بخش شانزده

(زمان خواندن: 8 - 16 دقیقه)

ديدار جابر انصارى از كربلا

ديدار جابر انصارى از كربلا  
شيخ طوسى در كتاب مصباح المتهجد مى نويسد روز بيستم ماه صفر روزى است كه جابر بن عبدالله انصارى صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مدينه براى زيارت قبر ابا عبدالله عليه السلام به كربلا آمد و او اول كسى بود كه امام را زيارت كرد و در اين روز زيارت امام حسين عليه السلام مستحب است و زيارت اربعين همين است ، ظاهر عبارت شيخ طوسى (ره ) آن است كه جابر از مدينه به منظور زيارت حركت كرده بود و روز بيستم ماه صفر وارد كربلا شد نه آنكه رسيدن او به كربلا بعد از چهل روز از شهادت امام عليه السلام بر حسب تصادف روى داده باشد و بعيد نيست كه همين گونه باشد، چه بعد از رسيدن اهل بيت به كوفه ابن زياد بى درنگ عبدالملك بن ابى الحارث سلمى را از عراق به حجاز فرستاد تا هر چه زودتر از كوفه وارد مدينه شود، و عمرو بن سعيد بن عاص اموى والى مدينه را از شهادت امام و ياران وى آگاه سازد و عبدالملك بى درنگ راه مدينه را در پيش گرفت و چند روز بعد وارد مدينه شد و خبر شهادت امام را رسما به والى مدينه ابلاغ كرد، در اين صورت ممكن است كه جابر بن عبدالله انصارى با خبر يافتن از فاجعه شهادت امام و بنى هاشم و اصحاب با آن كه بنا بر بعضى اقوال از دو چشم نابينا شده بود از همان مدينه به قصد زيارت امام و ياران فداكار او كه دليرانه تسليم شهادت شده بودند حركت كند و در بيستم ماه صفر دست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زيارت اربعين امام بر دست او تاسيس گرديد.

عطيه كيست ؟

عطيه كيست ؟  
جابر در اين سفر تنها نبود و همسفرى از خود جوان تر و در عين حال بسيار دانشمند و بزرگوار همراه داشت ، كه يكى از بزرگترين دانشمندان و مفسران اسلامى و بزرگوارى است كه همراه جابر بود و شخصيت او در بسيارى از محافل مذهبى مانند بسيارى از حقايق و مطالب ديگر تحريف شده عطيه بن سعد بن جناده عوفى كوفى است كه از بزرگان تابعين ، يعنى از كسانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را نديده اما اصحاب رسول خدا را ديده ، عطيه هم از صحابه رسول خدا نيست اما بسيارى از صحابه از جمله عبدالله بن عباس را ديده و از آنان كسب علم كرده است .
طبرى مورخ در كتاب منتخب ذيل المذيل مى نويسد، عطيه بن سعد بن حناده عوفى از طائفه جديله و از قبيله قيس و كنيه اش ابوالحسن آنگاه روايتى به اين مضمون نقل مى كند كه سعد بن جناده يعنى پدر عطيه در كوفه نزد على بن ابى طالب عليه السلام آمد و گفت :
اى امير مومنان خدا به من پسرى داده لطفا شما او را نام گزارى كنيد.
امير المومنين عليه السلام فرمود هذا عطية الله اين پسر عطية الله يعنى داده خدا است ، اما امير المومنين با همين جمله او را نام گزارى كرد و عطيه ناميده شد. سپس طبرى مى نويسد عطيه اين است كه عطيه در سال 81 هجرى همراه عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر حجاج بن يوسف ثقفى كه يكى از جباران عراق بود خروج كرد و پس از آن كه عبدالرحمن در سال 85 از ميان رفت عطيه به فارس گريخت ، حجاج بن محمد بن قاسم ثقفى نوشت كه عطيه را حاضر كند و از او بخواهد كه على عليه السلام را لعن كند و اگر نه چهار صد شلاق به او بزند و سر و ريش او را بتراشد، محمد عطيه را حاضر كرد و نامه حجاج را براى وى خواند تا يكى از دو راه را انتخاب كند.

عطيه عاشق امير مومنان عليه السلام

عطيه عاشق امير مومنان عليه السلام  
عطيه حاضر نشد كه على عليه السلام را بد بگويد و از جسارت به امير المومنين امتناع ورزيد و ناچار تن داد كه محمد به دستور حجاج چهارصد شلاق به او زد و سر و ريش او را تراشيد و چون قتيه بن مسلم حاكم خراسان شد عطيه به آنجا رفت و در خراسان مى زيست تا روزى كه عمر بن هيره والى عراق شد و عطيه نامه اى به او نوشت و از وى اجازه خواست تا به عراق باز گردد، عمر هم به وى اذن داد و عطيه به كوفه رفت و همان جا مى زيست تا در سال يكصد و يازده وفات كرد، سپس طبرى مى نويسد كه عطيه بسيار روايت مى كرد و محل اعتماد است . (1)
عطيه علاوه بر آن كه از راويان حديث و از مجاهدان اسلامى است يكى از بزرگترين علماى تفسير قرآن مجيد و خود تفسيرى بر قرآن مجيد نوشته است و بر حسب روايت بلاغات النساء او خطبه صديقه طاهره (س ) را در موضوع فدك از عبدالله محض يعنى عبدالله بن حسن بن حسين كه پدرش ‍ حسن مثنى پسر امام حسن و مادرش فاطمه دختر امام حسين عليه السلام بوده روايت مى كند، عطيه چندى شاگرد اين عباس بوده و در درس تفسير وى حاضر مى شده و مى گويد كه من سه دوره تفسير قرآن را و هفتاد دوره قرائت قرآن را بر ابن عباس خوانده ام . معنى اين سخن اين است كه ابن عباس درسى داشته كه در آن تفسير قرآن مى گفته است و درسى كه منحصر به تلاوت و خواندن قرآن بوده و عطيه سه دوره در آن درس و هفتاد دوره در اين درس حاضر شده است .
____________________
1- تمام آنچه مرحوم دكتر آيتى از كتاب ذيل المذيل طبرى نقل نموده عينا در طبقات ابن سعد ج 6 ص 304 طمع بيروت نقل شده ، به اضافه اين كه گويد مادر عطيه ام ولد و از اهل روم بود يعنى كنيز رومى بود.

ياران پيامبر و اهميت به قرآن

ياران پيامبر و اهميت به قرآن  
از اين روايت مى توان بدست آورد كه صحابه رسول خدا و تابعين تا چه حد به تفسير قرآن و تلاوت قرآن اهميت مى داده اند و در فراگرفتن علم تفسير و آشنا شدن به تلاوت قرآن تا كجا توفيق داشته اند، اينان نيك مى دانستند كه سرفرازى مسلمانان و سعادت دنيا و آخرتشان تنها در سايه قرآن و آشنايى به عمل كردن به آن است و قرآن مجيد براى آن نازل شده كه مسلمانان هميشه آن را تلاوت كنند و در آيات آن بهتر توجه نمايند و علاوه بر آن بيان قرآن را از رسول خدا فرا گيرند و ديگر آن كه خود نيز با مطالب قرآن آشنا شوند و در آنها تفكر كنند، در يكى از آيات قرآن كريم به اين دو نكته : 1. مردم بايد بيان و تفسير قرآن را از رسول خدا فرا گيرند 2. خود هم در مقام فهميدن قرآن برآيند، و در آن تفكر كنند تصريح شده است : و انزلنا اليك الذكر لتين للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون (1).
___________________
1- النحل (16): 44.

قرآن كتاب انديشه

قرآن كتاب انديشه  
قرآن را كه به وسيله يادآورى است به سوى تو فرود فرستاديم تا اولا آنچه را به سوى مردم نازل شده براى ايشان بيان كنى و ثانيا خود مردم هم در آيات قرآن تفكر كنند و با سخنان قرآن آشنا شوند، معنى آيه آن است كه مردم در مقابل دو وظيفه دارند يكى آن كه بيان و تفسير رسول خدا را كه دار اطراف قرآن به آنها مى رسد فرا گيرند و حفظ كند و آنچه را نيازمند بيان و تفسير است كه به وسيله بيانى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى رسد بفهمند، اما مراد از بيان پيغمبر براى قرآن آن نيست كه قرآن را براى مردم ترجمه كند و در محكمات و آيات صريح و روشن قرآن هم مردم نيازمند بيان رسول خدا باشند، مقصود بيان كليات قرآن و مطالبى است كه اجمال آن نيازمند تفصيل و مشكل آن محتاج به توضيح است و مى شود كسى آن را گونه اى و كسى ديگرى گونه اى ديگر تفسير كند.
وظيفه ديگر مسلمانان در مقابل قرآن مجيد به صريح آيه مزبور آن كه خود هم از قرآن مجيد استفاده كنند و فكر خود را در راه فهم قرآن به كار برند، معنى آن كه رسول خدا قرآن را بيان و تفسير كنند، آن نيست كه مسلمانان خود را از فهم قرآن محروم كنند و از رسول خدا پرسيده باشند كه معنى ان الله بامر بالعدل و الاحسان و ايناء ذالقربى چيست ؟ معنى اين قبيل آيات به قدرى روشن است كه هر كس با انس مختصرى به زبان عربى مى تواند از آن استفاده كند و به آن موعظه شود و هيچ كس از اين آيه جز آن نخواهد فهميد كه خدا مردم را امر مى كند كه عادل باشند و بيدادگرى نكنند و نيكى كنند و با خويشان خود به مهربانى و محبت رفتار نمايند مسلمانان دنيا را نگفته اند كه وقتى امثال اين آيات برايشان تلاوت شد: ويل للمطففين الذين اذا اكتا لواعلى الناس يسوفون و اذا كالوهم او و زنوهم يخسرون الا يظن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم يوم يقوم الناس لرب العالمين (1) بگويند ما كه قرآن را براى ما تفسير كند بپرسيم كه اين آيه ها چه مى گويد؟ قرآن مجيد با اين گونه آيات صريح و روشن نازل شده تا مسلمانان آنها را تلاوت كنند و در معانى آنها تامل كنند و بهترين درس ها و موعظه ها را از همين آيات قرآنى فرا گيرند، اين آيات يا ترجمه آن بر هر كس خوانده شود مى فهمد كه خداى متعال مردم كم فروش را كه وقتى مى خواهند حق مردم را بدهند كم مى دهند و وقتى مى خواهند حق خود را از مردم بگيرند دقيق مى شوند و حق خود را كامل و سرپر از مردم وصول مى كنند.
__________________________
1- مطففين (83): 3

وعده عذاب خداوند

وعده عذاب خداوند  
چنين مردمى را خدا وعده عذاب مى دهد و مى گويد واى بر اينان كه گويى به روز حساب عقيده ندارند و از روزى كه مردمان به امر پروردگار جهان به رستاخيز حساب فرا خوانده شوند بى خبرند قرآن مجيد كتابى است كه بايد همه مسلمانان از آن بهره مند گردند و از هدايت هاى آن استفاده كند و قرآن را بهترين وسيله درمان بيمارى هاى روحى و اخلاقى خود بشناسند. البته در قرآن مجيد آياتى و متشابهاتى هست كه فهم آن مشكل است و فهميدن آنها براى هر كس ميسر نيست ، بلكه علماء و دانشمندان بزرگ كه از فهم آن فرو مانده اند و ناچار بايد در اين گونه آيات از بيان و تفسير رسول خدا و ائمه طاهرين عليه السلام استفاده كرد اما همه آيات قرآن اين طور نيست بلكه بيشتر آيات قرآن صريح و روشن و قابل فهم مردم است .

قرآن آياتى براى بشريت

قرآن آياتى براى بشريت  
در بسيارى از آيات قرآن تعبير يا ايها الناس دارد يعنى اى مردم يا تعبير يا ايها الذين آمنوا يعنى : اى كسانى كه ايمان آورده ايد و معنى اين تعبيرها آن است كه روى سخن در كتاب آسمانى قرآن با مردم است ، گاهى با همه مردم و گاهى با مردم با ايمان و گاهى با كافران و منافقان قرآن كتابى است براى تمام بشر دين اسلام هم دينى است براى تمام بشر، البته بعضى پذيرفته اند و مى پذيرند و تصديق مى كنند، و بعضى نپذيرفته اند و نمى پذيرند و تصديق نمى كنند، اگر مردمى خدا را باور نكرده اند، و به او ايمان نياورده اند، اين باعث نمى شود كه خدا را فقط خداى خداشناسان و دين داران بگوييم رسول خدا كه پيامبر تمام بشر است چه او را به پيامبرى بشناسند و چه نشناسند، قرآن هم كتابى است كه براى تمام بشر نازل شده ، ورودى سخن با همه جهانيان دارد، هم آنان كه آن را كتاب آسمانى بدانند و هم آنان كه از روى قصر يا تقصير بدان ايمان نياورند، به همين حساب امير المومنين على بن ابى طالب و يازده امام ديگر عليه السلام در زمان امامت و دوره پيشوايى خود بر تمام بشر امام بوده اند و امام زمان كه امروز بر تمام بشر امام و حجت الهى است چه آنان كه امامت امامان را باور كنند، و چه آنان كه به هر جهتى باشند از ايمان به امامتشان محروم باشند، به هر جهت اين فكر كه قرآن مجيد از حدود فهم مردم خارج است و كتابى مقدس است كه بايد آن را فقط به عنوان تبرك در خانه هاى خود داشته باشيم و اگر مى خوانيم تنها براى ثواب بخوانيم نه براى فهميدن و نه براى دستور گرفتن و نه براى نيرومند شدن از نظر روحى و اخلاقى فكرى بى اساس و ضد قرآن و ضد دين و بهترين راهى است براى محروم كردن مسلمانان از تاثير در آيات قرآن مجيد كه ديگر به مسلمان مجال نمى دهد يا قرآن مجيد آشنا شود و آن را بفهمد و از مواعظ و تربيت هاى قرآن استفاده كند و در نتيجه تلاوت يا شنيدن آيه هاى قرآن با ايمان او افزوده شود خداى متعال از بندگان خواسته است كه در قرآن تدبر كنند.
افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها (1).
آيا اين خداى نشناسان در قرآن تدبر نمى كنند يا هنوز قفل ها بر دل زده است يا تدبر نكردن در قرآن و نفهميدن آن كسى مى تواند خدا بشناسد و از هدايت هاى قرآن استفاده كند و رهبرى آن را در زندگى دنيا و آخرت خود بپذيرد، مرحوم امين الاسلام در مقدمات تفسير مجمع البيان حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى كند كه مى تواند در فهم اين مطلب ما را كمك دهد كه فرمود:
يقال لصاحب القرآن : اقرء وارق و رتل كماكنت ترتل فى الدنيا فان منزلك عند آخر آيه تقروها (2) روز قيامت پس از رسيدگى به حساب ها به صاحب قرآن يعنى كسى كه اهل قرآن بوده و قرآن مى خواند و قرآن مى دانسته گفته مى شود اقرء وارق قرآن تلاوت كن و همان گونه كه قرآن مى خوانى خواهى رفت و رتل كماكنت ترتل فى الدنيا يعنى همچنان كه در دنيا قرآن را درست و آهسته و مرتب و منظم مى خواندى و هم درست مى خواندى و هم درست در آن تامل مى كردى اكنون هم همان گونه بخوان زيرا كه منزل و خانه ات در بهشت همان جا است كه در موقع خواندن آخرين آيه به آنجا مى رسى .
_________________________
1- محمد (47): 13.
2- مجمع البيان ج 1 ص 16.

درجات بهشت با آيات قرآن

درجات بهشت با آيات قرآن  
از اين حديث بايد اين گونه بهره برد كه تنها آن كسى در بهشت قرآن را آيه آيه مى خواند و درجات بهشت را به شماره آيه هاى قرآنى كه تلاوت مى كند كه در دنيا قرآن مى خوانده است و به خواندن هر آيه اى از يك درجه از درجات روحى و اخلاقى و ايمانى به درجه اى بالاتر پانهاده است ، آنجا كسى به مقامى نمى رسد و به درجه اى بالا نمى رود مگر آنكه اينجا مقامى را تحصيل كرده باشد و به درجه اخلاقى و روحى نائل شده باشد كتاب مجيد قرآن را خداى متعال به مسلمان ها داده است كه آن را كتابى مقدس و مطهر و آسمانى بدانند و به خود حق بدهند كه در قرآن تدبر كنند و از آن استفاده برند.
مسلمانان پيش از هر كتاب و بيش از هر كتابى بايد با قرآن مجيد انس بگيرند و از قرآن بهره مند باشند و قرآن را براى دستور گرفتن و بكار بستن و عمل كردن بخوانند.

وظيفه مسلمانان در برابر قرآن

وظيفه مسلمانان در برابر قرآن  
چه خوب است كه هر مسلمانى هر روز چند آيه از قرآن را به اين نظر بخواند و در آن نيك بينديشد هر چند زبان عربى نمى داند لااقل به ترجمه فارسى آن توجه كند و از كلام پروردگار خويش كه هيچ سخنى نمى تواند جاى آن را بگيرد كسب فيض كند، اگر ده آيه براى ثواب بردن مى خواند يك آيه هم براى تربيت شدن بخواند، با اين كه روح ثواب همان اثر نيكى است كه تلاوت قرآن در نفس انسان مى كند و اگر خواندن قرآن يا هر عمل نيكى در نفس انسان هيچ اثر نكند ثواب داشتن اين عمل معنى ندارد، مقيد باشيد كه هر روز چند آيه از قرآن تلاوت كنيد، مقيد باشيد كه حتى الامكان معنى اين آيات را بفهميد، زبان عربى اكنون با زبان فارسى بسيار مهم آميخته است و بسيارى از كلمات عربى در زبان فارسى ما مستعمل و متداول و جزء زبان ما شده است ، اگر اندكى توجه كنيد و اگر كمى علاقمندى به فهم قرآن نشان دهيد به زودى با معنى قرآن و ترجمه كلام الله مجيد آشنا خواهيد شد و اين رعب و ترس كه امروز حتى تحصيل كرده هاى ما را از عربى و فهميدن قرآن فراگرفته است از ميان خواهد رفت ، آدمى تا وقتى مرعوب است كه نمى داند، و نمى فهمد اما اگر با قرآن و معنى قرآن آشنا شديد، و با استفاده از مواعظ و حكمت هاى آن خو گرفتند از تلاوت آن لذت ها مى بريد و به بهره ها مى گيريد و استفاده ها مى بريد، قرآن را بخوانيد و هيچ كتابى را به جاى آن نگذاريد، روزى چند آيه از قرآن هر چه باشد - شماره اش با خودتان - تلاوت كنيد حتى الامكان به معنى آيات توجه داشته باشيد، اگر هنوز نمى توانيد خودتان از متن آيات استفاده كنيد، پس از تلاوت ترجمه فارسى آن را هم بخوانيد و در حدود فرصتى كه داريد با متن عربى قرآن تطبيق كنيد تا ممكن است اين چند آيه را با اهل خانه و همسر و فرزندان خويش بخوانيد در حدود فرصت و وقتى كه داريد درباره اين چند آيه اى كه هر روز مى خوانيد، هم روزه به هر اندازه اى كه مقدور است صحبت كنيد.
بيگانه بودن از قرآن و نشناختن قرآن و عاجز بودن از خواندن قرآن و عاجز ماندن از فهميدن قرآن براى مسلمان سزاوار نيست ، قرآن مجيد را خداى متعال نازل كرد تا مسلمانان دنيا با همين قرآن آشنا شوند قرآن را بخوانند و بفهمند و از آن دستور بگيرند، و در اثر انس با قرآن با فضايل اخلاقى خو گرفته از رذايل اخلاقى پاك و منزه شوند ثواب بودن از تلاوت قرآن هم جز آن نيست كه روح انسان را تربيت كند و پيش ببرد، اگر كار خوبى مى كنيد و خدا به شما ثواب مى دهد، روح ثواب دادن خدا همان است كه نفس شما روح شما در نتيجه اين عمل مرحله اى بالاتر برود و در مراحل كمال قدمى فراتر نهد و به تعبير ديگر چيزى بر شما افزوده شود تا كار نيك چيزى بر آدمى نيفزايد و او را از آن كه بوده بهتر نكند و از مقامى كه داشته است بالاتر نبرد، معنى ندارد كه بگوييم آن كار ثواب دارد.
همچنين تا رفتار بد چيزى از انسان كم نكند و او را از آنكه بوده زبونتر نسازد و از مقامى كه داشته فروتر نبرد معنى ندارد كه بگوييم اين كار گناه دارد كارهاى پاداشى همان كارهايى است كه اگر انسان با توجه و اراده انجام دهد در وى اثر نيك مى گذارد و بر صفاى باطن او مى افزايد و خلق نيكى را در او زنده مى دارد، و خلق بدى را در نفس او مى كشند، كارهاى گناهدار همان كارهايى است كه اگر مومن از روى عمد و اراده انجام داد در وى اثر بد مى گذارد و روح او را تيره و كدر مى كند و خلق بدى را در وى شدت مى دهد، و خلق نيكى را در او ضعيف مى سازد و تدريجا به كلى از ميان مى برد.
تلاوت قرآن مجيد از كارهاى پسنديده است ، اما در صورتى كه بر نيكى هاى انسان چيزى بيفزايد يا از بدى هاى او چيزى كم نكند، خلق نيكى را در وى تقويت كند يا خلق بدى را در وى بى اثر سازد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa


نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

اطیب البیان فی تفسیر القرآن

روزشمارتاریخ اسلام

1 ذی قعده

١ـ ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)٢ـ مرگ اشعث بن قیس٣ـ وقوع جنگ بدر صغری ١ـ...


ادامه ...

11 ذی قعده

میلاد با سعادت حضرت ثامن الحجج، امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) روز یازدهم ذیقعده سال ١٤٨...


ادامه ...

15 ذی قعده

كشتار وسیع بازماندگان بنی امیه توسط بنی عباس در پانزدهم ذیقعده سال ١٣٢ هـ.ق ، بعد از قیام...


ادامه ...

17 ذی قعده

تبعید حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) از مدینه به عراق در هفدهم ذیقعده سال ١٧٩ هـ .ق....


ادامه ...

23 ذی قعده

وقوع غزوه بنی قریظه در بیست و سوم ذیقعده سال پنجم هـ .ق. غزوه بنی قریظه به فرماندهی...


ادامه ...

25 ذی قعده

١ـ روز دَحوالارض٢ـ حركت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) از مدینه به قصد حجه...


ادامه ...

30 ذی قعده

شهادت امام جواد (علیه السلام) در روز سی ام ذی‌قعده سال ٢٢٠ هـ .ق. شهادت نهمین پیشوای شیعیان...


ادامه ...
0123456

* کلیپهای بیشتر

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page