ویژه نامه امام حسین علیه السلام ویژه نامه اربعین حسینی کلیپ های تصویری اربعین حسینی

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa

نسخه اندرویدی کتاب العروة الوثقي والتعليقات عليها

 

کوتاه و شنیدنی

شعار امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا - حجت الاسلام رفیعی 1394

مدت زمان فايل : 1 دقيقه و 39 ثانیه

حجم فایل : 476 کیلو بایت

اثرات خواندن زیارت عاشورا در عالم برزخ - آیت الله حسینی صدر 1395

مدت زمان فايل : 2 دقيقه و 36 ثانیه

حجم فایل : 853 کیلو بایت

آداب خواندن زیارت عاشورا - حجت الاسلام بندانی نیشابوری 1395

مدت زمان فايل : 3 دقیقه و 38 ثانیه

حجم فایل : 1.12 مگا بایت

کیفیت ورود سرهای شهدا و اُسرای کربلا به شام - حجت الاسلام بندانی نیشابوری

مدت زمان فايل : 13 دقیقه و 50 ثانیه

حجم فایل : 4.04 مگا بایت

داستان زیبای اصغر جگرکی - حجت الاسلام بندانی نیشابوری

مدت زمان فايل : 5 دقیقه و 26 ثانیه

حجم فایل : 1.64 مگا بایت

Previous Next

روزشمارتاریخ اسلام

1 صفر

١ـ وقوع جنگ صفین٢ـ ورود کاروان اسرای اهل بیت (علیهم السلام) به شام 1ـ وقوع جنگ صفینروز اول...


ادامه ...

2 صفر

١ـ ورود اسراى اهل بیت‌(علیهم السلام) به مجلس یزید ملعون٢ـ شهادت جناب زیدبن على بن الحسین‌(علیهما السلام)٣ـ...


ادامه ...

3 صفر

ولادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) امام پنجم، محمد بن على بن الحسین علیه السلام بنا بر...


ادامه ...

5 صفر

شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) در پنجم صفر سال 61 هـ .ق....


ادامه ...

7 صفر

١- شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام)٢ ـ ولادت امام موسى بن جعفر (علیه السلام)1ـ شهادت امام حسن...


ادامه ...

8 صفر

وفات سلمان فارسیدر هشتم صفر سال 36 هـ .ق. سلمان، بزرگ صحابی رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه...


ادامه ...

9 صفر

١ـ شهادت عمّار یاسر در جنگ صفین٢ـ وقوع جنگ نهروان1ـ شهادت عمّار یاسر در جنگ صفیندر نهم...


ادامه ...

14 صفر

شهادت « محمد بن ابى بكر » روز چهاردهم صفر سال 38 هـ .ق. محمد بن ابی بکر،...


ادامه ...

18 صفر

شهادت اویس قرنى در هجدهم صفر سال 37 هـ .ق. در جریان جنـگ صفین اویـس قرنی به شهادت...


ادامه ...

20 صفر

١ـ فاجعه بئر معونه٢ـ ورود كاروان حسینى به کربلا٣ـ اربعین حسینى 1ـ فاجعه ‌بئر معونهدر بیستم صفر سال...


ادامه ...

27 صفر

مأموریت «اسامه بن زید» از سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای تجهیز سپاه اسلام رسول گرامی اسلام(صلی...


ادامه ...

28 صفر

١ـ شهادت جانسوز پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)٢ـ شهادت امام حسن مجتبی(علیه...


ادامه ...

30 صفر

شهادت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در روز آخـر صفر سـال 203 هـ .ق. هشـتمین اختر...


ادامه ...
0123456789101112

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام

چگونه ثابت می شود كه حضرت ابراهیم علیه السلام هنگام نزول آیه «انی جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آیه، منصبی بالاتر و غیر از رسالت است؟

سؤال:
چگونه ثابت می شود كه حضرت ابراهیم علیه السلام هنگام نزول آیه «انی جاعلك للناسِ اماما» رسول بوده و امامت ذكر شده در آیه، منصبی بالاتر و غیر از رسالت است؟
سؤال از علیرضا سمائی

پاسخ :
خداوند در قرآن از جعل و تشریع الهی امامت برای حضرت ابراهیم خبر می دهد ، و این جعل را به به خود نسبت می دهد ؛ به گونه ای كه در هیج جای قرآن دیده نشده است كه امامت از مجرای انتخاب گزینش شود و این جای دقت و تأمل است كه قرآن امامت را بعد انجام آزمایش و امتحان مهم الهی برای ابراهیم جعل و قرارداده است در صورت كه در قرآن از مسائل كلی طرح می گردد ؛ اما این نشان می دهد كه امامت از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار بوده به موارد و مصداق تشریع و جعل هم تصریح كرده و می فرماید :
وَ إِذِ ابْتَليَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنيّ ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتيِ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . بقره/124.
و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتی بیازمود ، و وی آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشوای مردم قرار دادم.» [ابراهیم ] پرسید: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمی رسد.»
در مكتب تشیع ، امامت یكی از مناصب مهم الهی بوده كه خداوند بعد از این كه حضرت ابراهیم به مقام نبوت رسیده بود او را به مقام نبوت برگزیده است ؛ لذا امامت یكی از اصول و اركان دین تلقی شده و مشروعیت آن به جعل و تشریع الهی است به گونه ای كه خداوند در این آیه شریفه با اسم فاعل استناد آن را به خودش تصریح می كند نظیر آنچه كه خداوند در قرآن از جعل و نصب ، خلافت كلیه انسان و نبوت خبر داده و تصریح می كند كه مقام خلافت و نبوت مربوط به نظام تشریع و جعل الهی است .
درباره جعل وتشریع الهی نبوت می فرماید :
وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلاًّ جَعَلْنا نَبِيًّا . مريم / 49 .
ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هر یك را پیامبری (بزرگ) قرار دادیم .
خداوند در باره جعل و قراردادن خلافت الهی در ذیل برای نوع انسان می فرماید :
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئكَةِ إِنيّ ِ جَاعِلٌ فيِ الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنحَْنُ نُسَبِّحُ بحَِمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنيّ ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ . بقره/ 30.
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینی خواهم گماشت»، [فرشتگان ] گفتند: «آیا در آن كسی را می گماری كه در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه می كنیم و به تقدیست می پردازیم.» فرمود: «من چیزی می دانم كه شما نمی دانید .
تلقی دوم ملائكه از این كه خداوند فرمود : « من در زمین خلیفه و جانیشین قرار می دهم» . این بوده كه خلیفه خداوند باید از عصمت و عدم هرگونه لغزش بر خوردار باشد و لذا گفتند: « أتجَعَلُ فِیهَا مَن يُفْسِدُ فِیهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ » .
آیا در آن كسی را می گماری كه در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد.
و نیز در باره افرادی از بنی اسرائیل كه از امتحانات سخت الهی سربلند بیرون آمده بودند ، تصریح می كند كه من آن ها را به امامت منصوب كردم :
وَجَعَلْنَا مِنهُْمْ أَئمَّةً يهَْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرَُواْ وَكَانُواْ بَِايَاتِنَا يُوقِنُون . السجده / 24 .
و چون شكیبایی كردند و به آیات ما یقین داشتند ، برخی از آنان (بنی اسرائیل) را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما [مردم را] هدایت می كردند.
 لذا از نظر قرآن خلافت ، نبوت و امامت در این كه تابع نظام جعل و تشریع الهی است هیج تفاوتی نداشته جز این كه امامت عالی ترین مقام و منصب الهی بوده كه دارای شئون و مراتبی همچون رهبری سیاسی و مرجعیت دینی و ولائی می باشد كه این شئونات در پیامبران الهی جز تعدادی محدودی از آن ها وجود ندارد ؛ لذا پیامبرانی كه دارای مقام امامت نیز هستند با تشریع و جعل جداگانه ای به این مقام الهی منصوب شده اند . همانند حضرت ابراهیم كه با حفظ مقام نبوت و بعد از آزمایش و امتحان سخت الهی با تشریع الهی به مقام امامت رسید و فرمود :
 َإِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين . البقره / 124 .
(به خاطر آورید) هنگامی كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایش ها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض كرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمكاران نمی رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»
البته این كه نصب و جعل امام به دست خداوند است یا به انتخاب مردم ، بحث و بررسی مفصلی می طلبید كه در مجال دیگر باید به آن پرداخته شود .
حال ، پرسشی كه برای بعضی از اهل سنت مطرح گردیده این است كه : از كجای آیه استفاده می شود كه مجعول امامت است ؟ مجعول در این آیه نبوت نیست ؛ بلكه مجعول امامت است .
برای پاسخ این پرسش و تحلیل آن ، لازم است كه محورهای كلیدی كه در این آیه مطرح است مورد دقت و امعان نظر قرار گرفته و دیدگاه ها و مبانی فریقین را در این جا متذكر شویم تا با بررسی آن دیده شود كه مجعول در این آیه امامت است یا رسالت .
 
عهد الهی :
در این كه منظور از «عهد» در آیه مورد بحث چیست ؟
تفاسیر و تعابیر متفاوتی در بین مفسرین اهل سنت وجود دارد ؛ اما در عین حال آن ها به یك نتیجه گیری و جمع بندی نهائی نسبت به این مسأله نرسیده اند ؛ مثلاً ماوردی شافعی در مقام بیان دیدگاهای موجود در این باره می گوید :
وفي هذا العهد ، سبعة تأويلات : أحدها : أنه النبوة ، وهو قول السدي . والثاني : أنه الإمامة ، وهو قول مجاهد . والثالث : أنه الإيمان ، وهو قول قتادة . والرابع : أنه الرحمة ، وهو قول عطاء . والخامس : أنه دين الله وهو قول الضحاك . والسادس : أنه الجزاء والثواب . والسابع : أنه لا عهد عليك لظالم أنه تطيعه في ظلمة ، وهو قول ابن عباس .
در این كه منظور از «عهد» در آیه چیست ، هفت تأویل وجود دارد از نظر بعضی ، مراد نبوت است كه این نظر سدی است . برخی مراد از آن را امامت دانسته اند كه این نظر مجاهد است . و برخی گفته اند كه منظور از آن ایمان می باشد كه این نظر قتادة است. وبرخی آن را رحمـت الهی می دانند كه نظر عطا است . و بعضی دین خدا میدانند و برخی ثواب و برخی دیگر مثل ابن عباس می گوید : منظور این است كه بر شما از ناحیه ظالم عهدی نیست تا برای او چیزی داده شود .
الماوردي البصري ، أبو الحسن علي بن محمد بن حبيب (متوفاي450هـ) ، النكت والعيون ، ج 1 ، ص 64 ، تحقيق : السيد ابن عبد المقصود بن عبد الرحيم ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ـ لبنان .
و الزحيلي، وهبة ، تفسير المنير ، ، ج 1 ، ص 33 ، ناشر : دار الفكر ، ط . 8، 1426 ق .
فخر رازی در باره این كه منظور از عهد الهی چیست می نویسد :
والمراد بهذا العهد إما عهد النبوة أو عهد الإمامة ، فإن كان المراد عهد النبوة وجب أن لا تثبت النبوة للظالمين ، وإن كان المراد عهد الإمامة وجب أن لا نثبت الإمامة للظالمين وإذا لم تثبت الإمامة للظالمين وجب أن لا تثبت النبوة للظالمين ، لأن كل نبي لا بد وأن يكون إماماً يؤتم به ويقتدي به . والآية علي جميع التقديرات تدل علي أن النبي لا يكون مذنباً .
منظور از عهد در این آیه ممكن است كه عهد نبوت باشد در این صورت معنایش این است كه نبوت به ظالمین نمی رسد . ممكن است كه مراد عهد امامت باشد كه در این صورت امامت برای ظالمین ثابت نمی گردد ، وقتی امامت برای ظالمین ثابت نگردد نبوت نیز ثابت نمی گردد ؛ زیرا هر نبی امام نیز هست . در نتیجه آیه در هر دو تقدیر نفی گناه و معصیت از پیامبر می كند .
فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي (متوفاي604هـ) ، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 3 ، ص 279 ، ناشر : دار الكتب العلمية ، بيروت ، 1421هـ ، 2000م ، الطبعة الأولي .

نقد وبررسی :
تفسیری اهل سنت از «عهد الهی» از چند جهت قابل بررسی و نقد می باشد :
الف : برای تفسیری كه از «عهد الهی» كرده اند هیج دلیل و مستند معقول ارائه نداده اند . گذشته از این هج ارتباطی بین آن چه حضرت ابراهیم برای ذرّیه اش می خواست و با آنچه خداوند از آن تعبیر به عهد خود نموده است ندارد .
مثلاً چه ارتباطی بین امامت و بین ثواب وجود دارد و نیز چه تناسبی بین امامت و ایمان ذرّیه ابراهیم است ؟
ب : تفسیری دیگری كه اهل سنت از عهد نموده اند ، نبوت است . اگر این تفسیر را بپذیریم با چند سؤال اساسی مواجه می شویم كه اهل سنت باید پاسخگوی آن باشند :
1. این مطلب را خود حضرت ابراهیم هم می دانست كه نبوت به ظالمین نمی رسد ؛ چرا خداوند حكیم مطلبی را كه هیج ابهامی ندارد در جواب ابراهیم می فرماید ؛ در حالی كه خداوند می داند كه این مطلب برای ابراهیم پوشیده و مخفی نیست .
2 . اگرمراد از «عهد» در این آیه نیوت بوده ، طبعاً مجعول در آیه « إِنِّی جاعِلُكَ» نبوت است ، حال سوال این است كه جعل مجدد نبوت برای حضرت ابراهیم چه حكمت و فلسفه ای دارد؟


عدم سازگاری با قواعد عربی :
از نظر قواعد عربی ، اسم فاعل هیچ گاه به معنای گذشته عمل نمی كند ؛ بلكه به معنای حال یا آینده عمل می كند.
رشید شرتونی در باره شرائط عمل اسم فاعل می نویسد :
اما اذا كان متعدّياً وهو بمعني الحال او الاستقبال ، فانّه ينصب مفعوله ، نحو : «ان المجتهد محبُّ كتابة .
معلم رشيد الشرتوني، مبادي العربيّة ، مؤسسه انتشارات دار العلم، قم ، ط. 11/1428 هـ .
در حالی كه «اماماً» مفعول دوم عامل خودش در آیه «انی جاعلك...» می باشد ؛ لذا «جاعل» در این آیه به معنای حال می باشد .
این مطلب از طریق وحی به اطلاع ابراهیم رسیده است :
 نكته دیگر این كه جمله «انّي جاعلك...» به ابراهیم وعده می دهد كه او را به مقام امامت برمی گزیند ; و خود این وعده از طریق وحی به ابراهیم ابلاغ شده است . پس قبل از این كه وعده امامت به ابراهیم برسد ، آن حضرت دارای عنوان پیامبری بوده و به او وحی می شده است .
علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه در این باره می نویسد :
قوله تعالي: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، أي مقتدي يقتدي بك الناس، و يتبعونك في أقوالك و أفعالك، فالإمام هو الذي يقتدي و يأتم به الناس، و لذلك ذكر عدة من المفسرين أن المراد به النبوة، لأن النبي يقتدي به أمته في دينهم، قال تعالي: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ، إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»: النساء- 63، لكنه في غاية السقوط.
أما أولا: فلأن قوله: إِماماً، مفعول ثان لعامله الذي هو قوله:
جاعِلُكَ و اسم الفاعل لا يعمل إذا كان بمعني الماضي، و إنما يعمل إذا كان بمعني الحال أو الاستقبال فقوله، إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، وعد له ع بالإمامة في ما سيأتي، مع أنه وحي لا يكون إلا مع نبوة، فقد كان (ع) نبيا قبل تقلده الإمامة، فليست الإمامة في الآية بمعني النبوة (ذكره بعض المفسرين.)
و أما ثانيا: فلأنا بينا في صدر الكلام: أن قصة الإمامة، إنما كانت في أواخر عهد إبراهيم ع بعد مجي ء البشارة له بإسحق و إسماعيل، و إنما جاءت الملائكة بالبشارة في مسيرهم إلي قوم لوط و إهلاكهم، و قد كان إبراهيم حينئذ نبيا مرسلا، فقد كان نبيا قبل أن يكون إماما فإمامته غير نبوته.
الميزان في تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 271 .
(إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً) امام یعنی مقتدا و پیشوایی كه مردم به او اقتداء كرده و در گفتار و كردارش از او پیروی می كنند ، و به همین جهت عده ای از مفسرین گفته اند : مراد از امامت همان نبوت است ؛ چون نبی نیز كسی است كه امتش در دین خود به وی اقتداء می كنند ، هم چنان كه خدای تعالی فرموده:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ؛ ما هیچ پیامبری نفرستادیم مگر برای این كه باذن او پیروی شود)
لذا تفسیری كه از جعل در «اني جاعلك للناس اماماً» به نبوت شده ، به چند دلیل معقول نیست :
1 . كلمه « اماما» مفعول دوم عامل خودش است و عاملش كلمه (جاعلك) است و اسم فاعل هیچ گاه به معنای گذشته باشد عمل نمی كند و مفعول نمی گیرد، وقتی عمل می كند كه یا به معنای حال باشد و یا آینده .
 بنا بر این قاعده ، جمله «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» وعده ای است به ابراهیم علیه السلام كه در آینده او را به مقام امامت می رساند و خود این جمله و وعده از طریق وحی به ابراهیم علیه السلام ابلاغ شده است ؛ پس معلوم می شود قبل از آن كه این وعده به او برسد ، پیغمبر بوده كه این وحی باو شده ؛ از این رو ، به طور قطع امامتی كه بعدها به او میدهند، غیر نبوتی است كه در آن حال داشته، (این جواب را بعضی دیگر از مفسرین نیز گفته اند).
2 . جریان امامت ابراهیم در اواخر عمر او و بعد از بشارت به اسحاق و اسماعیل بوده ، ملائكه وقتی این بشارت را آوردند كه آمده بودند قوم لوط را هلاك كنند ، در سر راه خود سری به ابراهیم علیه السلام زده اند و ابراهیم در آن موقع پیغمبری بود مرسل ؛ پس معلوم می شود قبل از امامت دارای نبوت بوده.

نتیجه :
بنا بر آن چه بیان شد ، مجعول در این آیه امامت بوده نه نبوت . و حضرت ابراهیم علیه السلام در همان هنگام پیامبر بوده است ؛ زیرا اگر مراد از جعل در آیه ای « اني جاعلك للناس اماماً» نبوت بوده باشد، این پرسش مطرح می شود كه فلسفه جعل مجدد نبوت برای حضرت ابراهیم چیست ؟ آیا وجوب اطاعت مجدد ابراهیم علیه السلام را به مردم اعلان می كند ؟ در حالی كه این وجوب اطاعت با جعل نبوت ابراهیم در مرحله اوّل ثابت شده بود ، وقتی نبوت برای ابراهیم جعل گردید از لازمه آن وجوب اطاعت و انقیاد كامل از او است كه با جعل نبوت ثابت شده بود ، حال جعل دوم نبوت اگر باز هم به منظور اعلام وجوب اطاعت و پیروی باشد ، این جعل نه بدون حكمت و فلسفه است و این باحكمت خداوند متعال نمی سازد ؛ لذا مفسرین اهل سنت در این جا با یك پرسش جدی مواجه هستند كه خداوند به ابراهیم بگوید : من تو را بعد از این كه سال ها واجب الاطاعه بودی ، مطاع مردم خواهم كرد حكمت جعل مجدد نبوت هیج توجیه ندارد و دانشوران اهل سنت پاسخ این سوال را تا كنون نداده اند .

موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. آرشيو صوتی
  5. مداحی محرم

سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page