ابن سعد و طبری نخستین کسانیاند که روایاتی درباره این ماجرا نقل، و درباره صحت آن سکوت کردهاند. براساس یکی ازاین روایات پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در انجمن قریش (کنار کعبه ) نشسته بود و آرزو کرد که از سوی خدا آیهای فرود نیاید که قریش از او دور شوند، آنگاه سوره نجم را نازل شد و آن حضرت آیات این سوره را (برای مردم) خواند تا به آیات ۱۹ ، ۲۰ رسید:« آیا لات• و عُزّی• را دیدهاید و دیگر، منات که سومین آنهاست». در این هنگام شیطان این دو جمله را القا کرد:«تلک الغرانیقُ العُلی و إن شفاعَتَهن لَتُرْتجی = آنها جوانانی عالی مقاماند (یا همانند مرغان آبی هستند که به آسمان پر میکشند و ارزش والایی دارند) و به شفاعت آنها امید میرود»...مشرکان با این کلمات خشنود شده و گفتند:ما میدانیم که خدا زنده میکند و میمیراند و اوست که میآفریند و روزی میدهد؛ ولی خدایان ما (بتها) نزد او برای ما شفاعت میکنند و هماکنون که برای آنها نیز سهمی قائل شدی ما با تو هستیم.
در این روایات آمده است که شبهنگام جبرئیل برای مقابله آیات نزد پیامبر آمد و چون پیامبر به آن دو جمله رسید جبرئیل گفت:من اینها را نیاورده بودم. پیامبر خدا با اندوه فراوان گفت:من بر خدا سخنی را بستم؟! آنگاه خداوند (برای دلجویی از پیامبر) این آیه را فرستاد [1]:« نزدیک بود تو را از آنچه به تو وحی کردیم بفریبند تا غیر آن را بر ما ببندی و آنگاه تو را به دوستی (خود) بگیرند...». [2] پیامبر اکرم همچنان ناراحت بود تا اینکه آیه ۵۲ سوره حجّ برای دلداری او نازل شد:«هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم، مگر اینکه هرگاه آرزو میکرد شیطان القائاتی در آن میکرد؛ اما خداوند القائات شیطان را از میان میبَرَد و آنگاه آیات خود را استوار میکند و خداوند دانا و استوار کار است»،...
دانشمندان شیعه به اتفاق این داستان را ساختگی دانسته و به تکذیب و ردّ آن از طرق گوناگون پرداختهاند [۳]
چنانکه بیشتر مفسران و عالمان اهلسنت نیز با دلایل گوناگون آن را ساختگی و مجعول دانستهاند. تنها برخی از مفسران و عالمان اهلسنت آن را نقل کرده و رد نکرده و گاه درصدد توجیه آن برآمدهاند. [۴] ؛بطلان و ساختگی بودن داستان غرانیق را میتوان با ادله حدیثشناسی، قرآنی، کلامی و عقلی ثابت کرد:(بیان مختصر)
1)سند همه روایات افسانه غرانیق منقطع است:راویان این داستان همگی از تابعان و طبقات بعد از آنها بوده و در زمان ادعا شده برای وقوع این داستان هنوز به دنیا نیامده بودند و از میان آنها تنها ابن عباس از صحابه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) است؛ لیکن تولد او نیز دست کم سه سال پس از زمانی است که برای وقوع افسانه غرانیق یاد کردهاند[5]
2) مخالف قرآن بودن:حدیث مخالف قرآن هرچند سند آن صحیح باشد فاقد اعتبار بوده، قطعاً ساختگی و دروغ است [۶]و روایات غرانیق با آیات قرآنی مخالف و ناسازگار است.
3) اضطراب سند و متن : متن این حدیث دارای اضطراب و تشویش است [۷]
4)منافات با مدنی بودن : براساس روایت طبری که در شرح این ماجرا گذشت آیه ۵۲ سوره حجّ و آیات ۷۳- ۷۵ اسراء ؛در پی همین داستان و برای فرو کاستن اندوه پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) که به ناروا آیاتی را به خداوند نسبت داده بود! نازل شده است؛ سوره حجّ مدنی است، [۸]و داستان غرانیق مربوط به سال پنجم بعثت در مکه است و ممکن نیست که حادثهای نگران کننده در سال پنجم بعثت و در مکه رخ دهد و پس از حداقل ۸ سال در مدینه آیاتی برای دلداری و رفع نگرانی آن حضرت نازل شود!!
5)ادله قرآنی / الف: قرآن کریم آنچه را پیامبر اکرم به عنوان قرآن بیان میکند وحی الهی میداند:«و ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی • اِن هُوَ اِلاّ وحیٌ یوحی)»، نجم/، آیه۳و ۴؛ در حالی که براساس افسانه غرانیق کلماتی مخالف آیات توحیدی، بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) القا و بر زبان آن حضرت جاری شده است. [۹]
ب: به تصریح قرآن شیطان بر بندگان (خاص) خدا و مؤمنان و کسانی که بر خدا توکل میکنند سلطهای ندارد نحل، آیه۹۹- ۱۰۰ و ص آیه۸۲-۸۳؛ در افسانه غرانیق سخن از القای کلماتی باطل و شرکآلود به پیامبرخدا از سوی شیطان است که این همان نفوذ و تأثیر در اندیشه و دل پیامبر است که در آیه فوق نفی شده است[10].
ج: خداوند متعالی برای رسیدن بیکم وکاست پیامهای الهی به مردم، نگهبانانی از فرشتگان در پیش رو و پشت سر پیامبران قرار میدهد:«فَاِنَّهُ یَسلُکُ مِن بَینِ یَدَیهِ ومِن خَلفِهِ رَصَدا • لِیَعلَمَ اَن قَد أَبَلَغوا رِسلتِ رَبِّهِم» جنّ، آیه۲۷-۲۸؛ و بر این اساس برای پذیرش افسانه غرانیق که میگوید:شیطان توانست کلماتی را از نزد خود در میان آیات الهی قرار دهد جایگاهی نمیماند.
د: خداوند جمع، قرائت و حفظ قرآن را خود بر عهده گرفته است:«اِنَّ عَلَینا جَمعَهُ وقُرءانَه»، قیامة، ۷۵؛ «اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ واِنّا لَهُ لَحفِظون» حجر، 9 و 15 ؛ و نیز به پیامبر وعده داده است که آیات قرآن را بر او بخواند تا او فراموش نکند:«سَنُقرِئُکَ فَلا تَنسی» اعلی، ۶ ؛ با این حال ممکن نیست شیطان خللی به قرآن وارد کند.
ه: آیات ۷۴و ۷۵ سوره اسراء :«ولَولا اَن ثَبَّتنکَ لَقَد کِدتَّ تَرکَنُ اِلَیهِم شَیًا قَلیلا • اِذًا لاَذَقنکَ ضِعفَ الحَیوةِ وضِعفَ المَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَکَ عَلَینا نَصیرا» آشکارا بر عصمت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دلالت دارد و با «لولا» ی امتناعیه کمترین گرایش آن حضرت را به مشرکان نفی میکند، بنابراین بر فرض صحّت سند حدیث، تعارض متن آن با آیات قرآن بهترین گواه بر کذب آن است. [11]
ادله کلامی
الف. به اجماع امت اسلام پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از تلفظ به کلمات کفرآمیز همچون مدح بتها و در تبلیغ دین از تسلط شیطان معصوم بوده است. [12]
ب. چنین حادثهای موجب تردید در صداقت و حقانیت، و سلب اعتماد مردم از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و رهآورد او میشود، چنان که اگر در یک مورد القای شیطان ثابت شد این احتمال در همه آیات و روایات آن حضرت خواهد آمد و چگونه ممکن است خداوند که پیامبرش را برای تبلیغ فرستاده و معجزاتی در اختیارش قرار داده است چنین مجالی به شیطان دهد تا در نتیجه موجب سلب اعتماد از سخنان آن حضرت گردد. [13]
ج. خداوندی که پیامبرش را برای تبلیغ اسلام فرستاده و معجزات فراوانی برای پی بردن مردم به حقانیت او قرار داده چگونه ممکن است به شیطان اجازه دهد چنان سلطهای بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پیدا کند که موجب شک و تردید در صداقت و حقانیت آن حضرت گردد. [14]
د. آیا عقل پذیراست که خداوند متعالی کسی را نماینده و پیامبر خویش قرار دهد؛ ولی به او قدرت بازشناسی فرشته وحی از شیطان ندهد تا او به اشتباه افتد و سخن شیطان را به جای سخن فرشته بپذیرد و آنها را به مردم ابلاغ کند و به گوش دوست و دشمن و مؤمن و مشرک برسد و سپس او را به خطایش آگاه سازند. [15]
ه. صدور چنین کلماتی از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در حال غفلت و بیتوجهی نیز پذیرفته نیست، زیرا عبارات این دو جمله موزون و هموزن با آیات قبلی است و صدور چنین عبارتی در حال غفلت ممکن نیست. [16]
----------------
1]جامعالبیان، مج ۱۰، ج۱۷، ص۲۴۵ تا ص۲۴۷ ؛الطبقات، ج۱، ص۱۶۰-۱۶۱ .
2] اسراء/سوره۱۷، آیه۷۳-۷۵ .
3] تنزیهالانبیاء، ص۱۰۹وص۱۰۶؛ الهدی الیدینالمصطفی، ج۱،ص 168 و 172؛ المیزان، ج۱۴، ص۳۹۶-۳۹۷ ؛ الصحیح من سیره، ج۳، ص۱۴۸و ۱۳۷ .
4]فتح الباری، ج۸،ص۳۳۳ ؛احکام القرآن، جصاص، ج۳، ص۳۶۳
5] الاسرائیلیات، ص۳۱۴ - ۳۱۵ ؛ نصب المجانیق،ص۵و۱۸ ؛میقات، ش۲۴، ص۵۸و۶۲ ؛الاصابه، ج۴، ص۱۲۲ .
6]الکافی، ج۱، ص۶۸ ؛امان الامة من الاختلاف،ص۶۷ - ۶۸ ؛عمده، ص۸۴ .
7]الهدی الی دین المصطفی۹، ج۱، ص۱۶۸و ۱۷۲ ؛الرواشح، ص۱۹۰؛ نصب المجانیق، ص۱۹؛تاریخ قرآن، ص۱۵۸ .
8]تاریخ طبری، ج۱، ص۵۵۲ ؛المیزان، ج۱۴، ص۳۳۸ ؛مجمعالبیان، ج۷، ص۱۰۹ و۶۱۳ ؛البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۸۱ .
9]بحارالانوار، ج۱۷، ص۵۷ ؛التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۵۰ ؛ التمهید، ج۱، ص۹۱ .
10] التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۵۸ ؛تاریخ قرآن، ص۱۴۹ ؛بحارالانوار، ج۱۷، ص۶۲ -۶۳ .
11]تنزیه الانبیاء، ص۱۰۷ -۱۰۸ ؛المیزان، ج۱۴، ص۳۹۶ -۳۹۷ ؛ البحر المحیط، ج۷، ص۵۲۵ ۵۲۶.
12] روح المعانی، مج ۱۰، ج۱۷، ص۲۶۳ و 270 ؛ التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۵۰ ؛ تنزیه الانبیاء، ص۱۷و۲۳ و ۱۵۱ و ۱۵۴ ؛تاریخ قرآن، ص۱۴۸؛المیزان، ج۱۴، ص۳۹۶ ۳۹۷.
13 و 14 و 15 و 16] التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص50 تا 53
افسانه غرانیق
- بازدید: 1020









