
خداوند متعال در سوره کهف به داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام اشاره می کند .
پس از انکه حضرت موسی و خضر مورد بی مهری اهل قریه قرار گرفتند به دیواری که در حال فرو ریختن بود رسیدند ؛ حضرت خضر ان دیوار را تعمیر کرد و حضرت موسی علیه السلام از این امر ناخشنود شد و به خضر ایراد گرفت .
خضر که قبلا با موسی شرط کرده بود که در مورد هر چه که دید سکوت کند و سه مرتبه ازشرطش تخلف کرده بود فرمود : هذا فراق بینی وبینک
سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مٰا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
اما راز انچه را که نتوانستی در برابر ان صبر کنی به تو خبر می دهم
.... أَمَّا الْجِدٰارُ فَكٰانَ لِغُلاٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كٰانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمٰا وَ كٰانَ أَبُوهُمٰا صٰالِحاً فَأَرٰادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغٰا أَشُدَّهُمٰا وَ يَسْتَخْرِجٰا كَنزَهُمٰا
و اما ديوار از آن دو پسر [بچه] يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردى] نيكوكار بود پس پروردگار تو خواست آن دو [يتيم] به حد رشد برسند و گنجينه خود را كه رحمتى از جانب پروردگارت بود بيرون آورند و اين [كارها] را من خودسرانه انجام ندادم اين بود تاويل آنچه كه نتوانستى بر آن شكيبايى ورزى
امام صادق علیه السلام فرمودند :
«آن گنج لوحی از طلا بود که بر روی آن نوشته شده بود:
به نام خداوند بخشنده مهربان،
خدایی جز الله نیست، محمد فرستاده خداست [و امامان حجتهای خدا هستند]،
شگفتا از کسی که میداند مرگ حق است، چگونه شادمانی میکند!
شگفتا از کسی که به تقدیر الهی ایمان دارد، چگونه میترسد [یا اندوهگین میشود]!
شگفتا از کسی که آتش (جهنم) را یاد میکند، چگونه میخندد!
شگفتا از کسی که دنیا و دگرگونیهای اهل آن را لحظه به لحظه میبیند، چگونه به آن دل میبندد!»
«كَانَ ذَلِكَ الْكَنْزُ لَوْحاً مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ مَكْتُوبٌ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ،لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ،مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ[وَ الْأَئِمَّةُ حُجَجُ اللَّهِ]،
عَجَبٌ لِمَنْ يَعْلَمُ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ كَيْفَ يَفْرَحُ،
عَجَبٌ لِمَنْ يُؤْمِنُ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَفْرَقُ [ يحزن]،
عَجَبٌ لِمَنْ يَذْكُرُ النَّارَ كَيْفَ يَضْحَكُ،
عَجَبٌ لِمَنْ يَرَى الدُّنْيَا وَ تَصَرُّفَ أَهْلِهَا حَالاً بَعْدَ حَالٍ كَيْفَ يَطْمَئِنُّ إِلَيْهَا!».
تفسير القمی ج۲ ص۴۰
بحار الأنوار ج۱۳ ص۲۸۵









