ابن غضائری ، بود که در الضعفاء خود، محمدبن قاسم استرآبادی را فردی ضعیف و کذّاب معرفی کرده و دو فرد مذکور در سلسله سند را ــ که تفسیر را، به نقل از پدرانشان ، از امام حسن عسکری روایت کرده اند ــ مجهول خوانده است . ابن غضائری تفسیر را «موضوع » دانسته و جاعل آن را سهل بن احمدبن عبداللّه دیباجی (متوفی 380) معرفی کرده است (علامه حلّی ، ص 256ـ257؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 288، پانویس ).
معتقدان به وثاقت متن تفسیر در نقد کلام ابن غضائری دلایلی آورده اند، از جمله گفته اند که در انتساب متن کتاب الضعفاء به ابن غضائری تردید وجود دارد (آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 288ـ289، پانویس ، ج 10، ص 88 ـ89) و بر اساس متن تفسیر ، ابن سیار و ابویعقوب متن را بدون واسطه از امام روایت کرده اند. همچنین در تفسیر تصریح شده است که پدران این دو بعد از مدتی سکونت در سامرا به شهر خود بازگشتند (ص 12) و در اسناد روایت کتاب ذکری از پدران آن دو نیست (ص 9). بنابراین ، ذکر نام آنها در برخی روایات دیگر، سهو کاتب است (آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 292)، اما این مطلب پذیرفتنی نیست ، زیرا نام پدران ابن سیار و ابویعقوب در تمام روایات منقول از این تفسیر در آثار متعدد شیخ صدوق آمده است (برای نمونه رجوع کنید به 1361 ش ، ص 4، 24، 33).
در باره سهل بن احمد هم نجاشی (ص 186)، ضمن معرفی او، وی را از جمله کسانی دانسته که بر آنها خرده ای نیست . خطیب بغدادی (ج 9، ص 122) تنها به تشیع سهل بن احمد و نمازگزاردن شیخ مفید (متوفی 413) بر جنازه وی اشاره کرده است که این مطلب بر جلالت مکان وی در بین امامیه دلالت دارد.
نکته جالب توجه دیگر قرار داشتن پدر ابن غضائری در طریق روایت تفسیر با همین سلسله سندِ متداول است (مجلسی ، ج 105، ص 78).
برخی گفته اند که طریق شیخ صدوق در روایت این تفسیر، متعدد است ، زیرا در مواردی به جای محمدبن قاسم استرآبادی از محمدبن علی استرآبادی ، در طریق خود از دو راویِ تفسیر ، یاد کرده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ، 1417، ص 240؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 286، پانویس ). بعید نیست که این دو، یکی بوده باشند، زیرا ذکر نام جد به جای پدر متداول بوده است .
همچنین ذکر شده که حسن بن خالد برقی تفسیری در 120 جزء به املای امام حسن عسکری نگاشته است (ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، ص 34)، اما شیخ طوسی (متوفی 460؛ ص 462) حسن بن خالد برقی را جزو کسانی دانسته که ائمه را درک نکرده و از آنان به طور غیرمستقیم روایت کرده اند. محدّث نوری (متوفی 1320؛ ج 5، ص 188)، با استناد به گفته ابن شهرآشوب (متوفی 588)، قاطعانه تفسیر برقی را طریق دیگر روایت متن تفسیر امام عسکری دانسته است ، اما مشکل پذیرش این قول این است که هیچ روایتی از این تفسیر وجود ندارد که نام برقی در آن ذکر شده باشد. همچنین آقابزرگ طهرانی (ج 4، ص 283ـ 285) اشاره کرده که مراد از عسکری در قول ابن شهرآشوب ،
امام هادی علیه السلام است و حسن بن خالد نمی تواند ازراویان امام حسن عسکری باشد (قس تستری ، ج 3، ص 228). در فهرست نسخه های عکسی و ریز فیلم های کتابخانه سیدعبدالعزیز طباطبائی (متوفی بهمن 1374) در قم ، سه نسخه با عنوان تفسیر نگاشته ابوعلی حسن بن خالد برقی معرفی شده است (طیار مراغی ، ص 1436، 1440، 1489)؛ اما با مراجعه نویسنده مقاله و رؤیت نسخه ها مشخص شد که آنها همین تفسیر منسوب به امام حسن عسکری و با همین سلسله سندِ متداول اند و دلیلی برای انتساب این نسخه ها به برقی ، حداقل در این نسخه ها، وجود ندارد.
پس از شیخ صدوق ، ابومنصور احمدبن علی طبرسی در کتاب احتجاج ضمن معرفی منابع خود از تفسیر امام حسن عسکری یاد کرده ، اما به عدم اشتهار آن اشاره نموده و به این دلیل ، سند روایت کتاب را به طور کامل آورده است (ج 1، ص 6ـ 8). سعیدبن هبه اللّه قطب راوندی (ج 2، ص 519 ـ521) نیز از این تفسیر ، بدون اشاره به نام آن ، مطلبی نقل کرده است . ابن شهرآشوب نیز از این تفسیر ، با تصریح به نام آن ولی بدون ذکر سند، مطلبی آورده است ( مناقب ، ج 1، ص 92). عبدالجلیل قزوینی ، که در حدود 560 کتاب نقض را می نوشته ، از جمله تفاسیر مشهور امامی به تفسیری با عنوان تفسیر امام حسن عسکری اشاره کرده ، اما چون از این تفسیر مطلبی نقل نکرده است ، نمی توان به طور حتم مقصود وی را همین تفسیر موجود دانست ( رجوع کنید به ص 212، 285).
محقق کرَکی (متوفی 940) و شهیدثانی زین الدین بن علی عاملی (متوفی 965) در اجازات خود، در شمار کتبی که اجازه روایت آن را داده اند، حدیثی را از این تفسیر با ذکر طریق خود به آن آورده اند (مجلسی ، ج 105، ص 77ـ79، 169ـ170). در میان فقهای معاصر امامی ، شیخ محمدجواد بلاغی * (متوفی 1352ش ) ضمن رساله ای از نادرستی انتساب این تفسیر به امام حسن عسکری علیه السلام سخن گفته و متن را مجعول دانسته است ( رجوع کنید به استادی ، ص 161ـ184). آیت اللّه خوئی (ج 12، ص 147) و شیخ محمدتقی تستری (ج 7، ص 558) نیز با او هم رأی اند. با این حال ، مطالبی در این تفسیر وجود دارد که معمولاً فقها آن را پذیرفته اند. برای نمونه می توان به حدیث مشهور در بیان اوصاف فقهایی که می توان از آنها تقلید کرد اشاره نمود ( التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص 300؛ نیز رجوع کنید به طباطبائی یزدی ، ج 1، ص 9ـ10، باب التقلید، مسئله 22 و شروح این کتاب ذیل همان مسئله ). گزارش تقریباً کاملی از اقوال علمای امامیه در باره این تفسیر را استادی (ص 186ـ 215) آورده است .
نسخه های خطی متعددی از این تفسیر موجود است ( رجوع کنید به بکائی ، ج 5، ص 1904ـ 1905؛ سزگین ، ج 1، جزء 1، ص 95ـ 96). متن تفسیر به فارسی ترجمه شده است (آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 89 ـ90). قدیمترین ترجمه فارسی موجود آن ، آثارالاخیار نام دارد که ترجمه ابوالحسن علی بن حسن زواره ای (متوفی 984) و ترجمه تمام متن موجود است (قس بکائی ، ج 1، ص 2). قدرت اللّه حسینی شاهمرادی نیز سوره فاتحه این تفسیر را با عنوان تفسیر فاتحه الکتاب از امام حسن عسکری سلام اللّه علیه و پژوهشی پیرامون آن (تهران 1404) با مقدمه ای مبسوط در اثبات و ثاقتِ تفسیر، ترجمه و منتشر کرده است . سیدحسین بهریلوی (بریلوی ؛ متوفی 1361) این تفسیر را به زبان اردو ترجمه کرد و با عنوان آثار حیدری به چاپ رساند (بکائی ، ج 1، ص 3). متن عربی تفسیر چند بار چاپ شده است ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 292؛ بکائی ، ج 5، ص 1904). این کتاب ، بر اساس شش نسخه خطی و به کوشش سید محمد باقر ابطحی ، در 1409 در قم چاپ انتقادی شد.

/*--_--*//*--_--*//*--_--*//*--_--*//*--_--*//*--_--*//*--_--*//*--_--*/

آقابزرگ طهرانی ؛ ابن بابویه ، الامالی ، قم 1417؛ همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم (1357 ش) ؛ همو، معانی الاخبار ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم 1361 ش ؛ همو، من لایحضره الفقیه ، قم 1413؛ ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت 1412/ 1992؛ ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، نجف 1380/ 1961؛ همو، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم (بی تا) ؛ رضا استادی ، رساله اخری حول التفسیر المنسوب الی الامام العسکری علیه السلام در الرسائل الاربعه عشره ، چاپ رضا استادی ، قم : مؤسسه النشر الاسلامی ، 1415؛ محمدحسن بکائی ، کتابنامه بزرگ قرآن کریم ،
تهران 1374 ش ـ ؛ تستری ؛ حسن بن علی (علیه السلام)، امام یازدهم ، التفسیر
المنسوب الی الامام ابی محمدالحسن بن علی العسکری ، چاپ محمدباقر ابطحی ، قم 1409؛ خطیب بغدادی ؛ خوئی ؛ سعید رضوی ، «نگاهی به تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام »، فصلنامه پژوهشهای قرآنی ، ش 5 ـ6 (بهار و تابستان 1375)؛ فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج 1، جزء 1، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی ، ریاض 1403/1983؛ محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ، العروه الوثقی ، بیروت 1409؛ احمدبن علی طبرسی ، الاحتجاج ، چاپ ابراهیم بهاری و محمد هادی به ، قم 1413؛ محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف 1380/1961؛ محمود طیارمراغی ، «فهرست نسخه های عکسی و میکروفیلم های کتابخانه محقق طباطبائی »، در المحقق الطباطبائی فی ذکراه السنویه الاولی ' ، ج 3، قم : آل البیت ، 1417؛ عبدالجلیل قزوینی ، نقض ، چاپ جلال الدین محدّث ارموی ، تهران 1358 ش ؛ حسن بن یوسف علامه حلّی ، رجال العلامه الحلّی ، چاپ محمدصادق بحرالعلوم ، نجف 1381/1961، چاپ افست قم 1402؛ سعیدبن هبه اللّه قطب راوندی ، الخرائج و الجرائح ، قم 1409؛ مجلسی ؛ احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسوی شبیری زنجانی ، قم 1407؛ حسین بن محمدتقی نوری ، خاتمه مستدرک الوسائل ، قم 1415ـ1420.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

قرآن كريم














سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page