متن ادبی « پهلوی زمان شکسته است »

(زمان خواندن: 1 دقیقه)

سنگ‏ریزه‏ ها سیاه،
آسمان کبود،
دست‏های مهربان کبود،
در سیاه، سوخته، مثل سینه زمینیان، آسمان.
پهلوی زمان شکسته است.
حق دارد آسمان اگر زانو بزند این همه غم را.
سکوت، غم بزرگی است که گلوی پرنده ‏ها را می‏فشارد.
بعد از تو، حق دارند اگر نخوانند. بعد از تو، رد پاها به کدام سو می‏روند؛ وقتی مدفنت، مشام هیچ نسیمی را معطر نمی‏کند؟ مبادا که بی راهه‏ ها، نشان تو را دوباره بخواهند از همه صراط‏ های مستقیم، پنهان کنند! کاش نشانه ‏ای به قاصدک ‏ها می‏دادی! کاش...!

عباس محمدی