استاد سيّد علي رضا حسيني

1.اکثر تضعيفات، مبتني بر غلّو است.
معصومان عليهم السلام در موارد متعدّدي با تضعيفات مبتني بر غلّو مقابله كردند و دست بر اشتباه جمعي افراد گذاشتند.
مثل تضعيف محمّد بن اورمه قمي كه اصحاب خواستند او را بكشند، ۱
يا جرياني كه فضل بن شاذان ثقه در نيشابور عليه وكيل امام عليه السلام به راه انداخت. امام تصريح ميكند كه شما اشتباه ميكنيد و اينها عقيدهشان خوب است ۲.
2.متأثّر بودن تضعيفات مبتني بر غلوّ، بر ديدگاههاي كلامي.
گفتيم که ابن ابي عمير عليه هشام بن حكم شوريد.
پس اگر تضعيفات ديگران حجّت باشد لازم است نجاشي بنا بر رأي ابن ابي عمير، هشام بن حكم را تضعيف كند، ولي هشام بن حكم به عنوان راوي ثقه معرّفي ميشود،
آن چه قابل توجّه است اين که در ديدگاههاي كلامي، پاي اجتهاد باز است و اجتهاد هيچ کس براي ديگري حجّت نيست.
3.مخالفت نجاشي دقيقترين دانشمند رجالي شيعه، با برخي تضعيفات مبتني بر غلوّ.
در هفت يا هشت مورد، نجاشي با نقد محتوايي، با تضعيفات مبتني بر غلّو مخالفت كرده است.
در شمارههاي مربوط به محمّد بن اورمه، (ش ۸۹۱)، علي بن محمّد قاساني (ش ۶۶۹ )، حسين بن عبيد الله سعدي (ش ۸۶) و ابو طالب انباري (ش ۶۱۷) اين مطلب روشن است.
4.مخالفت ابن غضائري، سختگيرترين دانشمند رجالي شيعه، با برخي از تضعيفات مبتني بر غلوّ.
ابن غضائري در ترجمه احمد بن حسين بن سعيد اهوازي ۴
و محمّد بن اورمه ۵
حکم به اشتباه قميها ميکند و ميگويد از نظر نقد محتوايي احاديث اين دو سالم است.
ميخواهم بگويم ضمن اين كه مفهوم ضعف را از نگاه قدما متوجّه نشديم، به ضعف خيلي بها داديم. نقد و بررسي نكرديم كه آيا ميشود احاديث فلان شخص را پذيرفت يا نميشود؟
حجة الاسلام و المسلمين سيّد جواد شبيري از والدشان آية الله العظمي شبيري زنجاني نقل کرد که ايشان همين نظر را دارد و ميفرمايد:
«بسياري از تضعيفات شيعي، مبتني بر غلّو است و در تضعيفات مبتني بر غلوّ، اجتهاد راه دارد و اجتهاد هيچ كس بر ديگري حجّت نيست».
لذا ايشان نوع تضعيفات شبيه تضعيف سهل بن زياد و محمّد بن سنان را نميپذيرد و به وثاقت آنها حکم ميكند ۶.
۱.رجال النجاشي، ش ۸۹۱
۲.اختيار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۸۲۰، ش ۱۰۲۸
۳.رجال النجاشي، ش ۱۱۶۴
۴.رجال ابن غضائري، ص ۴۰، ش ۱۲
۵.همان، ص ۹۳، ش ۱۳۳
۶.ر.ک: تقريرات درس خارج نکاح، آية الله العظمي شبيري زنجاني
محمد بن أورمه، ابوجعفر قمی
ابن غضائری که سختگیرترین داشمند رجالی شیعه در مورد محمد بن اورمه می گوید :
قمّیون او را به غلوّ متهم کردند، امّا حدیث او پاکیزه است و در آن هیچگونه فساد و انحرافی دیده نمیشود.
من چیزی از آنچه به او نسبت دادهاند ندیدم که موجب اضطراب یا تردید در نفس گردد، جز چند برگه دربارهی «تفسیر باطن» که به روایاتش نمیخورد، و گمان میبرم آنها را به او نسبت داده و جعل کردهاند.
همچنین نامهای دیدم که از سوی امام ابوالحسن علی بن محمد علیهماالسلام (امام هادی علیهالسلام) برای مردم قم صادر شده بود، که در آن امام، از آنچه دربارهی محمد بن أورمه به او نسبت داده بودند، بیزاری جسته و نیکوییِ عقیده و نزدیکیِ منزلت او را تأیید فرموده بود.
رجال ابن الغضائری، ج ۱، ص ۹۳
ابو العباس نجاشی نیز که دقیق ترین دانشمند علم رجال است می گوید :
ابوجعفر قمی را قمّیان یاد کرده و بر او خرده گرفتند و به غلو متّهمش کردند، تا آنجا که کسی را گماشتند تا او را به قتل برساند.
اما آن شخص او را یافت که از آغاز شب تا پایان آن مشغول نماز است؛ پس از این مشاهده، از قصد خود بازایستادند.
گروهی از مشایخ قم از ابن ولید نقل کردهاند که گفته است:
«محمد بن أورمه به غلو متّهم شد، و هرچه در کتابهای او آمده و در آثار حسین بن سعید و دیگران نیز یافت میشود، به آن اعتماد کن، امّا آنچه را او به تنهایی روایت کرده، بر آن تکیه مکن.»
و برخی از اصحاب ما گفتهاند: نامهای از امام ابوالحسن ثالث علیهالسلام (امام هادی علیهالسلام) به مردم قم صادر شد دربارهی محمد بن أورمه، که در آن امام، از تهمتی که به او زده بودند بیزاری جسته بود.
کتابهای او همگی صحیح و معتبر است، جز کتابی که به او نسبت دادهاند با عنوان «تفسیر الباطن»، که مشتمل بر مطالب آشفته و نادرست است.
رجال النجاشی، ج ۱، ص ۳۲۹









