بخش پانزده

(زمان خواندن: 7 - 13 دقیقه)

قلم تاريخ

قلم تاريخ  
قلم تاريخ نه تنها خطبه امام چهارم را ضبط كرد، بلكه سخنان يزيد و اشعار او را هم ضبط كرد و تحويل تاريخ داد و اين و آن را كنار هم آورد تا مردم در يك صفحه تاريخ بخوانند كه على بن الحسين عليه السلام در شهر دمشق با كمال افتخار مى گفت :
انا ابن مكه و منى انا ابن زمزم و صفا انا ابن من حمل الركن باطراف الرداء (1) منم پسر مكه و منى و منم به سر زمزم و صفا، منم فرزند رسول خدا، اما چون به صفحه ديگر تاريخ بنگرند در آنجا بخوانند كه يزيد فرياد مى زد و مى گفت :
لعبت هاشم بالملك
 خبر جاء ولا وحى نزل (2)
يعنى حساب وحى و پيامبرى در كار نبود، بنى هاشم كه مى خواستند به اين بهانه با مردم بازى كنند و بر آنان حكومت كنند، راستى اگر يزيد از خدا نمى ترسيد و از رسول خدا شرم نمى كرد چرا از قدرت تاريخ نمى ترسيد؟! و چرا بيم آن نمى داشت كه آنچه مى گويد و مى كند و مى انديشد همه را خواهند نوشت و به آيندگان خواهد سپرد، تاريخ نامه عمل گذشتگان و آيندگان است ، تاريخ آيينه اى است كه هر كس را با همان قيافه اى كه داشته نشان خواهد داد.
فراز و نشيب ملتها  
اشخاصى از ميان مى روند ملت ها جابجا مى شوند اما در نشيب و فراز ملت ها و رفت و آمد دولت ها، تاريخ همچنان بر سر جاى خود ايستاده است و با كمال مراقبت بر نيك و بد اشخاص و رفت و آمد ملت ها نظارت مى كند، و حساب اين را با آن و قيافه آن را اين اشتباه نمى كند و گناه كسى را به گردن كسى ديگر نمى گذارد.
تلك امه قد خلت لها ماكسبت و لكم ماكسبتم و لا تسئلون ، عماكانوا يعلمون (3) تاريخ عمل ها را براى حساب دنيا مى نويسند و فرشتگان خدا براى حساب آخرت و كسى كه از حساب خدا هم نترسد بايد از حساب تاريخ بترسد و بداند كه اين نامه عمل هم كوچك و بزرگى را فروگذار نمى كند و همه را به حساب اشخاص و امت ها مى گذارد.
__________________________
1- تحف العقول ص 123.
2- احتجاج ج 3 ص 307.
3- بقره (2): 123.

سخنرانى زينب(س) در شام

سخنرانى زينب(س) در شام  
زينب كبرى دختر امير المومنين عليه السلام در قسمت دوم خطبه اى كه در شام ايراد كرد يزيد را اول از حساب به آخرت بيم دارد و ثانيا از حساب تاريخ و حساب دنيا بر حذر داشت ، و در همين قسمت بود كه به او فرمود:
يزيد، روزى كه داورى با خدا باشد و محمد صلى الله عليه و آله دادخواهى كند و اعضاء و جوارحت بر تو گواهى دهند آن روز پدرت كه تو را بر مسلمانان مسلط ساخت به سزاى خود خواهد رسيد، و آن روز دانسته خواهد شد كه ستمكاران چه مزدى مى برند، با اينكه من (اى دشمن خدا و اى دشمن پسر رسول خدا) به خدا قسم كه تو را كوچك مى شمارم و قابل توبيخ و سرزنش نمى دانم اما چه كنم چشم ما گريان و سينه ما سوزان است ، و با توبيخ و سرزنشت شهيدان ما زننده نمى شوند، حسين ما كشته شد و طرفداران شيطان ما را نزد نابخردان مى برند و مزد خود را بر بى احترامى نسبت به خدا از مال خدا مى گيرند.
خون ما از دستهاى اينان مى چكد و گوشت ما از دهان ايشان فرو مى ريزد و پيكرهاى پاك شهيدان در اختيار گرگان و درندگان بيابان نهاده شد، اگر گمان مى كنى كه امروز از كشتن ما سودى مى برى ، فرداى قيامت به زيان آن خواهى رسيد، روزى كه جز عمل خويش چيزى را به دست نياورى ، روزى كه تو بر پسر مرجانه فرياد زنى و او بر تو فرياد زند، روزى كه هم تو و هم پيروانت نزد ميزان عدل الهى به جان هم افتيد، روزى كه مى بينى بهترين توشه اى كه پدرت براى تو فراهم ساخت آن بود كه فرزندان رسول خدا را بكشى ، به خدا سوگند كه جز از خدا نمى ترسم و جز نزد وى شكايت نمى برم .
دختر امير المومنين عليه السلام يزيد را از عذاب خدا بيم داد، و از حساب قيامت برحذر داشت ، و سپس او را به حساب تاريخ توجه مى دهد و مى خواهد بگويد كه اگر هم از خدا نمى ترسى و به روز حساب ايمان نياورده اى يا در اثر گناه كردن ايمان خود را از دست داده اى ، از حساب تاريخ بترس و از آن كه تاريخ تو را رسوا كند برحذر باش براى همين مقصود بود كه دختر امير المومنين عليه السلام گفت يزيد مكر خود را به كار بر، و كوشش خود را دنبال كن و هر چه مى توانى بكن ، به خدا سوگند ننگ و رسوايى آنچه با ما كردى هرگز قابل شست و شو نيست و جاى اين بدنامى را هرگز نيك نامى نخواهند گرفت .

قدرت تاريخ

قدرت تاريخ  
دختر فاطمه زهرا عليه السلام يزيد را به قدرت تاريخ توجه داد و او را از بدنامى و رسوايى و ننگ برحذر داشت ، اما يزيد كه گويى عقل خود را از دست داده بود از بيان زينب استفاده نكرد و نمى توانست آينده تاريخ را پيش بينى كند، يزيد در اين موقع مصداق همان حديثى بود كه سبوطى در كتاب جامع الصغير از رسول خدا روايت مى كند اذا اراد الله انفاذ قضائه و قدره سلب ذوى العقول عقلهم حيت ينفذ فيهم قضاء و قدره فاذا مضى امره رد اليهم عقولهم و وقعت الندامة يعنى هرگاه خدا بخواهد قضا و قدر خود را به انجام رساند عقل خردمندان را از ايشان بگيرد تا آنچه مى خواهند درباره ايشان به انجام رسد و چون كارش به انجام رسيد، عقل را به ايشان بازگرداند و آن گاه از آنچه كرده اند سخت پشيمان شوند.
اگر عقل يزيد را از وى نمى گرفتند بايد مى فهميد كه بعد از كشتن فرزند رسول خدا و آن همه خويشان برومند او نمى توان بر مسلمانان حكومت كرد و اين فاجعه عظيم اسلامى را ناديده گرفت . و اگر اين مطلب روشن را هم درك نمى كرد بايد اين قدر شعور مى داشت كه در اشعار خود به اساس ‍ اسلام حمله نمى كرد و تصميم خود را بر انتقام جويى از فرزندان رسول خدا را علنى بيان نمى داشت و وحى آسمانى و پيامبرى بنى هاشم را منكر نمى شد.
دختر فاطمه الزهرا (س ) خطبه خود را به شكرگزارى پروردگار خاتمه داد و چنين گفت :
شكر خدايى را كه عاقبت كار سروران جوانان بهشتى را خوشبختى و آمرزش قرار داد و بهشت را آرامگاهشان ساخت ، از خدا مى خواهم درجات آنان را بالا برد و از فضل خويش به ايشان هر چه بيشتر عنايت كند، چه خدا همه كاره و توانا است .

ابراز پشيمانى يزيد از واقعه عاشورا

ابراز پشيمانى يزيد از واقعه عاشورا  
همين خطبه ها بود كه يزيد را ناچار ساخت به ظاهر از ابن زياد بيزارى بجويد و او را لعنت كند، نوشته اند كه يزيد هنگام فرستادن اهل بيت به مدينه امام چهارم عليه السلام را خواست و به وى گفت خدا پسر مرجانه (ابن زياد) را لعنت كند، به خدا قسم اگر من با پدرت روبرو مى شدم و هر پيشنهادى مى كرد و هر چه مى خواست قبول مى كردم و تا مى توانستم كارى نمى كردم كه او كشته شود، اما قسمت و مقدر چنان بود كه اين گونه پيش ‍ آمد كند خواهشمندم هر كارى داشتيد از مدينه به من بنويسيد اين سخن را يزيد به قصد قربت نگفت و از ابن زياد هم سپاسگزار بود كه امام و ياران او را كشته بود و در جواب نامه ابن زياد كه راجع به اسيران اهل بيت كسب تكليف كرده بود خود نوشته بود كه آنان را به شام روانه كن لعن يزيد بر اين زياد جز رنگ سياسى نداشت و جز از فشار افكار عمومى برنخاسته بود، زيرا خطبه شام و آياتى كه زين العابدين عليه السلام در بازار شام در جواب مرد شامى تلاوت كرد، و ديگر سخنان اهل بيت كار خود را كرد و پيش از همه جاى ديگر در مركز خلافت يعنى شهر دمشق و در خانه خليفه مجلس ‍ سوگوارى ابا عبدالله عليه السلام برقرار شد و زنان شامى هم از جريان صحيح فاجعه كربلا باخبر شدند و شايد ماه محرم سال 61 به آخر نرسيد كه بيشتر بلاد اسلامى از شهادت امام عليه السلام و حتى از بيشتر وقايعى كه روى داده بود خبر يافتند و با فرو نشستن رعد و برق دستگاه خلافت مردم به خود آمدند و بر آنچه روى داده بود تاسف خوردند و خود را بر يارى نكردن امام و كوتاهى در نصرت حق و بى توفيقى جبران ناپذيرى كه بدان گرفتار شده بودند، ملامت كردند و تدريجا همان تشخيص صحيح قبل از شهادت امام عليه السلام كه مردم كوفه را به دعوت امام وادار كرد سر جاى خود آمد و پس از فرو نشستن گرد و غبار فتنه كه مردم را گيج و گمراه كرده بود به اشتباه خود پى بردند و در مقام چاره جويى برآمدند، گو اين كه از دست رفتن امامى مانند حسين بن على عليه السلام به هيچ وجه جبران پذير نبود و شيون و زارى و پشيمانى مردم ناچيزتر از آن بود كه فقدان امام را جبران كند.
روزگار از آوردن مانند على عليه السلام عقيم است  
معاويه مى گفت : دنيا و روزگار عقيم است كه ديگر بار فرزندى مانند على بن ابى طالب بياورد، راستى چنين است ، و ديگر نسخه وجود امير المومنين عليه السلام تكرارپذير نيست و دنيا از آوردن مثل او ناتوان است ، و به همين حساب از آوردن امامى مانند امام حسين هم عقيم است ، چه اگر چنان پدرى و چنان مادرى و چنان بيت طهارت و عصمتى به وجود آيد، فرزندى مانند امام حسين عليه السلام هم به وجود خواهد آمد.
و ما كان قيس هلكه هلك واحد
و لكنه بنيان قوم تهدما
هر زيانى را دير يا زود مى توان جبران كرد مگر زيان از دست دادن مردانى كه ديگر شرايط و اوضاع براى به وجود آمدن و تحقق يافتن شخصيت هاى نظير آنان مساعد نيست .
هى الايام ابلتها يد الغير
و صارم الدهر لاينفك ذا اثر
اين الاولى كان اشراق الزمان بهم
اشراق ناحية الاكام بالزهر
جار الزمان عليهم غير مكترث
واى حز عليه الدهر لم يجر
و كيف تامن من جور الزمان يدا
خانت بال على خيره الخير

سخنرانى امام سجاد هنگام ورود به مدينه

سخنرانى امام سجاد هنگام ورود به مدينه  
در اينجا نمى توان حركت مهم و سياسى و اجتماعى و موثر امام سجاد عليه السلام را هنگام بازگشت به مدينه ناديده گرفت ، و نكات دقيق و فراوانى را در آن مورد توجه قرار داد. امام چهارم عليه السلام در كنار شهر مدينه آنچه را در طريق اين قيام مقدس ديده بود به مردم مدينه گزارش داد.
الحمدلله رب العالمين مالك يوم الدين بارى ء الخلائق اجمعين الذى بعد فارتفع فى السموات العلى و قرب فشهدا النجوى ، نحمده على عظائم المور و فجائع الدهور، و الم الفجائع و مضاضة اللوادع و جليل الرزء و عظيم المصائب الفاظعة الكاظة الفاحة الجائحة (1).
امام چهارم پس از حمد و ثناى پروردگار و سپاسگزارى خدا بر مصيبت هاى دشوار طاقت فرسايى كه پيش آمده تاريخ عاشورا را در چند جمله خلاصه كرد و در گفتار كوتاه و جامع خود چنين فرمود:
ايها القوم ان الله و له الحمد ابتلانا بمصائب جليله و ثلمه فى الاسلام عظيمه قتل ابو عبدالله الحسين و عترته ، و سبى نساوه و صبيبته و داروا براسه فى البلدان من فوق عامل السنان ، و هذه الرزية التى لامثلها رزيه (2).
از بيان امام به خوبى آشكار است كه نمى خواهد فقط به عنوان اظهار تاثر از آنچه پيش آمده سخنى بگويد و صحنه اى تاثرانگيز به وجود آورد، با كه مى خواهد در جمله هايى اگر چه كوتاه دشمنان اهل بيت را براى هميشه سربزير و شرمنده سازد و ستمگرى هاى آنان را در عباراتى صريح و بى پرده خلاصه كند.
فرمود اى مردم خدا كه او را در هر حال سپاسگزارم ما را به مصيبت هاى بزرگى گرفتار ساخت و در اسلام شكافى عظيم پديد آمد پدرم ابا عبدالله و جوانان و ياران او كشته شدند، زنان و كودكانش به اسيرى رفتند، سر او را بر نى زدند و در بلاد اسلامى گرداندند، آن گاه پس از چند جمله اى فرمود اى مردم با ما چنان رفتار كردند كه گويا كافر و از دين برگشته ايم ، با اين كه ما نه گناهى كرده بوديم و نه جرمى مرتكب شده بوديم ، و نه به اسلام خيانتى كرده بوديم ، به خدا سوگند اگر رسول خدا دستور مى داد كه با ما بجنگند بيش از اين كارى نمى كردند.
_____________________
1- اللهوف ، ص 200.
2- مثير الاحزان ص 113.

بنى هاشم و افتخار فداكارى

بنى هاشم و افتخار فداكارى  
خطبه امام چهارم عليه السلام به پايان رسيد و اهل بيت عصمت و طهارت به خانه هاى خويش وارد شدند و براى هميشه افتخار فداكارى و جان بازى در راه حق را به نام بنى هاشم ثبت كردند و نام دشمنان خود را در رديف ستمگران و بيدادگران و جباران و زورگويان جهان قرار دادند و آن افتخار را براى خود و اين بدنامى را براى دشمن با مدارك تاريخى كه در اختيار اوراق بى نظر تاريخ قرار دادند روشن ساختند، ديگر چه قدرتى مى توانست دست تحريف به سوى تاريخ دراز كند و نيكنامى و سرفرازى را از بنى هاشم بگرداند و رسوايى و بدنامى ديگران را شست و شو دهد، يا اينان را خوشنام و سرفراز و آنان را بدنام و سرافكنده گرداند يا خطبه ها و گفته هايى كه از مدينه تا مكه و از مكه تا عراق و از عراق تا شام و از شام تا مدينه بر زبان تواناى اهل بيت گفته و ثبت تاريخ شد.

چهره تاريخ تغيير نپذيرد

چهره تاريخ تغيير نپذيرد  
كار از آن گذشته بود كه چهره تاريخ را بتوان تغيير داد و قيافه هايى را كه از شهيدان راه خدا و زورگويان در تاريخ منعكس شده بود جابجا ساخت ، و جامه هاى نيكنامى و سرفرازى را از پيكر مردان راستگوى فداكار در آورد و بر تن دروغگويان و ستمگران پوشانيد، يا مردمى زبون و از فضيلت بيگانه را در لباس جوانمردى و فداكارى و خدمتگزارى بر تاريخ عرضه داشت ، رياكارى كرد كه تاريخ حق ناشناس و ناسپاسى كند، و خدمتهاى مردان پاك بى نظرى را كه جان بر سر اخلاص و ايمان و حق پرستى خويش نهاده اند ناديده بگيرد، و شهادتى كه به نفع اينان در نزد وى سپرى است كتمان كند يا دست خيانت به سوى اسناد فضيلت و بزرگى و پاكدامنى آن ها دراز كند تا روزى كه شهادت تاريخ درباره گذشتگان برقرار باشد به طهارت و عصمت و ايمن و تقوى و دين دارى و خداپرستى حسين بن على عليهم الصلاه والسلام و ياران او شهادت خواهد داد و از ستمگرى و زورگويى و خودپرستى دشمنان وى سخن خواهد راند تاريخ تنها پناهگاهى است كه براى بررسى حوادث بايد به آن رجوع كرد و دست به دامن آن شد چه افسانه ها و دروغ هايى كه با زبان و قلم ياوه گويان و ياوه نويسان به گوشه و كنار راه يافته نمى تواند خاصيت نشان دادن سيماى حق و باطل را از تاريخ سلب كند و پيوسته قدرت محكمات تاريخ از متشبهات آن بيشتر بوده و همان محكمات و قطعيات تاريخ است كه بايد آن را ام الكتاب تاريخ شناخت و همه متشبهات را در روشنى رسيدگى كرد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa


نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

اطیب البیان فی تفسیر القرآن

روزشمارتاریخ اسلام

1 ذی قعده

١ـ ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)٢ـ مرگ اشعث بن قیس٣ـ وقوع جنگ بدر صغری ١ـ...


ادامه ...

11 ذی قعده

میلاد با سعادت حضرت ثامن الحجج، امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) روز یازدهم ذیقعده سال ١٤٨...


ادامه ...

15 ذی قعده

كشتار وسیع بازماندگان بنی امیه توسط بنی عباس در پانزدهم ذیقعده سال ١٣٢ هـ.ق ، بعد از قیام...


ادامه ...

17 ذی قعده

تبعید حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) از مدینه به عراق در هفدهم ذیقعده سال ١٧٩ هـ .ق....


ادامه ...

23 ذی قعده

وقوع غزوه بنی قریظه در بیست و سوم ذیقعده سال پنجم هـ .ق. غزوه بنی قریظه به فرماندهی...


ادامه ...

25 ذی قعده

١ـ روز دَحوالارض٢ـ حركت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) از مدینه به قصد حجه...


ادامه ...

30 ذی قعده

شهادت امام جواد (علیه السلام) در روز سی ام ذی‌قعده سال ٢٢٠ هـ .ق. شهادت نهمین پیشوای شیعیان...


ادامه ...
0123456

* کلیپهای بیشتر

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page