
امیرالمومنین علی علیه السلام مي فرماید :
....عثمان هر چه بود از ابو بكر و عمر بهتر بود؛
روزى از او سخنى شنيدم كه از گفتهاش در شگفت شدم و دلم به حالش سوخت؛
در حالى كه در خانهاش نزد او نشسته بودم، عايشه و حفصه نزد او آمدند و ميراث خويش را از ما ترك رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم كه در دست عثمان بود مىخواستند.
عثمان گفت: نه به خدا سوگند! شما دو تا را احترام و حقى از آن حضرت نيست، ولى گواهى شما را عليه خودتان مىپذيرم؛
شما دو تا نزد پدران خويش گواهى داديد كه از رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم شنيدهايد كه فرموده:
«پيامبر ميراثى بر جاى نمىنهد، آنچه بر جاى گذارد صدقه است»
آن وقت رفتيد و به مالك بن اوس عرب بدوى بيابانگرد ورپاشاش ياد داديد كه با شما دو تا همراه شود و گواهى دهد كه پيامبر چنين گفته!
حال آنكه هيچ كس از اصحاب رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم از مهاجران و انصار نيست كه گواهى دهد پيامبر چنان سخنى را گفته است جز شما دو تا و آن عرب ورپاشاش.
به خدا سوگند شك ندارم كه او بر رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم دروغ بسته و شما دو تا نيز با او عليه آن حضرت دروغ بستهايدولى من همان گواهى دروغ شما را عليه خودتان بكار مىگيرم،
برويد شما را حقى نيست.
عايشه و حفصه در حالى كه عثمان را نفرين مىكردند و دشنام مىدادند رفتند.
عثمان گفت: برگرديد! مگر شما دو تا نزد ابو بكر به آن سخن گواهى نداديد؟
گفتند: آرى!
گفت:
اگر به حق گواهى داديد كه پس حقى نداريد
و اگر به دروغ شهادت داديد كه پس لعنت خدا و فرشتگان و همۀ مردم بر شما باد و بر آن كسى كه شهادت شما دو تا را عليه اين خاندان روا دانست.
على فرمود: سپس عثمان نگاهى به من كرد و لبخند زد و گفت: اى ابو الحسن! دلت را از اين دو خنك كردم؟
▫️گفتم: آرى! به خدا سوگند، گفتى و حق مطلب را ادا كردى، خداوند پوزهشان را به خاك ماليد،
دلم به حال عثمان سوخت و دريافتم كه منظور وى از اين برخورد، فراهم ساختن رضايت من بود.
كتاب سُليم ج۲ ص۶۷۵









