آیا می دانید اگر امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام خلیفه می شد چه می شد ؟

پاسخ این سؤال در كتب اهل تسنن به روشنی آمده است كه با كوچكترین دقت معلوم می شود كه اگر چنان كه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خلیفه می شد چه اتفاقی می افتاد اینك به برخی از این روایات اشاره می كنیم:

 

1 - هدایت مردم به صراط مستقیم و بهشت :
به اقرار اهل تسنن و طبق روایات ایشان در صورتی كه امیرمؤمنان امام علی علیه السلام را به خلافت می رساندند ، مردم را به راه راست و به سوی بهشت هدایت می نمودند :
روایت معجم كبیر طبرانی :
حدثنا محمد عبد الله الحضرمي ثنا علي بن الحسين بن أبي بردة البجلي الذهبي ثنا يحيي بن يعلي الأسلمي عن حرب بن صبيح ثنا سعيد بن مسلم عن أبي مرة الصنعاني عن أبي عبد الله الجدلي عن عبد الله بن مسعود ... قال وما أظن أجلي إلا قد اقترب قلت يا رسول الله ألا تستخلف أبا بكر فأعرض عني فرأيت أنه لم يوافقه قلت يا رسول الله ألا تستخلف عمر فأعرض عني فرأيت أنه لم يوافقه قلت يا رسول الله ألا تستخلف عليا قال ذاك والذي لا إله غيره لو بايعتموه وأطعتموه أدخلكم الجنة أكتعين
حدثنا إسحاق بن إبراهيم الدبري ثنا عبد الرزاق عن أبيه عن ميناء عن عبد الله بن مسعود قال كنت مع النبي صلي الله عليه وسلم ليلة وفد الجن فتنفس فقلت مالك يا رسول الله قال نعيت إلي نفسي يا بن مسعود قلت استخلف قال من قلت أبو بكر قال فسكت ثم مضي ساعة ثم تنفس فقلت ما شأنك بأبي أنت وأمي يا رسول الله قال نعيت إلي نفسي يا بن مسعود قلت فاستخلف قال من قلت عمر فسكت ثم مضي ساعة ثم تنفس فقلت ما شأنك قال نعيت إلي نفسي يا بن مسعود قلت فاستخلف قال من قلت علي بن أبي طالب قال أما والذي نفسي بيده لئن أطاعوه ليدخلن الجنة أجمعين أكتعين(المعجم الكبير ج10/ص67 ش 9969 و 9970)

ابن مسعود از رسول خدا نقل كرده است كه فرمودند : گمان می كنم كه مرگ من نزدیك شده است ؛ عرضه داشتم : ای رسول خدا آیا ابوبكر را به جانشینی تعیین نمی كنید؟ پس از من روی برگرداندند و چنین به نظر من رسید كه ایشان با این كار موافق نیستند ؛ پرسیدم :آیا عمر را تعیین نمی كنید ؟ باز روی از من برگرداندند و چنین به نظر من رسید كه با این كار موافق نیستند ؛ گفتم : ای رسول خدا ، آیا علی را به جانشینی تعیین نمی فرمایید ؟ پاسخ دادند : همین است قسم به خدایی كه جز او نیست ؛ اگر با او بیعت كنید و از او اطاعت نمایید همه شما را به بهشت رهنمون خواهد ساخت .
...عبد الله بن مسعود می گوید : در شب آمدن جنیان به حضور ایشان ، در كنار حضرت بودم ؛ پس حضرت نفس عمیقی كشیدند ؛ عرض كردم : چه شده است ؟ فرمودند : خبر رحلتم به من داده شده است ؛ گفتم : ای رسول خدا آیا جانشین تعیین نمی فرمایید ؟ فرمودند : چه كسی را ؟ پاسخ دادم : ابو بكر ؛ پس حضرت سكوت فرمودند ؛ مدتی گذشت ؛ دوباره حضرت نفس عمیقی كشیدند ؛ گفتم چه شده است ای رسول خدا ؟ دوباره پاسخ دادند به من خبر رحلتم داده شده است ای ابن مسعود ؛ عرض كردم : جانشین خود را تعیین بفرمایید ؛ فرمودند : چه كسی را ؟ گفتم : عمر ؛ پس مدتی سكوت فرمودند و دوباره نفس عمیقی كشیدند ؛ عرضه داشتم چه شده است ؟ پاسخ دادند : خبر رحلتم را به من داده اند ؛ گفتم ای رسول خدا جانشین خویش را تعیین بفرمایید ؛ فرمودند : چه كسی ؟ عرضه داشتم : علی بن ابی طالب ؛ فرمودند : قسم به كسی كه جانم در دست اوست اگر او را اطاعت كنند همه ایشان را به بهشت خواهد برد .

روايت حلية الاولياء :
حدثنا جعفر بن محمد بن عمر ثنا أبو حصين الوادعي ثنا يحيي بن عبدالحميد ثنا شريك عن أبي اليقظان عن أبي وائل عن حذيفة بن اليمان قال قالوا يا رسول الله ألا تستخلف عليا قال إن تولوا عليا تجدوه هاديا مهديا يسلك بكم الطريق المستقيم
رواه النعمان بن أبي شيبة الجندي عن الثوري عن أبي اسحاق عن زيد بن يثيع عن حذيفة نحوه (حلية الأولياء ج1/ص64)
به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)عرض كردند : ای رسول خدا ، آیا علی را به عنوان جانشین تعیین نمی فرمایید؟ فرمودند : اگر علی را به عنوان سرپرست قبول كنید او را هدایت كننده و هدایت شده خواهید یافت كه شما را به راه راست می كشاند .

روايت مسند حارث :
594 حدثنا يحيي بن أبي بكير ثنا إسرائيل عن أبي إسحاق عن عمرو بن ميمون قال شهدت عمر بن الخطاب غداة طعن...فقال ادعوا لي عليا وعثمان وطلحة والزبير وعبد الرحمن بن عوف وسعد قال فدعوا قال فلم يكلم أحدا من القوم الا عليا وعثمان فقال يا علي ان هؤلاء القوم لعلهم أن يعرفوا لك قرابتك من رسول الله صلي الله عليه وسلم وما أعطاك الله من الفقه والعلم فان ولوك هذا الأمر فاتق الله فيه ثم قال يا عثمان ان هؤلاء القوم لعلهم أن يعرفوا لك صهرك من رسول الله صلي الله عليه وسلم وشرفك فان ولوك هذا الأمر فاتق الله ولا تحملن بني أبي معيط علي رقاب الناس ... قال فلما خرجوا قال ان ولوها الأجلح سلك بهم الطريق قال فقال عبد الله بن عمر ما منعك قال أكره أن أحملها حيا وميتا قلت في الصحيح طرف منه(مسند الحارث (زوائدالهيثمي) ج2/ص622)
عمر را در صبح آن روزی كه چاقو خورد دیدم... پس گفت : علی و عثمان و طلحه و زبیر و عبد الرحمن بن عوف و سعد را به نزد من بخوانید . پس همه را خواندند . پس هیچ كس غیر از علی و عثمان سخنی نگفت . پس عمر گفت : ای علی بدرستیكه ایشان شاید فامیلی تو را به رسول خدا و فقه و علمی را كه خدا به تو داده بشناسند . پس اگر تو را در این امر سرپرست گردانیدند پس در آن از خدا بترس . سپس گفت ای عثمان : این ثوم شاید بدانند كه تو داماد رسول خدایی و شرف تو را بشناسند . پس اگر تو را بر این كار سرپرست كردند از خدا بترس و فرزندان ابی معیط را بر گردن مردم سوار نگردان!!!...
وقتی از نزد وی بیرون رفتند عمر گفت : اگر او را به دست شخص كم مو (علی) بسپارند ایشان را به راه خواهد آورد . پس عبدالله بن عمر گفت : چه چیزی مانع تو شد (كه او را به جانشینی خود بگماری) ؟ پاسخ داد: بدم می آید كه او را چه در دوران زندگی خویش و در دوران مرگ بر كاری بگمارم!!!
در المطالب العالیة ج15/ص775 ش3898 همین روایت را آورده و آن را صحیح می داند .

روایت شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید :
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه سخنان عمر را برای ابن عباس نقل می كند كه گفت :
أجرؤهم واللّه إن وليها أن يحملهم علي كتاب ربهم وسنّة نبيهم لصاحبك ! أما إن ولي أمرهم حملهم علي المحجة البيضاء والصراط المستقيم .(شرح نهج البلاغة: 52/12)
با جرات ترین ایشان برای وادار كردن مردم بر كتاب خدا و سنت رسول خدا صاحب تو (علی) است ؛ آگاه باش كه اگر حاكم شود مردم را به راه روشن هدایت و راه راست هدایت خواهد كرد .


2 - رهنمود مردم به راه روشن هدایت :
بعد از دور شدن مردم از انتخاب امیر مؤمنان علیه السلام به خلافت ، در مورد راه راست نظرات مختلفی پیش آمده و هر گروه خود را بر راه راست می پندارد ؛ در این زمینه اهل تسنن روایات جالبی دارند :

روايت حلية الاولياء:
این مضمون در روایتی كه از حلیة الاولیاء نقل گردید آمده است كه : يحملكم علي المحجة البيضاء(حلية الأولياء ج1/ص64)
شما را بر راه روشن و نورانی وادار می كند .

روايت أخبار المدينة:
عمر بن خطاب نیز می گوید اگر مردم علی را به عنوان خلیفه انتخاب می كردند ایشان را به راه روشن فرا می خواند :
1490 - حدثنا أبوبكر العلمي قال حدثنا هشيم عن داود بن أبي هند عن الحسن قال خلا عمر رضي الله عنه يوما فجعل الناس يقولون ما الذي خلا له فقال المغيرة بن شعبة أنا آتيكم بعلم ذاك فأتاه فقال يا أمير المؤمنين إن الناس قد ظنوا بك في خلواتك ظنا قال وما ظنوا قال ظنوا أنك تنظر من يستخلف بعدك قال ويحك ومن ظنوا قال ومن عسي أن يظنوا إلا هؤلاء علي وعثمان وطلحة والزبير قال وكيف لي بعثمان فهو رجل كلف بأقاربه وكيف لي بطلحة وهو مؤمن الرضا كافر الغضب وكيف لي بالزبير وهو رجل ضبس وإن أخلقهم أن يحملهم علي المحجة البيضاء الأصلع يعني عليا رضي الله عنه(أخبار المدينة ج2/ص59)
... روزی عمر با خود خلوت كرد ؛ پس مردم گفتند كه چه شده است كه عمر با خود خلوت كرده است؟ پس مغیره بن شعبه گفت من به شما در این مورد خبر خواهم داد . پس به نزد عمر آمده و گفت : ای امیر مؤمنان ! بدرستیكه مردم در مورد این خلوت كردن های تو گمان هایی دارند. عمر گفت :چه گمانی؟ پاسخ داد : گمان كرده اند كه تو در مورد اینكه چه كسی را بعد از خود به خلافت بگماری نظر می كنی . گفت : وای بر تو ! و چه كسانی را گمان كرده اند؟ پاسخ داد : و چه كسانی را ممكن است گمان كنند غیر از ایشان - علی و عثمان و طلحه و زبیر؟
عمر گفت : من چگونه در مورد عثمان فكر كنم و حال آنكه او شخصی است كه بستگان خود را به كار می گمارد. و چگونه در مورد طلحه فكر كنم و حال آنكه او در حال خوشنودی با ایمان و در حال خشم كافر است و چگونه در مورد زبیر فكر كنم و حال آنكه او فردی بد خلق است . و بدرستیكه سزاوار ترین ایشان كه ایشان را بر راه سفید وادار می كند فرد اصلع (كم مو است) - یعنی علی -

روایت شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید :
روایت ابن ابی الحدید از ابن عباس نیز گذشت كه عمر به او گفته بود : أما إن ولي أمرهم حملهم علي المحجة البيضاء والصراط المستقيم .(شرح نهج البلاغة: 52/12)
آگاه باش كه اگر حاكم شود مردم را به راه روشن هدایت و راه راست هدایت خواهد كرد .

3 - رهنمود جامعه به سوی حق
در كتاب تاریخ مدینة دمشق ج42/ص428 همین روایت را با مضامین مختلف آورده است كه در یكی از آنها آمده است :
قال عمر لأصحاب الشوري لله درهم إن ولوها الأصلع كيف يحملهم علي الحق وإن حملا علي عنقه بالسيف قال فقلت أتعلم ذلك منه ولا توله ...
عمر در مورد اصحاب شوری گفته است : خداوند ایشان را ... اگر این كار را به شخص كم مو بسپارند ایشان را به حق وادار می كند اگر چه بر گردنش شمشیر برگیرد . پس به او گفتم این را از او می دانی و او را خلیفه نمی كنی؟ ...
شبيه اين مضامين در الكامل في التاريخ ج2/ص460 و تاريخ الطبري ج2/ص580 و تاريخ الإسلام ذهبي ج3/ص639 و... و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 13 ص 260 آمده است .

4 - احیای سنت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
یكی از فوایدی كه بر انتخاب امیر مؤمنان علیه السلام مترتب می گشت ، احیا شدن تمامی سنت های رسول خدا بود ؛ امیر مؤمنان علیه السلام بعد از به دست گرفتن خلافت ظاهری سعی در از بین بردن بدعت های خلفا نمودند ، كه این قضیه با مخالفت مردم ناكام ماند ؛ اما اگر از همان ابتدا حق به حضرت داده می شد حضرت، سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را زنده می گردانیدند :

روایت تاریخ المدینة :
عمر به ابن عباس گفت :
إنّ أحراهم إن وليها أن يحملهم علي كتاب اللّه وسنّة نبيّهم صاحبك، يعني عليّاً.(تاريخ المدينة المنورة: 883/3، بتحقيق فهيم محمد شلتوت، 1410)
سزاوار ترین شخص برای وادار كردن مردم بر كتاب خدا وسنت رسول خدا صاحب تو (علی) است .

روایت شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید :
روایتی كه ابن ابی الحدید در این زمینه نقل می كند نیز گذشت كه عمر می گوید :
با جرات ترین ایشان برای وادار كردن مردم بر كتاب خدا و سنت رسول خدا صاحب تو (علی) است.(شرح نهج البلاغة: 52/12)

5 - موجب اتحاد جامعه اسلامی
مهمترین عامل تفرقه در بین مسلمانان ، اختلاف ایشان در مورد دین است ؛ و به همین جهت اگر كسی می توانست این اختلاف را از بین ببرد همه مسلمانان با یكدیگر متحد شده و همگی به ریسمان محكم الهی چنگ می زدند و از تفرقه دوری می كردند .
در این زمینه در كتب اهل تسنن روایات بسیاری نقل شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند : علی است كه برای امت من آنچه را در آن اختلاف می كنند بیان می كند ؛ بنا بر این اگر به ایشان فرصت بیان دین داده می شد دیگر كسی در دین اختلاف نمی كرد :

روایت مستدرك حاكم نیشابوری :
عن أنس بن مالك رضي اللّه عنه أنّ النبي صلي اللّه عليه (وآله) وسلم قال لعلي: أنت تبيّن لأمّتي ما اختلفوا فيه بعدي. هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه.(المستدرك: ج 3 ص 122)
از انس بن مالك روایت شده است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به امیر مومنان فرمودند : تو هستی كه بعد از من برای امتم آنچه را در آن اختلاف كردند بیان می كنی .
همین روایت در مصادر ذیل نیز نقل شده است :
تاريخ مدينة دمشق: 42/ 387، كنز العمال: 615/11 رقم 32983، شواهد التنزيل: 383/1، المناقب للخوارزمي: 329، ينابيع المودة: 86/2.

روايت بلاغات النساء (ابن طيفور):
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها نيز در خطبه های خود كه سنی و شیعه به آن اشاره داشته و آن را نقل كرده اند به بركات ولايت امير مؤمنان علیه السلام اشاره فرموده اند . اين خطبه ها را ابن طيفور در بلاغات النساء ذكر كرده است :
ففرض الله الإيمان تطهيراً لكم من الشرك ... وامامتنا أمنا من الفرقة وحبنا عزاً للإسلام
خداوند ايمان را سبب پاك شدن از شرك قرار داد ... و امامت ما را سبب حفظ از تفرقه و دوستي ما را سبب عزت اسلام

آیا در صورت بیعت مردم با امیرمؤمنان علیه السلام كسی با ایشان مخالفت نمی نمود؟
روایاتی كه گذشت نشان می دهد كه اگر امامت امیرمؤمنان (علیه السلام) را قبول می كردند تمامی مسلمانان با هم متحد می شدند . و دیگر كسی برای خود ادعای خلافت نمی نمود . شاهد بر این مطلب كلامی است كه اهل سنت از ابوبكر و عمر نقل كرده اند :
مرّ المغيرة بن شعبة بأبي بكر وعمر وهما جالسان علي باب النبي حين قبض فقال: ما يقعدكما؟ قالا: ننتظر هذا الرجل يخرج فنبايعه ـ يعنيان عليّاً ـ فقال: أتريدون أن تنظروا حبل الحبلة من أهل هذا البيت وسعوها في قريش تتّسع.
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: 6/43.
مغیرة بن شعبه هنگام رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) از كنار ابوبكر و عمر گذشت در حالیكه ایشان در كنار در خانه علی نشسته بودند ؛ پس به ایشان گفت : برای چه اینجا نشسته اید؟ گفتند : منتظریم تا این شخص - مقصودشان علی بود - بیرون بیاید تا با وی بیعت كنیم ؛ پس گفت : آیا می خواهید بیعت این خرمای  نرسیده (كنایه از جوان بودن امیرمؤمنان علیه السلام) از این خاندان را نگاه كنید كه در قریش گسترش پیدا كرده ، پیش می رود؟
یعنی حتی مغیرة بن شعبة نیز می دانست كه اگر كسی در ابتدا با خلافت امیر مؤمنان علیه السلام مخالفت نكند ، كار حضرت به سرعت پیش رفته و حتی تمام قریش با حضرت موافقت خواهند كرد .
و این مطلب با كمی تدبر نیز به دست می آید : زیرا اگر ایشان با علی بیعت می كردند ، مهاجر و انصار بهانه ای برای مخالفت نداشتند ؛ لذا همگی با ایشان بیعت می نمودند .
مهاجرین : زیرا اكثر ایشان با ابوبكر بیعت كردند و اگر او با علی بیعت می كرد با امیر مومنان بیعت می كردند . همانطور كه این روایت اشاره بدان داشت .
انصار: زیرا ایشان از اصل با بیعت ابوبكر مخالف بودند و وقتی به زور با وی بیعت كردند باز هم در فكر بیعت با امیر مومنان بودند كه ابوبكر ایشان را تهدید كرد .
فلمّا كان آخر النهار افترقوا إلي منازلهم فاجتمع قوم من الانصار وقوم من المهاجرين فتعاتبوافيما بينهم فقال عبد الرحمن بن عوف: يامعشر الانصار وان كنتم اولي فضل ونصر وسابقة ولكن ليس فيكم مثل أبي بكرلا عمر ولاعلي ولا أبي عبيدة.
فقال زيد بن أرقم: انّا لاننكر فضل من ذكرت ... وانّا لنعلم أنّ ممّن سمّيت من قريش من لو طلب هذا الامر لم ينازعه أحد: علي بن أبي طالب .
و روي الزبير بن بكار قال: روي محمد بن اسحاق أنّ أبابكر لمّا بويع افتخرت تيم بن مرّة، قال: وكان عامّة المهاجرين لا يشكّون أنّ علياً هو صاحب الامر بعد رسول اللّه(صلي الله عليه وآله وسلم)(شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: 6/21.)
وقتی كه روز به آخر رسید به خانه های خود رفتند ؛ پس عده ای از انصار و عده ای از مهاجرین با هم جمع شدند ؛ پس خود را مورد سرزنش قرار دادند ؛ پس عبدالرحمن بن عوف گفت : ای انصار اگرچه شما دارای فضل و یاری (رسول خدا) و سبقت (در دین) هستید اما هیچ كس از شما مانند ابو بكر و عمر و علی و ابو عبیده نیست (مبادا به خیال خلافت برای خود باشید) پس زید بن أرقم گفت : ما فضیلت كسانی را كه گفتی انكار نمی كنیم ، اما ما از قریشیانی كه نام بردی كسی را می شناسیم كه اگر این كار را بخواهد كسی نمی تواند (در جهت فضیلت) با او مقابله كند ؛ علی بن ابی طالب .
و زبیر بن بكار روایت كرده است كه ... وقتی با ابوبكر بیعت شد ، قبیله تیم بن مرة افتخار كردند . و گفت : اكثر مهاجرین شك نداشتند كه علی صاحب این امر بعد از رسول خدا بوده است .
بنا بر این بیعت ابتدایی با امیر مومنان به طور كامل شكل می گرفت و صدایی برای مخالفت به گوش نمی رسید ؛ وقتی در مدینه چنین حكومتی شكل می گرفت دیگر كسی جرات مخالفت با این حكومت قدرتمند مركزی را پیدا نمی كرد ؛ در همین حال امیر مومنان لشكر اسامه را برای اجرای فرمان رسول خدا به سمت مرز روم و برای درگیری با ایشان می فرستاد ؛ (همان لشكری كه ابوبكر ایشان را برای كشتار - به اصطلاح ایشان - مرتدین فرستاد) و همین سبب گسترش بسیار سریع اسلام در سراسر جهان می گردید.

6- فزون شدن بركات الهی بر مردم :
روايت بلاغات النساء:
وما الذي نقموا من أبي الحسن ، نقموا والله منه نكير سيفه ، وشدة وطئه ، ونكال وقعته ، وتنمره في ذات الله عز وجل . والله لو تكافوا عن زمام نبذه رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) إليه لاعتلقه ، ولسار بهم سيرا سجحا ، لا يكلم خشاشه ، ولا يتعتع راكبه ، ولأوردهم منهلا نميرا فضفاضا تطفح ضفتاه ولأصدرهم بطانا ، قد تخير بهم الري غير متحل منه بطائل إلا بغمر الماء وردعة شررة الساغب ، ولفتحت عليهم بركات من السماء والأرض ، وسيأخذهم الله بما كانوا يكسبون .
بلاغات النساء باب كلام فاطمه بنت رسول الله صلي الله عليه و[آله] وسلم
و چه چیزی را بر ابو الحسن عیب گرفته اند؟ قسم به خدا ترسناك بودن شمشیرش را و قدرت قدم هایش را و مصیبت ضربت شمشیرش را و دلاوری او را در راه خدا اشكال گرفته اند !! قسم به خدا اگر دست خود را از زمامی كه رسول خدا به او داده بود بر می داشتند ، آن را با دست خود می گرفت و ایشان را به راهی آرام می برد كه مركبش آزار نبیند و سوارش اذیت نشود ؛ و ایشان را به نزد آبشخوری پر آب و جوشان می برد كه هر دو سوی آن پر باشد (از آب) و ایشان را از آن سیراب بیرون می آورد ؛ او سیرابی ایشان را خواسته بود و برای خود چیز زیادی نمی خواست مگر ظرف كوچكی آب و مقداری غذا كه تنها سختی گرسنگی را مانع شود . و برای ایشان بركاتی از آسمان و زمین گشوده می شد . اما خداوند ایشان را به (گناهانی) كه كسب كرده اند خواهد گرفت (عذاب خواهد كرد).
در این خطبه كه اهل تسنن نیز آن را نقل كرده اند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به خوبی وضعیت جامعه را در صورتی كه خلافت به امیرمؤمنان (علیه السلام) می رسید بیان نموده اند .
خداوند متعال می فرماید : وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَي آَمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ( آيه 96 سوره اعراف)
اگر اهل شهرها ایمان آورده و پرهیزكاری می نمودند بر ایشان بركاتی از آسمان و زمین می گشودیم ولی دروغ پنداشتند پس ما ایشان را به سبب آنچه كسب كردند گرفتیم (عذاب كردیم).
و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) این آیه را به عنوان نمونه ای از اثرات قبول همگانی خلافت امیر مؤمنان علیه السلام مطرح نموده اند . همان مضمونی كه در روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و كلام عمر نیز بدان اشاره شده بود ؛ زیرا اگر علی را انتخاب می كردند همگی ایشان را به راه راست هدایت می كرد اما چنین نكردند .

موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa

نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

اطیب البیان فی تفسیر القرآن

کوتاه و شنیدنی

انار بهشتی برای حضرت زهرا سلام الله علیها - حجت الاسلام کافی

مدت زمان فايل : 8 دقيقه و 40 ثانیه

حجم فایل : 2.06 مگا بایت

Previous Next

روزشمارتاریخ اسلام

5 جمادی الاول

ولادت با سعادت حضرت زینب (سلام الله علیها) در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم هـ.ق ولادت با...


ادامه ...

6 جمادی الاول

وقوع جنگ موته در ششم جمادی ‌الاول سال 8 هـ .ق. جنگ موته به وقوع پیوست. علت وقوع...


ادامه ...

10 جمادی الاول

وقوع جنگ جمل روز دهم جمادی‌الاول سال 36 هـ .ق جنگ جمل روی داد كه نتیجه آن پیروزی...


ادامه ...

13 جمادی الاول

شهادت حضرت فاطمه‌ زهرا‌ (سلام الله علیها) بنا بر نقل پاره‌ای از روایات، شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله...


ادامه ...

15 جمادی الاول

١ ـ ولادت با سعادت حضرت امام زین العابدین (علیه السلام)٢ ـ درگذشت ولید بن عبدالملك مروان1ـ...


ادامه ...

29 جمادی الاول

وفات محمد بن عثمان سمری، دومین نایب خاص امام عصر(علیه السلام) در بیست و نهم جمادی‌الاول سال 305...


ادامه ...
012345

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام

sibtayn

  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو مداحی فاطمیه

قرآن كريم














سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page