
شيخ عبدالعزيز بن عبدالله الراجحي، از علمای سُنّی، مینویسد
«رفتار فاطمه با ابوبکر، عبرت است که یک شخص هرچند جلیلالقدر باشد باز هم خطا میکند! وی سَرور زنان بهشت است ولی مانند رسول اکرم معصوم نبود و در مورد أبابکر مرتکب اشتباه شد! در حالی که حق با أبابکر بود، ولی فاطمه در اجتهاد و استنباط خود خطا کرد و بر آن إصرار نمود.»
«... و هي قد هجرت أبا بكر، لأنها ظنت أن لها حقا. و هذا فيه دليل على أن الإنسان قد يخطئ و لو كان كبيرا أو عظيما، فليس هناك معصوم إلا الرسول - صلى الله عليه وسلم - فيما يبلغ عن الله؛ أما فاطمة رضي الله عنها و هي سيدة نساء أهل الجنة، و من أفضل النساء ـ فقد غلطت، حيث اجتهدت و أخطأت، و ظنت أن لها حقا، و كان أبوبكر - رضي الله عنه - هو المصيب .... و ذكر أن فاطمة لم تقتنع، و أصرت على رأيها فلم تزل مهاجرة أبابكر حتى توفيت.»
منحة الملك الجليل، شرح صحيح محمد بن إسماعيل البخاري، ط: الثانية، ٦/ ٤٧١ ـ ٤٧٢
نکته قابل توجه در تمام سخنان، اعترافات، و اهانتهای علمای سُنّی، این است که همه بر یک مسئله مشترک معترفند، و آن خشم و قهرِ حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به أبابکر است. لذا سُنّیان یا باید قائل به مرگ جاهلیت آن حضرت شوند، زیرا بر امام زمان خود و خلیفه رسول خدا غضب کرده و او را ترک نموده است، که بلاشک این عقیده کفر و مساوی با تکذیب رسول اکرم صلی الله علیه و آله میباشد.
یا باید قائل شوند این مسئله در شأن آن حضرت نمیباشد و مگر میشود پاره تن رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سرور زنان بهشت با مرگ جاهلیت از دنیا برود⁉️
که در این صورت واضح است که تکلیف أبابکر چیست.
حال بنگريد که حضرت زهرا سلام الله علیها چه تدبیر و عمل هوشمندانه و دقیقی را پیش گرفت که بعد از چهارده قرن، هنوزم این جماعت نمیتوانند از این برزخ خارج شوند.









