جواب مسائل اعتقادی

(زمان خواندن: 3 - 6 دقیقه)

توقیعاتی که از ناحیه مقدس امام غایب (علیه السلام) صادر شده، شماری از آنها در پاسخ پرسشهایی است که راجع به مسائل عقیدتی و ایمانی است. این سوالات غالبا در موضوع امامت و غیبت امام می باشد که در آن زمان مساله روز و مایه اختلاف فرقه های مسلمین بوده است. و برخی تا امروز هم مورد بحث و گفتگوست، اینک ترجمه چند توقیع نقل می شود:
۱ - شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی از ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه نقل می کند که گفت: گروهی از شیعه در این موضوع اختلاف کردند که خدای - عز وجل - آفریدن و روزی دادن را به ائمه - صلوات الله علیهم - تفویض کرده. عده ای گفتند: این محال است و چنین نسبتی به خدای تعالی جایز نیست، زیرا جز خدا بر خلق اجسام قادر نیست.
دسته ای دیگر گفتند: [چنین نیست] بلکه خدای تعالی ائمه را بر این کار توانا کرده است، و [آفرینش را] به آنان واگذار کرده، از این رومی آفرینند و روزی می دهند. در این مساله بشدت با یک دیگر نزاع می کردند. یکی از آنان گفت: شما را چه شده؟ چرا به ابو جعفر محمد بن عثمان عمری مراجعه نمی کنید که از او بپرسید، تا در این باب حق را برایتان روشن کند، که راستی [اکنون] او راه به سوی صاحب الامر - (عجل الله فرجه) - است.
آن گروه به [حل مساله توسط] ابو جعفر راضی شدند، و به پیشنهادش جواب قبول دادند، پس مساله را نوشتند و به سویش فرستادند. از طرف حضرت برایشان توقیعی آمد که رونوشت آن این است: بدرستی خدای تعالی است که اجسام را آفرید و روزیها را تقسیم کرد، که او جسم نیست و در جسم هم حلول نکرده «لیس کمثله شیء و هوالسمیع العلیم» هیچ چیز مانند او نیست و اوست شنوا و دانا. اما ائمه - علیهم السلام - از خدای تعالی سوال می کنند، پس او می آفریند و می خواهند پس او روزی می دهد، برای اجابت کردن در خواستشان و بزرگداشت حقشان. (1)
چنان که ملاحظه می شود پاسخ امام به نزاع کنندگان بسیار سنجیده و عمیق است، زیرا در حالی که تضادی با اصل توحید اسلامی ندارد، و شریکی برای آفریدگار پیش نمی آورد، مقام رفیع و حق والای ائمه را در بارگاه الهی و استجابت دعایشان را می رساند.

۲ - شیخ طوسی می نویسد: گروهی به من خبر دادند از ابومحمد تلعکبری به استادش از شیخ موثقی در مدینه السلام [بغداد] که گفت:
ابن ابی غانم قزوینی با جماعتی از شیعیان درباره جانشین امام حسن عسکری (علیه السلام) مشاجره کرد. ابن ابی غانم می گفت حضرت عسکری (علیه السلام) درگذشت و جانشینی ندارد. شیعیان در این باب نامه ای نوشتند و به ناحیه [= سوی صاحب الزمان] فرستادند و حضرت را از موضوع مشاجره با خبر کردند.
جواب نوشته شان به خط آن حضرت - که بر او و پدرانش سلام باد - رسید: (2) «بسم الله الرحمن الرحیم». خدا ما و شما را از گمراهی و فتنه ها بر کنار دارد، و به ما و شما روح یقین ببخشد، و ما و شما را از بدی و عذاب قیامت پناه دهد. همانا از تردید گروهی از شما در دین با خبر شدم، و از شک و سرگردانی که در والیان امورشان دارند به من پیغام رسید. این اطلاع ما را - به خاطر دلسوزی نسبت به آنان نه خودمان - غمناک و اندوهگین کرد، زیرا که خدا با ماست و ما هیچ نیاز به غیر او نداریم، و حق با ماست پس کسی که از ما کناره گیری کند هیچ ما را به وحشت نمی افکند. ما پرورش یافته پروردگارمان هستیم و خلق پرورده هدایت مایند. ای شمایان! شما را چه شده که در [بیابان] تردید رفت و آمد می کنید و در حال سرگردانی واژگونه می روید.
آیا نشنیدید که خدای عز وجل می گوید: ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید، و هم رسول و اولوا الامر را فرمانبرداری نمایید. (3) آیا آنچه در آثار راجع به ائمه گذشته و موجود آنان آمده نمی دانید، که از آنچه هست و آنچه حادث می شود خبر داده. آیا ندیدید خداوند چگونه برای شما پناهگاههایی قرار داد که به آنها پناه ببرید [و از خطرات مصون مانید]، و نشانیهایی که به وسیله آنها راه راست را بیابید.
از زمان حضرت آدم تا وقتی که امام در گذشته - حسن عسکری (علیه السلام) - ظاهر شد، هر گاه پرچمی غایب می شد پرچمی دیگر ظاهر می گشت [امامی دیگر می آمد]، و چون ستاره ای افول می کرد ستاره ای دیگر طلوع می کرد. چون خدا او [حضرت عسکری (علیه السلام)] را به سوی خود برد، پنداشتید که خدا دیگر دینش را باطل کرد، و سببی که میان او و خلقش هست کسست. نه! چنین نبوده و نمی باشد تا قیامت بر پا شود، و امر خدای سبحان ظاهر گردد، در حالی که آنان کراهت دارند.
همانا امام گذشته - حضرت حسن عسکری (علیه السلام) - کاملا مطابق روش پدرانش - علیهم السلام - زیست و سعادتمندانه درگذشت، و وصیتش درباره ماست و علم او نزد ماست، و ماییم که فرزند و جانشین وی می باشیم. [در ادعای] مقام او جز ستمگر گناهکار کسی با ما نزاع نمی کند، و غیر ما هر کس ادعای آن را کند منکر کافری است. و اگر نبود این که امر خدای تعالی مغلوب [خواست کسی] نشود، و سرش ظاهر و علنی نگردد، حق ما برایتان چنان آشکار می شد که خردهایتان از آن روشن شود و شکهایتان نابود گردد، ولی هر آنچه خدا خواسته می شود، و برای مدت هر چیز نوشته و وقت خاصی است. پس از خدا بترسید و تسلیم ما شوید، و امر را به ما برگردانید... (4)
این توقیع - بخصوص که به خط حضرت تحریر شده - از چند جهت قابل توجه و تامل است زیرا: در عین این که نشان لطف و محبت خاص امام را نسبت به پیروانش بیان می کند، استغنای حجت خدا را از همه کائنات و توجه صرفش را به آفریدگار آشکارا می رساند. پس از استشهاد به آیه قرآن مجید که اطاعت اولوا الامر را در ردیف اطاعت رسول قرار داده، سنت جاری الهی را درباره وجود پیشوای عالم معصوم در هر زمان ذکر می فرماید. و همچنین کسانی را که به دروغ ادعای مقام معنوی امامت و حجت خدا بودن را می نمایند ظالم و کافر می شمارد، که واقعا بزرگترین ظلم و حقیقت پوشی ادعای مقامی است که گوینده شایستگی آن را نداشته باشد و مایه گمراه کردن مردم شود.

پاورقی :
(1) کتاب الغیبه، ۱۷۸.
(2) فورد جواب کتابهم بخطه علیه و علی آبائه السلام.
(3) سوره نساء، قسمتی از آیه ۵۹.
(4) کتاب الغیبه، ۱۷۲ - ۱۷۳.