فضیلت اشک بر امام حسین (علیه السلام) در سیره و سخنان معصومین

شیعیان محزون در حزن اهل بیت علیهم السّلام
قال امیرالمؤمنین علیه السّلام: إن الله تبارک و تعالی اطلع إلی الأرض فاختارنا، و اختار لنا شیعة ینصروننا، و یفرحون لفرحنا، و یحزنون لحزننا، و یبذلون أموالهم و أنفسهم فینا، أولئک منا و إلینا.
امیرمؤمنان علی علیه السّلام فرمودند: خدای تبارک و تعالی به زمین توجهی فرمود و از آن میان، ما را برگزید و برای ما شیعیانی انتخاب کرد که ما را یاری کنند، به شادی ما شاد و برای حزن و اندوه ما اندوهناک شوند، مال و جان خویش را برای ما بذل نمایند، آن ها از ما هستند و سرانجام نزد ما می آیند.
قال أبوالحسن الرضا علیه السّلام: من تذکّر مصابنا و بکی لما ارتکب منّا، کان معنا فی درجاتنا یوم القیامة.
و من ذکّر بمصابنا فبکی و أبکی لم تبک عینه یوم تبکی العیون.
و من جلس مجلسا یحیی فیه أمرنا لم یمت قلبه یوم تموت [فیه] القلوب.
امام رضا علیه السّلام فرمود: کسی که مصائب ما را به یاد آورد، و به جهت رفتار ناپسندی که با ما شده گریان شود، در قیامت در درجات ما همراه ما باشد.
کسی که مصائب ما را ذکر نموده و بگرید و دیگران را بگریاند، روزی که چشم ها گریان هستند گریان نباشد.
کسی که در مجلسی شرکت کند که امر ما در آن احیا گردد، روزی که همه دل مرده (و افسرده) باشند دل مرده نباشد.
قال الصادق: «لکل شیء ثواب الا الله معه فینا»
«برای هر چیزی ثواب و پاداش است مگر اشکی که برای ما ریخته می شود».
بهره مندی از کوثر
امام صادق خطاب به مسمع کُردین فرمودند:...ای مسمع از هنگام شهادت امیرمؤمنان علیه السّلام زمین و آسمان از ترحم بر ما گریان است گرچه گریه فرشتگان بیشتر است. از هنگامی که شهادت برای خاندان ما آغاز شده گریه فرشتگان قطع نشده است.
هر کس از روی دلسوزی در مصائب ما گریه کند، قبل از آن که اشک از چشم او بیرون آید مورد رحمت خدا واقع می شود. هنگامی که اشک بر رخسارش جاری گردد خدا همه گناهان او را بیامرزد حتی اگر به اندازه کف (روی آب) دریا باشد. اگر قطره ای از آن اشک ها در آتش جهنم واقع شود تمام حرارت آن را برطرف نماید. کسی که برای ما قلبش داغدار شود، هنگام جان دادن شاد گردد و این خوشحالی تا کنار حوض کوثر- که نزد ما آید- ادامه خواهد داشت.... هرچشمی که برای ما گریان شود، از نعمت نظر کردن به کوثر بهره مند شده و از آن خواهد نوشید، هرچه محبتش به ما بیشتر لذت او از آب کوثر بیشتر خواهد بود.
هم جواری با رسول خدا
امام باقر علیه السّلام با قرائت آیه شریفه - که ما فرستادگان خویش و کسانی را که ایمان آورند در دنیا و روز قیامت یاری می کنیم - فرمود: حسین بن علی علیهماالسّلام از آنهاست، به خدا سوگند گریستن شما بر او، و بازگو کردن آن چه بر او پیش آمد و زیارت قبر او یاری شماست در دنیا. پس بشارت باد شما را که در جوار پیامبر صلّی الله علیه و آله با او خواهید بود.

در سایه سار سیدالشهدا
حضرت صادق علیه السّلام پس از بیان گریه چهل روزه آسمان، زمین، خورشید و فرشتگان بر سیدالشهدا علیه السّلام فرمود: هیچ زنی از خاندان ما خضاب نکرد، روغن نمالید، سرمه به چشم نکشید، و موهای خویش را نیاراست تا آن زمان که سر ابن زیاد- که خدایش لعنت کند- نزد ما آورده شد.
از آن زمان به بعد ما همیشه گریانیم. جدّم (امام سجاد علیه السّلام) هنگامی که به یاد سیدالشهدا علیه السّلام می افتاد چنان می گریست که محاسن مبارکش پر از اشک می شد و هرکس حالت حضرت را مشاهده می کرد، دلش می سوخت و به گریه می افتاد...فرشتگان کنار قبر مطّهر آن حضرت چنان اشک می ریزند که همه فرشتگان آسمان از گریه آنها به گریه می افتند....هیچ چشمی و اشکی نزد خدا محبوب تر نیست از اشکی و چشمی که برای آن حضرت گریان باشد.
گریه بر سید الشهدا علیه السّلام پیوند با فاطمه علیها السّلام و یاری اوست، پیوند با پیامبر صلّی الله علیه و آله و ادای حق ماست.
در محشر همه گریان هستند جز گریه کنندگان سید الشهدا علیه السّلام که با چشمی روشن (و خوشحال) محشور می شوند، آن ها را بشارت دهند، و سرور و شادی در چهره آن ها نمایان است. مردم بی تابند ولی آن ها در امن و امان، از مردم حساب کشند، ولی آن ها در سایه عرش الهی با سید الشهدا علیه السّلام مشغول صحبت هستند و از حساب سخت قیامت بیمی ندارند.
به آن ها گویند: وارد بهشت شوید، ولی آن ها نمی پذیرند، ترجیح می دهند نزد حضرت باشند و کلامش را بشنوند.
حوریان بهشتی برای آنها پیغام دهند که: ما با ولدان مخلّدین مشتاق دیدار شماییم ولی آن ها حتی سرشان را هم بالا نمی کنند(و به پیام حوریان توجهی ندارند) به جهت سرور و عزت و کرامتی که در مجلس سید الشهدا علیه السّلام مشاهده می کنند و بالاخره آنها را با مرکب های (بهشتی با عزت تمام) با حمد و ثنای الهی و صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و علیهم به منازلشان می رسانند.

گریه کننده در منظر امام حسین (علیه السلام)
امام صادق علیه السّلام فرمود: حضرت حسین بن علی علیهما السّلام می بیند کسی را که برای او گریان است، حضرت هم خودش برای گریه کننده استغفار می کند و هم از پدرانش علیهم السّلام درخواست می کند که برای او طلب آمرزش نمایند.

نوازش ملائکه
عن أبي جعفر علیه السّلام، قال:...أما إنه لیس من عبد یذکر عنده أهل البیت فیرقّ لذکرنا إلاّ مسحت الملائکة ظهره، و غفر له ذنوبه کلّها إلاّ أن یجيء بذنب یخرجه من الإیمان.
امام باقر علیه السّلام در ضمن حدیثی فرمود: «هیچ بنده ای نیست که نامی از ما اهل بیت نزد او برده شود، و با یاد ما برای او رقّت قلبی حاصل شود، مگر آنکه فرشتگان او را نوازش نمایند، و گناهانش آمرزیده شود، مگر آنکه گناهی مرتکب شود که از ایمان بیرون رود».

من ضامن نجات شمایم!
امام صادق علیه السّلام به اصحابش فرمود: شما مصائب ما اهل بیت را و حقوق از دست رفته ما را یاد می کنید؟ عرض کردند: آری ای پسر پیامبر! ما آن مصائب را یاد نموده و اشک می ریزیم.
حضرت فرمود:... من ضامن(نجات) شما هستم به ضمان خدا، پیامبر و امیر مؤمنان، پس ما را با ورع (و خودداری از گناه) یاری نمایید.


لبخند امام محو می شد
ابو عماره منشد گوید: هرروزی که نام امام حسین علیه السّلام نزد امام صادق علیه السّلام برده می شد تا هنگام شب خندان دیده نمی شد. و می فرمود: حسین (باعث) اشک هر مؤمنی است.
روز (مصیبت) امام حسین علیه السّلام پلک های چشم ما را زخم نمود، اشک ما را جاری ساخت، عزیزان ما در سرزمین کرب و بلا (گرفتاری و بلا) خوار نمود و برای ما گرفتاری و مصیبت ابدی به جای گذاشت.
اهل گریه باید برای مثل حسین علیه السّلام گریه کنند که گناهان بزرگ را محو می کند. سپس فرمود: با ورود ماه محرم پدرم خندان دیده نمی شد و تا ده روز دلشکستگی و افسردگی بر آن حضرت غالب بود، اما روز دهم(یعنی روز عاشورا) که روز مصیبت، حزن، اندوه و گریه ایشان بود.
بهترین پاداش مصیبت
حضرت رضا می فرماید: «خداوند به ابراهیم علیه السّلام فرمود که گروهی از امت محمد صلّی الله علیه و اله و سلم پس از آن حضرت، فرزندش سید الشهداء علیه السّلام را با ستم و بیداد می کشند. همان گونه که گوسفند را سر می برند و به این سبب سزاوار خشم من می شوند، ابراهیم علیه السّلام دل تنگ شد و بیتابی و گریه کرد و خداوند به او وحی فرمود، من به پاس دلتنگی و گریه تو برای حسین علیه السّلام اقدام تو را در مورد کشتن اسماعیل علیه السّلام پذیرا شدم و فدیه او را می دهم و برای تو بهترین پاداش برمصیبت را ارزانی می دارم و معنی گفتار خداوند که می فرماید «او را با قربانی بسیار بزرگی فدیه دادیم»  این موضوع است.»
سیدهاشم موسوی جزایری در شرح این حدیث شریف می نویسد: از این حدیث شریف چنین استنباط می شود که دل شکستگی و بیتابی و گریستن بر مصیبت سید الشهداء علیه السّلام مایه رهایی اسماعیل علیه السّلام از کشته شدن گردید و خداوند متعال به ابراهیم علیه السّلام فرمان داده است گوسفندی را به جای او سرببرد. یعنی همان گونه که دعا و پرداخت صدقه و انجام کارهای خیر برخی از گرفتاری ها را برطرف می کند و برخی از امور را پایدار می سازد و به اصطلاح در امور تکوینی اثر می گذارد، گریستن و بیتابی و دل شکستگی بر مصیبت حسین علیه السّلام هم همان گونه اثر می گذارد. چیزهایی را برطرف و چیزهایی را پایدار می سازد.


هنگام مرگ خود، نیاکان مرا خواهی دید!
مسمع بن کردین می گوید، امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:«ای مسمع! تو که از مردم عراق هستی آیا به زیارت مرقد امام حسین علیه السّلام می روی؟»
گفتم:«نه. زیرا من پیش مردم بصره شناخته شده و معروف هستم. آنجا گروهی از پیروان و هواداران خلیفه هستند و دشمنان ناصبی و قبیله هایی که با ما دشمنی دارند و جز ایشان دشمنان دیگر ما هم بسیارند و من در امان نیستم که مبادا کار مرا به فرزندان سلیمان اموی گزارش دهند و کار را به من دشوار سازند.» امام صادق علیه السّلام پرسیدند:«آیا به یاد می آوری که با سید الشهدا علیه السّلام چه کردند؟» گفتم:«آری.» پرسیدند:«آیا شکسته دل می شوی؟» گفتم:«آری، به خدا سوگند که بر آن مصیبت اشک می ریزم و زن و افراد خانواده ام نشان آن را بر چهره من می بینند و چندان که از خوردن غذا خوردن خودداری می کنم که نشان آن بر رخسارم آشکار می شود.»
امام صادق علیه السّلام فرمودند:«خداوند به اشک تو رحمت می فرماید و تو از کسانی شمرده می شوی که در سوگ ما سوگوار و در شادی ما شاد و در ترس ما ترسان می شوند و بر ما بیتابی می کنند و هرگاه ما در امان باشیم آنان احساس امنیت می کنند.
همانا که تو هنگام مرگ خود، نیاکان مرا خواهی دید که کنار تو می آیند و سفارش تو را به فرشته مرگ می کنند و مژده هایی به تو می دهند که پیش از مرگ دیدگانت روشن و شاد می شوی، فرشته مرگ نسبت به تو دلسوزتر و مهربان تر از مادری مهربان نسبت به فرزند خود خواهد بود.»
مسمع می گوید: در این هنگام حضرت صادق علیه السّلام گریست و من هم همراه حضرتش گریستم.

اقامه عزا برای سیّد الشهدا علیه السلام
هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و اله خبر شهادت امام حسین علیه السّلام را به دختر گرامیش حضرت فاطمه علیها السّلام دادند،«فاشتدّ بکاؤها» آن حضرت به شدت گریسته و عرض نمودند:
«یا أبة فمن یبکی علیه؟ و من یلتزم باقامة العزاء له؟»
پس چه کسی برای فرزندم گریه می کند؟ و مجلس عزا و مصیبت او را برپا می کند؟
رسول خدا صلّی الله علیه و اله فرمودند:ای فاطمه! زنان امت من بر زنان اهل بیت من می گریند و مردان امت من بر مردان اهل بیت من می گریند «و یجدّدون العزاء جیلا بعد جیل فی کلّ سنة»؛ و عزای فرزند مرا هرساله طایفه ای بعد از طایفۀ دیگر تازه می کنند، پس چون روز قیامت شود تو زنان را شفاعت می کنی و من مردان را...

خدمت امام سجاد علیه السّلام در مجلس ذکر سید الشهدا علیه السّلام
علامه میر جهانی رحمه الله در کتاب شریف «البکاء للحسین علیه السّلام» نقل می کند؛
در مدینه طیّبه، یکی از شیعیان مجلس ازدواجی فراهم کرده بود و از امام زین العابدین علیه السّلام، تقاضا کرده بود که به آن مجلس تشریف بیاورند و آن حضرت قبول نمی فرمود. در اثر اصرار زیاد، حضرت فرموده بود که اگر عهد می کنی مرثیه خوانی را دعوتت نمایی دعوتت را قبول می کنم. او قبول نموده و مرثیه خوانی را دعوت می کند. پس از آنکه آن بزرگوار در آن مجلس تشریف فرما می شود، مرثیه ای خوانده می شود و آن حضرت و حاضرین گریه ی زیادی می کنند.
وقتی مجلس تمام شد و اهل آن در حال متفرق شدن بودند، صاحب مجلس متوجه می شود که آن حضرت دم در ایستاده و کفش های حاضرین را در پیش پاهایشان مرتب می نماید.


نظر امام حسین علیه السّلام به دو موضع است
شخصی از امام صادق علیه السّلام پرسید: «الآن جدّ شما امام حسین علیه السّلام کجاست»؟
حضرت فرمود: «چقدر جثّه تو کوچک است و چقدر سؤال تو بزرگ است، بدن مبارک امام حسین علیه السّلام در قبر است اما روح بزرگشان سمت راست عرش خدا نزد جدّ و پدر و مادرشان است و نظر مبارک امام حسین علیه السّلام به دو مکان و موضع است:
1- به زوّار قبرش.
2- به مجالس عزایش.
آن گاه حضرت فرمودند: امام حسین علیه السّلام از جدّ و پدر و مادر و برادرش خواهش می کنند که برای عزادارانش استغفار نمایند تا خدا آنان را بیامرزد».
امام حسین علیه السّلام از عرض خطاب به گریه کنندگانش می فرمید: «اگر گریه کننده بر من می دانست که چه اجری نزد خداوند دارد شادیش از اندوهش بیشتر می گردید».
سپس فرمود: پدرم فدای شهید هر اشکی!
از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:«شهید اشک» یعنی چه؟ حضرت فرمود: هیچ مؤمنی آن حضرت را یاد نکند مگر آن که گریان شود.

شعله های جهنم فرو می روند
در روز عاشورا ملائکه ای از آسمان در حالی که ظرف های بلورین در دست دارند به زمین می آیند و در مجالس امام حسین علیه السّلام حاضر می شوند و اشک عزاداران حسینی را در آن ظرف ها جمع آوری می نمایند. پس هنگامی که روز قیامت آتش دوزخ شعله کشید قطره‌ای از آن بر آتش خواهند ریخت، پس آتش از گریه کنندهگان امام حسین علیه السّلام ششصد هزار فرسخ دور خواهد شد.

اگر اذن داشتند ، کسی را روی زمین باقی نمی گذاشتند!
رسول خدا خطاب به دخترشان حضرت فاطمه فرمودند: پیش از حسین، کسی این طور کشته نشده که آسمان ها و زمین و فرشتگاه و حیوانات وحشی و ماهی های دریا و کوه ها برایش گریه کنند اگر این موجودات اذن داشتند پس از شهادت او هیچ کسی را روی زمین باقی نمی گذاشتند.

گریه ها و ضجه های حضرت فاطمه (س)
امام صادق به ابابصیر فرمود: فاطمه بر حسین گریست و ضجّه زد و دنبال آن جهنم چنان فریادی کشید که فرشتگان حافظ و نگهبان بر آن، تا صدای گریه دوزخ را شنیدند سریع آماده شدند و آن را کنترل کردند زیرا خوف آن بود که جهنم از درون زبانه کشید و اهل زمین را بسوزاند لذا تا مادامی که دوزخ نالان و گریان شد حافظان آن او را کنترل می کنند به جهت خوف و هراسی که بر اهل زمین دارند و دربهای آن را محکم می بندند ولی در عین حال دوزخ ساکت نمی شود مگر با صدای فاطمه آرام شود.

پیش از ولادت امام حسین
امام صادق فرمودند: زمانی که حضرت فاطمه به امام حسین باردار بودند جبرئیل به رسول خدا نازل شد و به آن حضرت عرض کرد: فاطمه به زودی فرزندی بیاورد که بعد از شما، امت تو او را خواهد کشت.
پس هنگامی که حضرت فاطمه امام حسین را باردار شد، از حمشان کراهت داشت و زمانی که وضع حمل نیز نمود هم کراهت داشت. امام صادق فرمود: آیا در دنیا مادری را دیده ای که فرزند به دنیا بیاورد و از آن کراهت داشته باشد.
لیکن این کراهت به خاطر آن بود که می دانست به زودی او را خواهند کشت و این آیه در همین مورد نازل شده است. «و وصینا الانسان بوالدیه حسنا حملته امه کرها و وضعیه کرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا»

سه فرشته نجات یافته امام حسین(علیه السّلام)
1-فطرس؛ آزاده شدۀ امام حسین
از امام باقر علیه السّلام روایت شده که فرمود: هنگامی که حسین بن علی علیه السّلام متولد شد، جبرئیل همراه هزار فرشته به زمین فرود آمد تا تولد او را به حضرت ختمی مرتبت شادباش بگوید. فرشته ای به نام فطرس در یکی از جزیره های دریا فرو افتاده و بازداشت بود، خداوند او را برای انجام کاری روانه فرموده بود و چون در انجام آن تأخیر کرده بود، خداوند بال های او را درهم شکست و او را از مقام خود برکنار کرد و در آن جزیره فرو فرستاد و آن فرشته پانصد سال در آن جزیره ماند، او دوست جبرئیل بود و چون جبرئیل از کنار او گذشت فطرس از او پرسید؛ به کجا می روی؟ گفت: امشب برای پیامبر صلّی الله علیه و اله نوزادی زاده شده است. پروردگار مرا همراه هزار فرشته برای شادباش گویی به آن حضرت فرستاده است.
فطرس به جبرئیل گفت: مرا با خود پیش او ببر، شاید او برای من دعا فرماید. هنگامی که جبرئیل پیام خود را رساند، پیامبر صلّی الله علیه و آله به فطرس نگریست و از جبرئیل پرسید: این کیست؟ جبرئیل پیامبر را از داستان او آگاه کرد. آن حضرت روی به فطرس کرد و فرمود: بال و پر خود را بر این نوزاد بکش و او چنان کرد و همان دم به حال نخست برگشت.
چون فطرس آهنگ برخاستن کرد، پیامبر صلّی الله علیه و آله به او فرمود:«در زمین کربلا بمان و تا روز رستاخیز هر مؤمنی را دیدی که به زیارت او می آید، مرا از آن آگاه کن.» و از آن پس آن فرشته به آزاد شده حسین علیه السّلام نام گرفت.

2-درداییل
ابن عباس می گوید از پیامبر صلّی الله علیه و اله شنیدم که می فرمود، خداوند متعال را فرشته ای به نام درداییل بود که شانزده هزار بال داشت و فاصله هربال به اندازه زمین تا آسمان بود. روزی این فرشته با خود گفت: آیا فراتر و نیرومندتر از خدای ما چیزی وجود دارد؟
خداوند متعال که از گفته او آگاه بود بال های او را دو برابر کرد و شمار آن به سی و دو هزار رسید. آن گاه خداوند به او وحی فرمود به پرواز درآید و او پنجاه هزار سال پرواز کرد و نتوانست به پایه ای از پایه های عرش برسد، و چون خدای متعال از خستگی و درماندگی او آگاه بود، به او وحی فرستاد که ای فرشته! برجای خویش بازگرد که من فراتر از هر بزرگی هستم و چیزی فراتر از من نیست و من در مکان نمی گنجم و به داشتن مکان توصیف نمی شوم.
در این هنگام خداوند بالهای او را گرفت و او را از مقامی که میان فرشتگان داشت برکنار فرمود. و چون امام حسین متولد و میلاد حضرتش شامگاه پنجشنبه و شب جمعه بود، خدای عزوجل به فرشته نگهبان آتش فرمان داد تا به پاس بزرگداشت موعودی که برای محمد صلّی الله علیه و اله زاده شده است آتش را از دوزخیان فرو نشاند و به بهشت فرمان داد تا به کرامت آن مولود، خود را بیشتر بیاراید و عطرآگین سازد. و خداوند متعال به جبرئیل وحی فرمود که همراه هزار قبیله از فرشتگان که شمار هرقبیله هزار هزار فرشته است، درحالی که بر اسب های ابلق آراسته و زین و لگام آن ها یاقوت و گهر باشند و به حضور پیامبر من برو، و نیز گروهی دیگر از فرشتگان که به روحانیان معروف هستند، همراه ایشان بودند که طبق های نور در دست داشتند. خداوند به جبرئیل فرمان داد که نخست همگان به محمد صلّی الله علیه و آله و سلم شادباش گویند. هنگامی که جبرئیل از آسمان به زمین فرو می آمد از کنار دردائیل عبور کرد، دردائیل از جبریل پرسید:«امشب در آسمان چه خبر است؟ آیا رستاخیز مردم دنیا آغاز شده است؟»
جبرئیل گفت: «نه، در دنیا برای محمد صلّی الله علیه و اله مولودی زاده شده است و خدای عزوجل مرا گسیل فرموه است تا او را به نوزادش شادباش گویم.»
آن فرشته به جبریل گفت: «تو را به خدایی که من و تو را آفریده است، سوگند می دهم که چون به حضور حضرت محمد صلّی الله علیه و اله رسیدی درود مرا بر او عرضه دار و بگو درداییل می گوید تو را به حق این مولود سوگند می دهم تا از خدای خود بخواهی که از من خشنود شود و بال های مرا به حال نخست برگرداند و مقام مرا میان فرشتگان به من ارزانی فرماید.»
جبرئیل به حضور پیامبر بزرگوار رسید و همان گونه که خدای عزوجل او را فرمان داده بود شادباش و تسلیت گفت...
...آن گاه جبرییل داستان آن فرشته و گرفتاری او را به آگاهی رسول خدا رساند.
ابن عباس می گوید: پیامبر صلّی الله علیه و اله، حسین علیه السّلام را که در پارچه پشمینه ای پیچیده بود در آغوش گرفت و با او به آسمان اشاره کرد و این چنین عرضه داشت:«بار خدایا به حق این مولود برتو، و به حق تو بر او و بر پدر بزرگش محمد و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب که اگر برای حسین پسر علی و پسر فاطمه در پیشگاه تو ارج و منزلتی است، از درداییل خشنود شو و به لطف خود پر و بال و مقام او میان فرشتگان را به او برگردان، خدای متعال دعای پیامبر صلّی الله علیه و اله را پذیرفت و آن فرشته را آمرزید و بال و پر و مقام او را میان فرشتگان براو برگرداند.
آن فرشته میان بهشتیان به آزاد کرده و وابسته حسین پسر فاطمه دختر رسول خدا و پسر علی صلوات الله علیهم اجمعین معروف است.

3- صلصاییل یکی دیگر از فرشتگان مقرب درگاه الهی بود که با تولد امام حسین و شفاعت آن حضرت شفا یافت.

انبیای الهی در کربلا
علامه مجلسی (ره) در جلد چهل و چهارم کتاب "بحار الانوار" مجموعه روایاتی نقل نموده است که انبیای الهی چون حضرت آدم علیه السّلام، حضرت موسی علیه السّلام حضرت ابراهیم علیه السّلام، حضرت اسماعیل علیه السّلام، حضرت نوح علیه السّلام، حضرت عیسی علیه السّلام، حضرت سلیمان علیه السّلام و... جملگی به سرزمین کربلا گذر نمودند و در این سرزمین وقایعی برای آنان پیشامد کرد و گاهی به زمین خوردند و از سر آنها خون جاری شد و گاهی از اسب برزمین خورده و خون از سرشان جاری شد که وقتی علت آن را جویا شدند جبرئیل جریان واقعه عظیم عاشورا و مصیبت سبط پیامبر صلّی الله علیه و آله را برای آنان نقل نمود و علت این خون جاری شدن را از جبرئیل سوال کردند، پس جبرئیل از جانب خداوند به آنها فرمود «فسال دمک موافقه لدمه». و این پیامبران به همراه جبرئیل قاتل امام حسین علیه السّلام یعنی یزید ملعون را لعن نمودند. و در مصیبت آن حضرت محزون شدند.

حضرت ابراهيم عليه السلام و كربلا
يك زمان عبور حضرت ابراهيم عليه السلام از سرزمين كربلا افتاد، آن حضرت سوار بر اسب بودند، ظاهرا آثار مصيبت هاى سيّدالشهداء بر آن حيوان آشكار شد، و صيحه اى كشيد و با سر به زمين افتاد و بر اثر آن حضرت ابراهيم عليه السلام زمين خورد و سرش شكست . آن گاه برخاسته و به درگاه خداوند عرضه داشت ، بارالها خطایى از من سرزده كه اين گونه مجازات مى شوم؟
پس جبرئيل نازل شد و عرض كرد: يا ابراهيم از تو گناهى سر نزده است!
لكن هنا يَقتل سِبط خاتَم النَّبيين و خاتَم الوَصيين فسال دمك موافقا لدمه .
يعنى چون در اين جا نوه پيامبر آخرالزمان (ص) و فرزند خاتم الوصيين اميرالمؤمنين (ع) به شهادت مى رسد، پس خون تو ريخت تا موافق با خون آن مظلوم شود. و آن گاه جبرئيل از مصائب كربلا گفت و حضرت ابراهيم عليه السلام بر مظلوميّت فرزندش گريست.

(كشكول النور ج 1 ص 136)

مؤسسه جهانی سبطين عليهماالسلام

دیدگاه‌ها   

0 #1 تشکرehsanshabani 1394-09-10 16:19
سایت بسیار عالی و پر محتوایی هستش
خدا قوت
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ویژه نامه امام حسین علیه السلام

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa

نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

 

کوتاه و شنیدنی

تنها روضه ای که امام حسین( علیه السلام) آن را قبول کرد