علی(ع) وارث پیراهن شب معراج

(زمان خواندن: 4 - 7 دقیقه)

 در روایتی است که امام صادق(ع) فرمودند:پیامبر اکرم(ص) در آخرین لحظه های زندگی خود، حضرت علی(ع) را وارث اموال خود معرفی نمودند و از جملة آن اموال پیراهنی بود که پیامبر با آن به معراج رفته بودند.«وَ الْقَمِیصِ الَّذِی أُسْرِی بِهِ فِیهِِ».(119)
گزیده ای از اشعار ولایت در معراج
[139]گفتگو داریم در معراج، باز
چونکه باشد مبحثش جای نیاز
منکر آن کرده تکذیب رسول
زاهل حق آن کس نمی گردد قبول
زِ اعتقادات است معراج نبی
کرد مهمانی خدا او را شبی
خواست بنماید جمال احمدی
بر ملایک آن جلال سرمدی
حق نماید بر حبیبش بس عجیب
وَز جلال کبریایی بس غریب
تا که در برگشت، ختم انبیاء
کرده آنها را به امت رهنما
جمله افزایند بر ایمان و دین
از جلال و فضل ختم المرسلین
نه چنانست که خدا در آسمان
یا زمین باشد چوجسمی در مکان
پس توسبحان الذی أسری بخوان
سرّ من آیاتنا را هم بدان
سیر دادش حق درعالمهای خود
آگهش فرمود از بود و نبود
مقصد از معراج، تعریف علیست
امرِ تأکید ولایت از ولی است
[140]حق تعالی با زبان مرتضی
هم سخن شد با حبیبش مصطفی
از همه اسرار آگاهش نمود
آنچه را در شأن غیر او نبود
بس سفارش کرد در فضل علی
از جلال و از کمال آن ولی
آگهی دادش ز ناموس خدا
آنچه بر زهرا دهد امت روا
دید آن حضرت بهشت و نار را
مزد خوبان، کیفر بدکار را
سیر فرمود از زمین کربلا
دید در آن مقتل شاه هدا
بر رفت از تربت اعلای او
از مزار و مرقد والای او
آن امانت را به امّ السّلمه داد
بر گرفت آنرا و در شیشه نهاد
گفت بانو، ای رسول کردگار
این چه خاک وتربتست در روزگار
آگهی دادش رسول از ماجرا
تا که باشد آن نشان کربلا
بود این مطلب که تا عزم عراق
کرد مولانا حسین(ع)با اشتیاق
ام سلمه می نمود در آن نظر
می گرفت هر روز زان تربت خبر
تاکه روزی دید آن گریده خون
زان مصیبت گشت حالش واژگون
با خبر شد از شهید نینوا
که حسینش کشته گشته از جفا
ازغمش شددیده گریان دل بجوش
روزوشب گردید زاه غم در خروش
تا که آمد آن خبر از کربلا
در مدینه بانگ غوغا شد به پا
زان مصیبت هم(مقدّم)زد به سر
تا مزار شاه دین گیرد به بر
«سید محمد تقی مقدّم»
در شبِ معراج خلوتگاه دوست
خلوت حق باحبیبش خوش نکوست
تا بقاب قوسین أو أدنی رسید
نور ایزد بر همه عالم دمید
یک صدای دلربا آمد بگوش
که از آن مستان همه آیند بهوش
[141]زنده می گردد از آن دلهای پاک
گر که آید یک صدا بر اهل خاک
آشنا آمد به گوش مصطفی
وه چه صوتی چون صدای مرتضی
گفت یا رب این تویی گویی سخن
یا که می باشد علی در انجمن
نیست مانندش صدایی دلنشین
در همه عالم صدایی بِه ز این
حق تعالی گفت این نه از منست
از برای من نه جسم ونه تن است
چونکه یا احمد حبیب تو علیست
بر زبان او کلام حق جلیست
دوست تر کس را نداری از علی
بر صدای او سخن آمد جلی
نی توان کردن به من کس را قیاس
من نگنجم در عقول و در حواس
چونکه برگشتی دوباره بر زمین
گشتی همره باز با حبل المتین
می رسانی بر علی از من سلام
چون ولی الله می باشد مدام
پس علی باشد امیرالمؤمنین
در سما همراه خیر المرسلین
در زمین همواره یار و یاورش
هم برادر، زوج پاک دخترش
دوستدار اوست هرنیکوسرشت
حب او باشد مسانید بهشت
دشمن او جای دارد در سقر
گرچه باطاعت رودعمرش به سر
آنچه آورده (مقدّم) در قلم از مضامین حدیث آمد رقم
«سید محمد تقی مقدّم»
مصطفی شاه ملک امکانی
اولین موج بحر یزدانی
در شب قرب واجب از دامان
چون برافشاند گرد امکانی
سم رخشش حجاب نه گردون
کرد منشق ز گرم جولانی
این عجب بین کآنشب اشیا را
داد جسمش عروج روحانی
هست یعنی حقیقت هر شیء
ظلّ آن جسم پاک نورانی
[142]تا بقوسین و قاب، پیغمبر(ص)
گشت عارج بجسم ربانی
سرحد آن کمال شنو کاینک
من ترا گویم ار سخندانی
تا بواجب چون دوره پرگار
کن تصور تو دور امکانی
جامع دوره را نبوت دان
بر نبوت دو وجه ارزانی
وجه أدنی ظهور اوست بر او
در رسالت بنص قرآنی
وجه اعلی بطون اوست که هست
آن ولایت بصدق عرفانی
والی آن ولایت است علی
وجه یزدان ولی سبحانی
هستی ممکنات سر تا سرفرع
جسم نبی است تا دانی
چونکه اول بسیط در خود بود
منبسط شد بخویش در ثانی
چون شدش دورة تجلی طی
هشت پا در حریم سلطانی
عکس وجه ولایتش در دم
تافت آنجا چنانکه می دانی
اندر آن بزم الغرض چون حق
کرده بُد دعوتش به مهمانی
خوانی آندم زغیب شد حاضر
از نعیم سرای سبحانی
دستی از آستین غیب برون
آمد او را برسم همخوانی
دید دستی که داد با او دست
بهر پیمان به امر یزدانی
پیش از ایجاد عالم و آدم
بود کاخ وجود را بانی
با پیمبر علی اعلی گفت
در ثنای علی عمرانی
که حقیقت به ملک هستی شاه
نیست غیر از علی ولی الله
«صفی علیشاه»
کند ثابت حدیث قدسی این فرخنده معنا را
که یزدان در عبودیت ربوبیت دهد ما را
[143]ز آدم تا به خاتم چون امیرالمؤمنین حیدر
طریق بندگی نسپرده کس معبود یکتا را
اگر کنه عبودیت ربوبیت بود یاران
برای من کنید از بهر حق حل این معما را
بقرآن آیة میمون سبحان الذی أسری
نماید شمه یی از فضلش آگه مرد دانا را
خدا فرموده تا بنمایمش آیات خود بر دم
سوی معراج از روی زمین سلطان بطحا را
امیرالمؤمنین فرموده در تفسیر این آیه
نباشد آیتی اکبر ز من ایزد تعالی را
«مرحوم صغیر اصفهانی»
شبی بعادت روز شباب عیش آور
شبی به سیرت صبح وصال جان پرور
شبی زبسکه زمین روشن از فروغ نجوم
چو برگ لاله عیان از درون سنگ شرر
رسول امی مشکوی ام هانی را
نموده از رخ و لب رشک جنت کوثر
که جبرئیل امین و خجسته پیک خدای
به امر ایزد دادار حلقه زد بر در
ز بانگ حلقة سر حلقه انام ز شوق
بسان حلقه ندانست پای را از سر
[144]خطاب کرد به جبرئیل کای امین خدای
بگو پیام چه داری ز حضرت داور
جواب دادش جبرئیل کای پیمبر پاک
تو خود پیام دهی و تو خود پیام آور
سخن ز دل بزبان و زبان بدل گذرد
در این میانه زبان منهی است فرمان بر
اگرچه آینه خالی بود زصورت شخص
بود بواسطة شخص، شخص را مظهر
بُراز شکوفه برون آید و شکوفه ز شاخ
گمان خلق چنان کز شکوفه خیزد بر
ثمر نهفتة اصل است و آشکار ز فرع
کنون تو اصلی و من فرع و سر وحی ثمر
گرت هوس که زمن بشنوی حکایت خویش
درون آینة حق نمای من بنگر
ولی چو آینة من محیط ذات تو نیست
حکایتش زتو ناقص نماید و ابتر
من و ملایک سکان آسمان و زمین
تمام مظهر ذات توییم ای سرور
کنون مجال سخن نیست برنشین به براق
کز انتظار تو بس دیده است در معبر
همی برآمد و چون برق بر براق و نخست
به بیت مقدس چون پیک و هم کرد گذر
[145]وزان بمسجد اقصی چمید و شد زکرم
خجسته روح رسل را بسوی حق رهبر
فرود پایه و بخشید مایه داد فروغ
به هر فرشته بر آسمان به هر اختر
بسدره ماند ز ره جبرئیل ز آنگونه
که باز ماند از پیک عقل پیک نظر
رسول گفتش که ای طایر حظیرة قدس
سبب چه بود که کردی بشاخ سدره مقر
جواب دادش که ای محرم حریم وصال
من ار فراتر پرم بسوزدم شهپر
تویی که داری در کاخ لی مع الله جای
تویی که داری از تاج لا بسر افسر
تو نیز هستی خویش اندر این محل بگذر
بسیج بزم بقا کن وزین فنا بگذر
براق عقل رها کن بِران به رفرف عشق
که عقل را نبود با فروغ عشق اثر
به پشت رفرف بر شد نبی ز پشت براق
چنانکه مرغ ز شاخ نگون به شاخ زبر
ز سدره شد به مقامی که بود بیگانه
در آن مقام تن از جان و جانش از پیکر
صعود کرد به اوجی کزان نبود هبوط
رجوع یافت به مِلکی کزان نبود سفر
[146]از سدره صد ره برتر چمید از پی آنک
ز سدره آید و از جیب لا بر آرد سر
دو قوس دایره درملتقای نقطة او
سر زد و سو بهم آورد چون خط پرگر
به عالمی شد کآنجا نه اسم بود و نه رسم
بمحفلی شد کآنجا نه خواب بود و نه خور
وجود شاهد و مشهود اتحاد گرفت
چو اتحاد فروغ بصر بذات بصر
شنیده ام که نبی آنشب از ورای حجاب
بگوشش آمد آواز حیدر صفدر
«قاآنی»
119. اصول کافی ج 1، ص 236 ؛ مستدرک الوسائل ج 3، ص 279 ؛ عقائد الاسلامیه، ص 129.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...

روزشمارتاریخ اسلام

1 ذی الحجه

١ ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)٢ - فرستادن...


ادامه ...

3 ذی الحجه

 ورود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان به مكه در سفر حجه الوداع در...


ادامه ...

5 ذی الحجه

١ـ  وقوع غزوه سویق٢ـ شهادت امام جواد (علیه السلام)1ـ وقوع غزوه سویقدر پنجم ذیحجه سال دوم هـ...


ادامه ...

6 ذی الحجه

مرگ منصور دوانقىدر روز ششم ذیحجه سال 158 هـ .ق. منصور دوانقى به هلاكت رسید و در...


ادامه ...

7 ذی الحجه

١ـ‌ شهادت امام باقر علیه السلام٢ـ انتقال امام كاظم علیه السلام به زندان بصره 1ـ‌ شهادت امام باقر(علیه...


ادامه ...

8 ذی الحجه

١ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق٢ـ دعوت عمومى مسلم بن عقیل در كوفه1ـ...


ادامه ...

9 ذی الحجه

١ـ روز عرفه٢ـ شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) و هانى بن عروه٣ـ وقوع سدّ ابواب1ـ...


ادامه ...

10 ذی الحجه

١ـ عید سعید قربان٢ـ شهادت عبدالله محض و جمعى از فرزندان امام حسن مجتبى علیه السلام1ـ عید...


ادامه ...

11 ذی الحجه

افشای سرّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط عایشه و حفصه در یـازدهم ذیحـجه...


ادامه ...

13 ذی الحجه

١ـ وقوع معجزه شق القمر توسط پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)٢ـ انعقاد دومین...


ادامه ...

14 ذی الحجه

بخشیدن فدك به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هـ .ق رسول گرامى...


ادامه ...

15 ذی الحجه

 ولادت با سعادت امام هادى علیه السلام روز پـانزدهــم ذی‌حــجـه سال 212 هـ .ق. ولادت بـا سـعادت امـام...


ادامه ...

18 ذی الحجه

١ـ عید سعید غدیر خم٢ـ قتل عثمان بن عفان٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام)1ـ...


ادامه ...

20 ذی الحجه

خروج ابراهیم بن مالك اشتر بر ضد ابن زیاد در بیستم ذی‌حجه سال 67 هـ .ق. ابراهیم بن...


ادامه ...

22 ذی الحجه

شهادت جناب میثم تمار در بیست و دوم ذیحجه سال 60 هـ .ق. جناب میثم تمار یكى از...


ادامه ...

24 ذی الحجه

١ـ روز مباهله٢ـ خاتم بخشى امیرمؤمنان (علیه السلام) در حال ركوع٣ـ نزول سوره انسان و آیه «هل...


ادامه ...

25 ذی الحجه

اولین نماز جمعه امیرمؤمنان امام على علیه السلام در بیست و پنجم ذیحجه سال ٣٤ هـ .ق امیرمؤمنان...


ادامه ...

26 ذی الحجه

مرگ عمر بن خطاب به گفته برخی تاریخ نویسان در بیست و ششم ذیحجه سال 23 هـ .ق...


ادامه ...

27 ذی الحجه

١ - مرگ مروان حمار و انقراض حكومت بنى امیه٢ ـ وفات جناب على بن جعفر (علیهما...


ادامه ...

28 ذی الحجه

وقوع حادثه حرّه در روز بیست و هشتم ذیحجه سال 63 هـ .ق واقعه اسفناك «حره» در مدینه...


ادامه ...
012345678910111213141516171819

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page