بخش اول: آثار و خواص قرآن

(زمان خواندن: 26 - 52 دقیقه)

در حقيقت، قرآن به عنوان آخرين وحى الهى كه بر افضل انبياء نازل شده، نور هدايت ابدى براى بشر و تجلى كلام خداوند مى باشد.
قرآن؛ شاهد زنده بر نبوت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و قوى ترين برهان بر حقانيت او و دليل دائمى و حجت هميشگى به شمار مى آيد.
قرآن؛ مهم ترين سرمايه معنوى يك مسلمان است كه با داشتن آن، همواره سرفراز و از بيگانگان بى نياز و دست نياز ديگران به سوى او دراز است.
قرآن؛ ارزنده ترين اندوخته اى است كه در رويدادهاى خطرناك زندگى و هجوم امواج سهم ناك كفر و الحاد و انحراف و كج روى، انسان را نجات مى دهد و خير و صلاح و رشد او را تاءمين مى كند.
قرآن گرانقدرترين موهبت خدايى و گوهر گرانبهايى است كه منشاء آثار سعادت انسانى مى شود و در پرتو آن، مى توان از چنگال عفريت جهل رها گرديد و به كمال مطلوب دنيا و آخرت نائل شد و با ملكوتيان و جهان ابديت نيز رابطه برقرار كرد.
قرآن؛ فرشته نجات و پاره كننده بندهاى اسارت از گردن توده گرفتار و بى نوا و برقرار كننده نظام هاى صحيح و مجرى عدالت اجتماعى و كوبنده اساس شخص پرستى و اختلاف طبقاتى و خاموش كننده فريادهاى گوش خراش ضلالت و گمراهى و زنده كننده روش هاى ستوده و كرامت هاى اخلاقى است.
قرآن؛ در بردارنده اصول قوانين اجتماعى و انفرادى بشر، از قبيل عبادات، تجارات، نكاح و غيره است.
قرآن دستور دهنده عادلى است كه اصول وظايف زندگانى بشر را از آغاز تا انجام بيان فرموده و تمام دستورات و قوانين اين كتاب مقدس آسمانى بر پايه عقل و منطق استوار است.

در حقيقت، قرآن به عنوان آخرين وحى الهى كه بر افضل انبياء نازل شده، نور هدايت ابدى براى بشر و تجلى كلام خداوند مى باشد.
قرآن؛ شاهد زنده بر نبوت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و قوى ترين برهان بر حقانيت او و دليل دائمى و حجت هميشگى به شمار مى آيد.
قرآن؛ مهم ترين سرمايه معنوى يك مسلمان است كه با داشتن آن، همواره سرفراز و از بيگانگان بى نياز و دست نياز ديگران به سوى او دراز است.
قرآن؛ ارزنده ترين اندوخته اى است كه در رويدادهاى خطرناك زندگى و هجوم امواج سهم ناك كفر و الحاد و انحراف و كج روى، انسان را نجات مى دهد و خير و صلاح و رشد او را تاءمين مى كند.
قرآن گرانقدرترين موهبت خدايى و گوهر گرانبهايى است كه منشاء آثار سعادت انسانى مى شود و در پرتو آن، مى توان از چنگال عفريت جهل رها گرديد و به كمال مطلوب دنيا و آخرت نائل شد و با ملكوتيان و جهان ابديت نيز رابطه برقرار كرد.
قرآن؛ فرشته نجات و پاره كننده بندهاى اسارت از گردن توده گرفتار و بى نوا و برقرار كننده نظام هاى صحيح و مجرى عدالت اجتماعى و كوبنده اساس شخص پرستى و اختلاف طبقاتى و خاموش كننده فريادهاى گوش خراش ضلالت و گمراهى و زنده كننده روش هاى ستوده و كرامت هاى اخلاقى است.
قرآن؛ در بردارنده اصول قوانين اجتماعى و انفرادى بشر، از قبيل عبادات، تجارات، نكاح و غيره است.
قرآن دستور دهنده عادلى است كه اصول وظايف زندگانى بشر را از آغاز تا انجام بيان فرموده و تمام دستورات و قوانين اين كتاب مقدس آسمانى بر پايه عقل و منطق استوار است.

تعريف قرآن از زبان قرآن

تعريف قرآن از زبان قرآن
قرآن خود را اين چنين معرفى مى كند:
ان هذا القران يهدى للتى هى اقوم (1)
به درستى كه قرآن (مردم را) به راه و آئينى كه مستقيم ترين و صاف ترين و پابرجاترين آئينهاست هدايت مى كند.
صاف و مستقيم از نظر عقائدى كه عرضه مى كند، صاف تر و مستقيم تر از نظر ارائه كردن عقيده و عمل، صاف تر و مستقيم تر از نظر قوانين اجتماعى و اقتصادى و نظامات سياسى و برنامه هاى اخلاقى و عبادى و دينى كه بر جامعه انسانى حكم فرماست.
و بالاخره صاف تر و مستقيم تر از نظر نظام حكومتى كه برپا دارنده عدل و درهم كوبنده ستم ستم گران است.
آرى، روش هدايت قرآن صاف و مستقيم و ثابت است.
... و انه لكتاب عزيز # لاياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد (2)
و اين قرآن كتابى است قطعا شكست ناپذير. كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى آيد؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش، نازل شده است.
بلى قرآن كتابى است كه هيچ كس نمى تواند همانند آن را بياورد و بر آن غلبه كند، كتابى است بى نظير، منطقش محكم و گويا، استدلالاتش قوى و نيرومند، تعبيراتش منسجم و عميق، تعليماتش ريشه دار و پرمايه، احكام و دستوراتش هماهنگ با نيازهاى واقعى انسان ها در تمام ابعاد زندگى است؛ زيرا از سوى خداوند حكيم و حميد نازل شده است، خداوندى كه افعالش از روى حكمت و در نهايت كمال و درستى است.
ان هو الا ذكر للعالمين (3)
اين قرآن براى همه عالميان تذكر و بيدارى است.
آرى؛ مهم آن است كه مردم از غفلت بيرون آيند و به تفكر و انديشه بپردازند، چرا كه راه، روشن و نشانه هاى آن آشكار است، در درون جان انسان فطرت پاكى به وديعه نهاده شده كه به او جهت مى دهد. به خط توحيد و تقوى مى كشاند، اما تقوى بيدارى است و رسالت اصلى پيامبران و كتب آسمانى نيز همين بوده است.
و لقد ضربنا للناس فى هذا القران من كل مثل لعلهم يتذكرون (4)
ما براى مردم، در اين قرآن از هر نوع مثلى زده ايم (و هر نوع مثلى را مطرح كرده ايم) شايد متذكر شوند (و از راه خطا به صراط مستقيم بازگردند).
آرى، از سرگذشت دردناك ستمگران و سركشان، از عواقب هولناك گناه و نافرمانى، از انواع پندها و اندرزها، از اسرار خلقت و نظام آفرينش، از احكام و قوانين و خلاصه هر چه براى هدايت انسان ها لازم بود، در لباس مثل براى آن ها شرح داديم.
قرانا عربيا غير ذى عوج لعلهم يتقون (5)
(اين) قرآن است فصيح و خالى از هرگونه كجى و نادرستى، انحراف، تضاد و تناقض شايد آن ها پرهيزكارى را پيشه كنند.
آرى، در قرآن، هيچ گونه كژى راه ندارد، آياتش هماهنگ، تعبيراتش گويا، و عباراتش مفسر يكديگر است.
قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان ياءتوا بمثل هذا القران لا ياءتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا (6)
(اى پيامبر اسلام) به آن ها بگو اگر تمام انسان ها و پريان اجتماع و اتفاق كنند تا همانند اين قرآن را بياورند قادر نخواهند بود هر چند يكديگر را كمك كنند.
اين آيه با صراحت تمام، همه جهانيان را از كوچك و بزرگ، عرب و عجم، انسان و جن را بدون استثناء دعوت به مقابله با قرآن كرده است و مى گويد: اگر فكر مى كنيد اين قرآن سخن خدا نيست و ساخته مغز بشر است، شما نيز، همانند آن را بياوريد در حالى كه هرگز نخواهيد توانست.(7)
و لقد صرفنا للناس فى هذا القران من كل مثل فابى اكثر الناس الاكفورا (8)
ما براى مردم، در اين قرآن از هر نمونه اى از انواع معارف و حقائق را بيان كرديم با اين حال اكثر مردم جاهل و نادان جز انكار حق، و ناديده گرفتن دلائل هدايت، عكس العملى نشان ندادند.

تعريف قرآن از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله

تعريف قرآن از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به قرآن بسيار اهميت مى داد، در تعليم و بكار بستن آيات، سعى خاص مبذول مى كرد، آرزومند بود كه اين كلام دلنشين خدا در دلها بنشيند و انسانها را مُسَخّر خود كند. ايشان مى فرمايند:
هر قلبى كه ظرف قرآن باشد (و قرآن در آن جا گرفته است)، از عذاب خداوند به دور است.(9)
چون فتنه ها همچون پاره هاى شب كار شما را در ميان گرفت، به قرآن رو آورديد.(10)
قرآن را فرا گيريد؛ زيرا تلاوت كننده آن روز قيامت در حالى محشور مى شود كه جوان و صورتش زيباست. قرآن به او خطاب مى كند و مى گويد: تو آن جوانى هستى كه شبها بيدار بودى و با من انس داشتى و تلاوتم مى كردى تا جايى كه دهنت خشك و از چشمهايت اشك جارى مى شد.(11)
قرآن هدايت گر گمراهان و بينايى از كورى باطن است، نگهدارنده انسان از لغزشها است، نورى است در برابر ظلمت، نگهدارنده از هلاكت است، رساننده انسان از دنيا به آخرت است، كمال دين در آن است، هيچ كس نيست از آن برگردد مگر اينكه جايگاه او آتش است.(12)
هيچ شفيعى روز قيامت بزرگوارتر و با منزلت تر از قرآن نيست، نه پيامبر مرسلى و نه ملك مقربى و نه غير آنان.(13)
فرزندانتان را بر سه چيز پرورش دهيد، دوستى پيامبرتان، دوستى اهل بيت او و تلاوت قرآن.(14)
خانه هاى خودتان را با تلاوت قرآن نورانى و روشن گردانيد.
دو چيز پرارزش در ميان شما مى گذارم يكى كتاب خدا (قرآن) و ديگرى اهل بيت، اگر به آن دو چنگ زنيد و از آنان پيروى نماييد گمراه نخواهيد شد. آن دو از هم جدا نمى شوند در موقعى كه در كنار حوض كوثر به من ملحق گردند.(15)
آنگاه كه انواع بلاها و شدت ها مانند پاره هاى شب تاريك در هم آميخت و شما را فرو پوشيد به قرآن چنگ زنيد و به آن پناه بريد؛ زيرا شفيعى است درباره كسانى كه به آن عمل كرده اند و شفاعتش پذيرفته است.(16)
قرآن (كتاب) راهنماست، به بهترين راه دلالت و هدايت مى كند و انسان را به بهشت مى رساند.(17)

تعريف قرآن از زبان حضرت على عليه السلام

تعريف قرآن از زبان حضرت على عليه السلام
اميرالمومنمين على عليه السلام مى فرمايد:
قرآن؛ آن نور مطلق است كه غروب و افول بر آن راه ندارد، چراغ روشنى است كه به خموشى نگرايد، درياى ژرف و پهناورى است كه عمق و ساحل آن پيدا نيست، راه راست و مستقيمى است كه رهروانش هرگز گمراه نگردند، پرتو تابانى است كه ظلمت و تاريكى به آن راه ندارد فيصل دهنده اى است كه دلائل آن سست نخواهد بود، بيان واضحى است كه اصول و دلايل آن تاثيرپذير نيست، داروى شفابخشى است كه با همراه داشتن و عمل كردن به آن از امراض و بيماريها ترسى نيست، مايه عزت و سربلندى است كه ياران آن هرگز خوار و مغلوب نخواهند شد و حقيقتى است كه طرفدارانش بى يار و ياور نخواهند بود.
قرآن؛ گنجينه ايمان و منبع آن است، درياى علوم و سرچشمه دانش است، پايگاه و بوستان عدالت و دادگسترى است.
قرآن؛ دريايى است كه آبكشان نتوانند آب آن را تمام كنند، چشمه هايى است كه آبش تيره و آلوده و آبشخوار آن در اثر تراكم و كثرت واردين، تنگ نخواهد گرديد، منازلى است كه راه هاى آن صاف و رهروانش گمراه نشوند.
قران؛ نشانه ها و علائم روشنى است كه عابرين از آن غفلت نورزند، قله هاى بلندى است كه قصد كنندگانش نتوانند از آن بگذرند.
قرآن؛ كتابى است كه خداوند آن را سيراب كننده تشنگان علم و بهار دلهاى فقها و دانشمندان و نيكان و صالحان قرار داده است.
قرآن؛ دوايى است كه بدون آن دردى نيست، نور و روشنايى است كه هرگز به ظلمت و تاريكى نمى گرايد، ريسمانى است كه دستگيره آن محكم و ناگسستنى مى باشد و پناهگاه محكم و بلندى است كه دست يغماگران و چپاول گران به آن راه ندارد و براى دوستدارانش عزت و به پناهندگانش پناهگاه ايمنى بخش است و براى پيروانش وسيله هدايت و رستگارى و براى تمسك كنندگانش وسيله عذرخواهى است.
قرآن؛ دليل محكم و استوارى است براى استدلال كنندگان، گواه حق و زنده اى است براى كسى كه در خصومت ها به آن چنگ زند. وسيله پيروزى است براى اجتماع كنندگانش. حاملانش را به سوى سعادت مى برد و عاملانش را به مقام عالى اوج مى دهد.
قرآن؛ علائم و راهنماييهايى است براى متفكرين، سپرى است براى طالبان سلاح، علم و دانشى است براى كسى كه آن را در مغز خود جاى دهد، حديث درستى است براى كسى كه در ميان مردم حكومت و قضاوت نمايد.(18)
و نيز حضرت على عليه السلام فرمود: به كتاب خدا توجه كنيد زيرا قرآن ريسمانى است محكم، نورى است آشكار، درمان نافع و نوشابه اى است كه عطش را ريشه كن مى سازد.
قرآن، تكيه گاهى است محكم، نجات گرى است مطمئن. كج نمى شود تا نياز به اصلاح داشته باشد. منحرف نمى شود تا نياز به درستكارى پيدا كند. زياد خواندن و زياد گوش دادن به آن، آن را كهنه نمى كند. هركس از روى قرآن سخن گفت راست مى گويد و هركس به قرآن عمل كرد پيروز است.

ويژگيهاى قرآن

ويژگيهاى قرآن
قرآن خصوصياتى دارد كه ديگر كتب آسمانى و كتاب هاى ديگر، آن ويژگيها را ندارند. و آن ها عبارت اند از:
1. قرآن: هدايت كننده مردم به اسلام و ايمان است، به سوى آيينى دعوت مى كند كه مستقيم ترين آيين ها از نظر عقائد و قوانين، اخلاق فردى و اجتماعى، اقتصادى و نظامى، عبادى و سياسى و غيره مى باشد.(19)
2. قرآن: فرقان است، يعنى جدا كننده حق از باطل، زيرا به موجب آن طرفداران حق از باطل مشخص مى شوند.(20)
3. قرآن: يكجا در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان اول يا به قلب مبارك حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد.(21)
4. قرآن: شفيع است، كسانى را شفاعت مى كند كه آن را تلاوت كنند و دائما با آن مانوس مى باشند.(22)
5. قرآن: در هر عصر و زمانى تازگى دارد و كهنه نمى شود و ملال آور نيست، انسان با كثرت تلاوت و تكرار آن خسته نمى شود.(23)
6. قرآن خواندن و شنيدن و نظر كردن به آن عبادت است و نشستن در مجلس قرآن عبادت است و ثواب دارد.
7. قرآن: احكام و آدابى دارد از جمله: نبايد ترك و فراموش شود نبايد گرد و غبار بر روى آن بنشيند، نبايد بدون طهارت آن را لمس نمود.
8. قرآن: كلام الله صامت و مجيد است، كريم و شريف است، شاهد در هر مكان و زمان است و قيامت هم شهادت مى دهد.
9. قرآن نور است، آيات و عبارات و كلماتش نور است، افرادى كه به دنبال رضايت و خوشنودى خداوند قدم برمى دارند، با نور خود آن ها را به راه راست هدايت مى نمايد.(24)
10. قرآن: تلاوت آن ذكر است، و بهترين ذكر همان قرآن است. به واسطه آن انسان شرح صدر پيدا مى كند و قلب ها نورانى مى شود.
11. قرآن: امام است. حضرت على عليه السلام فرمود:
برشما باد به قرآن و تلاوت آن، قرآن را امام و رهبر خود قرار دهيد (تا هدايت شويد).
12. قرآن: احسن الحديث است. خودش مى فرمايد:
خداوند بهترين حديث را نازل كرد (كه همان قرآن باشد).(25)
از اين جهت يك مسلمان واقعى بايد كوشش كند كه از قرآن جدا نباشد، آن را دقيقا فرا گرفته و صحيح تلاوت كند و به دستورات و احكام عاليه و روح بخش آن عمل نمايد تا رستگارى دو جهان را به دست آورد.

مسئوليت ما در برابر قرآن

مسئوليت ما در برابر قرآن
ما در پيشگاه قرآن مجيد دو مسئوليت بزرگ داريم:
1. شناخت مفاهيم قرآن. اولا ما بايد خود را بشناسيم (و كشف كنيم و دريابيم) كه انسان هستيم. انسانى كه استعدادها و نيازهاى مادى و معنوى دارد و از ابعاد گوناگون برخوردار است. ثانيا بايد قرآن را بشناسيم و ابعاد گوناگون سياسى، فرهنگى، اخلاقى، اجتماعى، عقيدتى، تجارى و اقتصادى اش را كشف كنيم. خداوند متعال كسانى را كه قرآن مى خوانند، اما در آياتش تدبر و تفكر نمى كنند، مورد سرزنش قرار داده است و مى فرمايد:
((آيا آن ها در آيات قرآن تدبر نمى كنند و نمى انديشند، يا اين كه بر دل هاى شان قفل زده شده است)).(26)
و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چنين مى فرمايد:
براى هر چيزى پايه اى است، پايه و زيربناى اسلام فهم دين (قرآن) است؛ يك انسان آگاه (كه دين و (قرآن) را نيك شناخته و فهميده باشد) در برابر شيطان و موانع كمال از هزار عابد (بدون شناخت و فهم) محكم تر است.(27)
آن كه دائما قرآن بخواند ولى آن را نشناسد و در مفهوم آن تفكر نكند، مانند كسى است كه در شب ظلمانى، چراغ را در پشت سر خود قرار داده و در بيابان پرفراز و نشيب حركت كند. آيا يك چنين انسانى چراغ برايش سودى دارد؟ آيا او با چنان موقعيتى به مقصد مى رسيد؟!
2. عمل به دستورهاى آن. به گونه اى كه قرآن همواره در صحنه زندگيمان حضور داشته باشد و عملا ما را از تاريكى ها به سوى نور هدايت كند. چنانكه قرآن به طور مكرر به اين مساله مهم تصريح كرده است. از جمله:
كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور(28)
(اى پيامبر محبوب اين قرآن) كتابى است كه آن را به سوى تو فرستاديم تا (به وسيله آن) مردم را از تاريكى ها(ى شرك و جهل) به سوى نور قلبى (ايمان به خدا و قيامت، عدالت اجتماعى، آگاهى كامل) در آورى.
سخن بشنو ز وحى آسمانى

كه مرجان راست عمر جاودانى

پى قرآن و بحر بى پايان عرفان

يكى گنجينه اى شايان عرفان

سخن سنجى كه علمه البيان است

گهر آويز گوش عقل و جان است

كتاب علم ربانى است قرآن

ظهور سر سبحانى است قرآن

به پيش حكمت قرآن احمد

كه زد بر مخزن اسرار سرم

فضيلت قرآن

فضيلت قرآن
در عالم هستى هيچ كتابى در فضيلت و برترى به پايه قرآن نمى رسد؛ زيرا نه تنها قرآن خلاصه و عصاره تعليمات همه انبياء الهى است، بلكه از همه موجودات آفرينش برتر و والاتر است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
القرآن افضل كل شى ء دون الله
فضيلت قرآن به جز خدا از همه چيز برتر و بالاتر است.(29)
فضيلت قرآن از همه كتاب هاى آسمانى بيشتر و بالاتر است؛ زيرا كتاب هاى ديگر آسمانى براى برهه اى از زمان و مردم خاصى فرود آمده بود اما قرآن براى همه زمان ها تا روز قيامت و براى همه انسان ها در همه مكان ها حتى براى غير انسان ها مانند جن نازل شده و همه موظف هستند به دستورات آن عمل كنند.
قرآن بهترين كلام و هديه اوست، و نيز تكلم خدا با بشر است. انسان عاقل و فهميده به هيچ عنوان حاضر نيست بين او و قرآن فاصله بيفتد. مگر نه اين است كه گوش و چشم انسان مى خواهند لذت ببرند. چرا لذت را با شنيدن و ديدن آيات و كلام الهى تامين نكنند تا بخواهند از راه باطل چشم و گوش را به لذت مادى سرگرم كنند.
اگر براى انسان، روشن و واضح شد كه قرآن، هم كلام الهى و هم تكلم خداوند با بشر است، چرا به استقبال آن نميشتابد!
اگر كسى مزاج روحى خود را با گناه مسموم كند از شهد و شيرينى قرآن لذت نمى برد. همان طور كه انسان معتادى كه مزاجش را مسموم كرده است، نمى تواند از عسل لذت ببرد و فقط از آن سم، لذت مى برد، لذا كسى هم كه مزاج روحى خود را مسموم كند از تلاوت قرآن لذت نمى برد چرا كه گناهان مانع مى شوند وى طعم گوارى كلام الهى را بچشد. قرآن اثر جود و بخشش الهى است كه بر قلب بهترين افراد بشر نازل شده است، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم در رساندن اين بخشش الهى كوتاهى نكرده، بلكه همه آن عطايا و مواهب الهى را به انسان هاى مستعد و قابل، ابلاغ كرده است. قرآن به منزله يك تكليف محض نيست، بلكه عطاى خاص الهى است.
و چون آن حضرت در رساندن بخشش و بذل خداوند كوتاهى نكرده است. شما هم در پذيرش و فهميدن آن كوتاهى نورزيد.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
قرآن در گمراهى، مايه هدايت و در نابينايى، مايه روشنى و موجب بخشش لغزش ها است. قرآن انسان را از نابودى حفظ مى كند و از انحراف رهايى مى بخشد. فتنه ها را روشن مى سازد آدمى را از دنيا به آخرت مى رساند و كمال دين در آن نهفته است. هر كس از قرآن فاصله گرفت در آتش افتاده است.(30)
قرآن همان قانون خدايى و ناموس آسمانى است كه اصلاح دين و دنياى مردم را به عهده گرفته و سعادت جاودانى آنان را تضمين كرده است.
آيات آن سرچشمه هدايت، راهنمايى و كلماتش معدن ارشاد و رحمت است. كسى كه به سعادت هميشگى علاقمند است، و سعادت و خوشبختى هر دو جهان را مى خواهد داشته باشد. بر وى لازم است كه روز و شب با استوارتر سازد. و آياتش را به حافظه خود سپرده و با مغز و فكر خويش درآميزد تا در پرتو آن كتاب آسمانى، به سوى رستگارى و سعادت جاودانى رهنمون شود.

فضيلت تلاوت

فضيلت تلاوت
درباره فضيلت قرآن، روايات فراوانى از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصوم عليهم السلام به ما رسيده: از جمله:
1. از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود:
هر كس در هر شب، ده آيه از قرآن را بخواند جزو غافلان و آنان كه از پروردگارشان بى خبرند نوشته نمى شود. هر كس پنجاه آيه از قرآن را بخواند در ليست آشنايان و يادكنندگان خدا ثبت مى گردد. هر كس صد آيه تلاوت كند جزو عبادت كنندگان و هر كس دويست آيه بخواند نام وى در ليست خاشعين و افرادى كه در پيشگاه پروردگارشان اظهار ذلت و كوچكى كنند خواهد آمد. هركس سيصد آيه از قرآن بخواند از سعادتمندان و هر كس پانصد آيه تلاوت كند از كوشش كنندگان در عبادت و پرستش كنندگان، نوشته خواهد شد. هركس هزار آيه بخواند مانند كسى خواهد بود كه مقدار زيادى از طلاى ناب و خالصى در راه خدا بذل و احسان كرده است.(31)

فضيلت تلاوت كننده

فضيلت تلاوت كننده
حال كه فضيلت تلاوت قرآن معلوم شد. لازم است قدرى درباره فضيلت و مقام قارى قرآن هم بحث شود.
ابتداء بايد توجه داشت كه هر عملى براى خدا و رضايت او انجام گيرد ثوابى مخصوص به خود را دارد. از جمله اعمال، تلاوت قرآن است كه از هر چيزى فضيلتش بيشتر و بالاتر است. اگر كسى آنگونه كه پيشوايان دين دستور داده اند قرآن را بخواند و به آيات و احكام آن عمل نمايد جزو مومنين و متقين به حساب مى آيد. و عزت دنيا و آخرت شامل حالش ‍ مى شود. قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:
ولله العزه و لرسوله و للمومنين (32)
عزت و سربلندى (دو جهان) مخصوص خدا و رسولش و مومنين مى باشد.
عزت و مقام واقعى در آخرت و قيامت است. اگر كسى در آنجا سربلند بود به برترى و مقام واقعى رسيده است، روزى كه خلق اولين و آخرين و از همه مهمتر رسول گرامى و پيشوايان دين حضور دارند و همه شاهد و ناظر اعمال انسان هستند، در آن روز كسى مى تواند به خود ببالد، كه در صف بهشتيان قرار گيرد. البته بهشت درجات گوناگونى دارد. مبناى محاسبه، درجات بهشت (تعداد آيات قرآن) است! رواياتى از معصوم عليهم السلام در اين باره آمده است: بعضى از آن ها را در ذيل مى آوريم.
1. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
بر شما باد كه تلاوت قرآن كنيد! همانا درجات بهشت به تعداد آيات قرآن است. هنگامى كه قيامت بر پا شود. به قارى قرآن گفته مى شود بخوان و بالا برو. او هر آيه اى كه مى خواند يك درجه بالا مى رود.(33)
2. امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده است كه فرمود:
مقام و درجه اهل قرآن (قاريان يا حافظان آن) پس از درجه فرستادن خدا و پيامبران صلى الله عليه و آله، والاترين درجه و مقام آدميان است. آنان را كوچك و حقير و پست نشماريد و حقوقشان را اندك مپنداريد؛ زيرا اينان، در نزد پروردگار داراى مقام و پايگاهى برگزيده و مخصوص اند.(34)
بايد توجه داشت كه اين مقامات از آن كسى است كه به آيات قرآن عمل كند و حامل قرآن باشد. قاريى كه رنگ قرآنى و خدايى به خود بگيرد، در زمره شريفترين انسان ها قرار مى گيرد.
3. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
اشراف امتى حمله القرآن (35)
بزرگان و اشراف امت من حاملين قرآن مى باشند.
البته قاريان يا حافظان قرآن در ثواب با هم ديگر فرق مى كنند. بعضى ثوابشان بيشتر است.
4. از امام صادق عليه السلام در اين باره چنين نقل شده است:
هركس قرآن را به سختى و رنج بياموزد دو اجر و دو مزد خواهد داشت و كسى كه آن را به آسانى بياموزد و آموختنش بر او سخت نباشد با نيكان خواهد بود.(36)
5. امام باقر نيز چنين فرموده:
هر كس قرآن را ايستاده در نماز بخواند خداوند به هر حرفى از آن صد حسنه (كار نيك) در نامه عملش بنويسد و هركس قرآن را نشسته در نماز بخواند خداوند به هر حرفى از آن پنجاه حسنه در نامه اش ثبت مى كند و هركس در غير نماز آن را بخواند به هر حرفى ده حسنه در پرونده عملش مى نويسد.(37)
علت كم و زياد بودن ثواب از جهت آسان و سخت بودن عمل است. در حديث آمده است: ((با ارزشترين عمل، آن عملى است كه سخت تر باشد)).
همانند حديث فوق كه فرمود: ((اگر ايستاده نماز بخواند، صد حسنه و اگر نشسته بخواند، پنجاه حسنه)).
البته در شب و روز هم فرق مى كند. مثلا ثواب قرآن در شب به مراتب زيادتر از روز است.
از امام صادق عليه السلام در اين باره چنين نقل شده است: هركس صد آيه را در نماز شب بخواند خداوند عبادت از اول تا آخر شب را در نامه عملش ثبت مى فرمايد. بعد فرمود: هر كس دويست آيه در غير نماز شب بخواند خداوند، در صحيفه اش قنطارى از حسنات ثبت مى نمايد (هر قنطار يكهزار و دويست اوقيه و هر اوقيه بزرگتر از كوه احد مى باشد.(38))

اثر تلاوت

اثر تلاوت
بعضى فكر نكنند چون معنا و تفسير و مقصد قرآن را نمى دانند، تلاوت آن بى اثر و خواندن و نخواندن آن يكى است! بايد توجه داشته باشيم كه تلاوت قرآن، بدون اين كه معناى آن را هم بدانيم، آثارى در روح و روان انسان به وجود مى آورد. تلاوت قرآن و آهنگ و موسيقى آن به تنهايى اثرى خاص، در روح و قلب شنونده دارد و او را كشش خاص، جاذبه اى خاص، و تعالى خاص، و نظامى خاص مى دهد. كلمات زيبا و روح بخش قرآن، از جهت لفظ هم، تاثير عجيب و قوى دارند. در چگونگى تركيب كلمات و ترتيب آن ها در لفظ هم، نيروى جذاب و نافذى، احساس مى شود. در ترتيب و تركيب كلمات و تلاوت قرآن، آثار خداجويى نهفته شده و تحول شگرف در روح و روان انسان بوجود مى آيد.
تلاوت قرآن، انسان را به ياد زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و خدا و دين و قيامت مى اندازد و او را منقلب مى سازد. (گرچه قرآن فقط به قصد تفهيم معنا و عمل به آن نازل شده است) ولى اگر مبتدى و غير عرب هم، آن را تلاوت، كند ولو معناى آن را نداند، باز موثر است و تعالى بخش جان وى مى باشد. ديده شده، كسانى كه قرآن مى خوانند (ولو معناى آن را هم نمى فهمند) در روحشان اثر گذاشته و دنبال گناه و جنايت نمى روند و يا كمتر مى روند. شخص قرآن خوان و كسى كه علاقه و ارتباطى با قرآن ندارد بسيار با هم فرق دارند.

تاثير آهنگ قرآن در زن مسيحى

تاثير آهنگ قرآن در زن مسيحى
سيد قطب - مفسر معروف - نقل مى كند: من از حوادثى كه براى ديگران اتفاق افتاده سخن مى گويم، تنها حادثه اى را بيان مى كنم كه براى من واقع شده است و شش نفر ناظر آن بودند. شش مسلمان بوديم كه با يك كشتى مصرى، اقيانوس را به سوى نيويورك مى پيموديم. مسافران كشتى 120 نفر زن و مرد بودند، در ميان مسافران جز شش مسلمان نبود. روز جمعه به اين فكر افتاديم كه نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر روى كشتى انجام دهيم. ما علاوه بر اقامه فريضه مذهبى مايل بوديم يك حماسه اسلامى در مقابل يك مبشر مسيحى كه داخل كشتى بود و دست از برنامه هاى تبليغاتى خود برنمى داشت، بيافرينيم، به خصوص كه او مايل بود ما را هم به مسيحيت تبليغ كند! من (سيد قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت جمعه پرداختم. جالبتر اين كه مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام اين فريضه اسلامى بودند. پس از پايان نماز، گروه زيادى از آن ها نزد ما آمدند و اين موفقيت را به ما تبريك گفتند. در ميان اين گروه خانمى بود كه بعدا فهميديم از مسيحيان يوگسلاوى مى باشد و از جهنم تيتو و كمونيست فرار كرده است! او فوق العاده تحت تاثير نماز ما قرار گرفته بود به حدى كه اشك از چشمانش سرازير بود و قادر بر گنترل خويشتن نبود. او به زبان انگليسى و ساده آميخته با تاثير شديد و خضوع و خشوع خاصى سخن مى گفت. از جمله سخنان آن خانم. اين بودن بگوييد ببينم روحانى شما با چه لغتى سخن مى گفت؟ به او حالى كرديم كه اين برنامه و نمايش اسلامى يعنى نماز را هر مسلمانى مى تواند انجام دهد. و سرانجام به او گفتيم كه ما با لغت عربى صحبت مى كرديم. بعد از آن گفت: اگر چه من يك كلمه از مطالب شما را نفهميدم اما هرچه بود به وضوح فهميدم كه در لا به لاى خطبه شما جمله هايى وجود داشت كه از بقيه ممتاز و داراى آهنگ فوق العاده موثر و عميقى بود آن چنان موثر و تكان دهنده بود كه لرزه بر اندام من انداخت و حتى فكر مى كنم امام جماعت شما به هنگامى كه اين جمله را ادا مى كرد وجودش، از سر تا پا مملو از روح القدس شده بود! كمى كه فكر كرديم متوجه شديم اين جمله همان آياتى از قرآن بودند كه من در اثناء خطبه و نماز آن ها را مى خواندم، اين موضوع خود ما را هم تكان داد و متوجه شديم كه آهنگ مخصوص ‍ قرآن چنان موثر است كه حتى بانويى را كه يك كلمه مفهوم آن را نمى فهميد تحت تاثير شديد خود قرار داده است.(39)
از جمله آثار تلاوت قرآن در حديثى وارد شده است: هركس كه حرفى از كتاب خداوند عزوجل را بشنود بدون آن كه خودش تلاوت كند، پروردگار مهربان پاداشى بر او بنويسد، و گناهى از نامه عملش محو نمايد و درجه او را بالا برد.(40)

ثواب تلاوت قرآن براى جوان

ثواب تلاوت قرآن براى جوان
تلاوت قرآن از هركس و در هر زمان و مكان باشد خوب و با ارزش است اما از بعضى افراد جالبتر و باارزشتر است. و جمله، تلاوت قرآن از جوان است، مويد اين موضوع است. در اين باره به حديثى كه از امام صادق عليه السلام وارد شده، توجه فرماييد:
هركس در جوانى قرآن بخواند و مومن هم باشد قرآن با گوشت و خونش بياميزد و خداوند او را با فرشتگانى كه نماينده و سفير حق اند و فرشتگان نويسنده اعمال، همدم و قرين سازد و در روز قيامت قرآن براى او حايل و مانع از آتش جهنم خواهد بود و در حق وى دعا كند و گويد: بارالها، هر كارگرى به اجرت كار خود رسيد جز كارگر من، (و تلاوت كننده من) پس بزرگترين و گرامى ترين بخشش هاى خود را نصيب او گردان.
بعد از اين تقاضا، خداوند آن جوان قارى را دو جامه از جامه هاى بهشتى بپوشاند و تاج افتخار بر سر او نهد. آن گاه به قرآن خطاب شود: آيا درباره اين جوان تو را خشنود كردم؟ قرآن در پاسخ: گويد پروردگارا! من بيش از اين درباره اين جوان آرزو داشتم. پس امان نامه اى به دست راستش و فرمان جاويد ماندن در بهشت را به دست چپش دهند و او را داخل بهشت كنند. بعد از آن به جوان تلاوت كننده قرآن گويند: اينك بخوان (يعنى قرآن را بخوان و با هر آيه اى كه مى خوانى) يك درجه بالا رو. ((آن جوان به عدد هر آيه اى كه فرا گرفته و خوانده و به آن ها عمل نموده است درجات بهشت را بالا مى رود و تصرف مى كند.)). پس به قرآن خطاب مى شود: آيا آنچه را آرزو داشتى درباره اين جوان قارى انجام داديم. آيا تو را درباره وى خوشحال و سرافراز ساختيم. قرآن در جواب گويد: آرى، اى پروردگار من! آنگاه حضرت فرمود: هركس قرآن را بسيار تلاوت كند و با اين كه برايش سخت است آن را به ذهن خود سپارد دو بار اين پاداش را به او مى دهد.(41)
آن حضرت در جاى ديگر چنين فرمود:
حافظ قرآن و عمل كننده به آن (در قيامت) همدم و همنشين فرشتگان حق مى باشد. (42)
سزاوار است كه جوانان عزيز، عمر خود را به گناه و بيهودگى صرف نكنند و از اين همه پاداش و احترام باز نمانند.
اى جوانان مسلمان و انقلابى! شما را توصيه و سفارش مى كنم به اين كه تا هنوز سنى از شما نگذشته است و قلب هايتان زنگ گناه را به خود نگرفته، انيس قرآن باشيد و آن را ملكه ذهن خود قرار دهيد، تا نورانيش با خون و گوشت و پوست شما درآميزد و زيبايى هاى قرآن در قلب شما مستقر شود به طورى كه قرآن، باطن شما گردد. آرى؛ تا جوانى هستى، بكوش، زيرا قلب جوان تاثيرپذير است و پذيرش زياد دارد. بذر را مى گيرد. چه آن بذر، خدا باشد يا شيطان. سعى كن قلب تو محل رشد بذر شيطان نشود. مبادا با فاسقان و عصيان گران و بى دينان نشست و برخاست داشته باشى؛ چون هر چه در زمين قلب تو رشد كند همان را بدروى، بارها ديده و شنيده ام كه خيلى ها از رفيق بد مى نالد!

جاذبه تلاوت

جاذبه تلاوت
آن قدر تلاوت قرآن حضرت رسول صلى الله عليه و آله جذاب و دلنشين بود كه نه تنها دوستان و مسلمانان را جذب مى نمود بلكه دشمن ترين دشمنان آن را نيز جذب مى كرد و آنان وادار مى شدند كه حتى شب ها از سر شب تا طلوع فجر اطراف خانه آن حضرت، تلاوت قرآن را گوش داده و خواب خوش را براى خود حرام مى كردند! براى نمونه داستان ذيل كه در ((سيره ابن هشام)) آمده است توجه فرماييد.
سه نفر از دشمنان خطرناك آن حضرت، به نامهاى ((ابوسفيان)) بن حرب، ((ابوجهل)) بن هشام، ((اخنس)) بن شريق هر كدام بدون اطلاع ديگران شبى براى شنيدن تلاوت قرآن حضرت رسول صلى الله عليه و آله از خانه خارج شده و هر كدام در يك طرف خانه آن حضرت مخفيانه كمين كردند و به تلاوت آياتى از قرآن (كه در نماز شب داشت) گوش ‍ فرا دادند.
به هنگام طلوع فجر براى اين كه كسى از حال ايشان باخبر نشوند به سوى خانه اشان حركت كردند. اما در بين راه به يكديگر رسيدند و هر كدام از برنامه ديگرى اطلاع پيدا كردند. هم ديگر را سخت مورد طعن و سرزنش قرار دادند و گفتند:
ديگر هيچ كدام نبايد اين عمل را انجام دهيم. زيرا اگر مردم نادان متوجه چنين عملى از ما شوند مسلمان مى شوند و اختيار از دست ما بيرون مى رود آن سه نفر بعد از ملامت يكديگر از هم جدا شدند و به راه خودادامه دادند. شب دوم باز هر كدام مخفيانه و بدون اطلاع، براى شنيدن تلاوت قرآن در گوشه اى نزديك منزل آن حضرت قرار گرفتند و تا صبح گوش فرا دادند. بعد از حركت باز به هم برخورد كردند و زبان ملامت عليه يكديگر گشودند و تعهد كردند كه ديگر عمل آنان تكرار نشود و از هم ديگر جدا شدند.
شب سوم عمل آنان تكرار شد و تا طلوع صبح به تلاوت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله گوش دادند. هنگام حركت، باز هم ديگر را ملاقات نمودند. اين دفعه با تعهدهاى سخت ملزم شدند كه ديگر براى شنيدن تلاوت قرآن شبها از خانه خارج نشوند و از هم جدا شدند. بعد از طلوع خورشيد ((اخنس)) بن شريق، عصاى خود را به دست گرفت و آمد در خانه ((ابوسفيان)) و گفت: اى ((ابوسفيان))! در اين چند شب كه به تلاوت قرآن محمد صلى الله عليه و آله گوش دادى چه فهميدى و چه چيز به دست آوردى؟
((ابوسفيان)) گفت: اى ((اخنس))! به خدا قسم چيزهايى شنيدم كه بعضى را مى دانم و مى شناسم و بعضى را نه مى دانم و نه مى شناسم و نه معنى آن را مى فهمم. ((اخنس)) نيز گفت: من هم مثل تو بعضى را فهميدم و بعضى را نفهميدم. بعد ((اخنس)) پيش ((ابوجهل)) رفت و از او هم سوالاتى كرد و جوابهايى شنيد. در آخر ((ابوجهل)) گفت به خدا قسم! نه به او ايمان مى آورم و نه تصديقش مى كنم.(43)

تلاوت از روى قرآن

تلاوت از روى قرآن
يكى از دستورهايى كه پيشوايان دين در باب تلاوت قرآن به ما داده اند، خواندن از روى آن است و روى اين مسئله تاكيد فراوانى كرده اند. چه بسا علت اين تاكيد، بهره گرفتن از ((نورانيت)) قرآن است، تا مسلمانان از آن بهره بيشترى ببرند و نورانيش در آنان اثر گذارد.
احاديثى از معصوم عليه السلام رسيده است كه: انسان هر وقت مى خواهد قرآن بخواند. از روى خط قرآن تلاوت كند، زيرا قرائت از روى قرآن ثواب بيشترى دارد. از جمله احاديثى كه بر اين مطلب صراحت دارد، روايت اسحاق بن عمار است كه به امام صادق عليه السلام عرضه داشت: جانم به قربانت، من قرآن را حفظ كرده ام آيا از حفظ بخوانم يا از روى آن؟
امام عليه السلام فرمود:
از روى آن بخوان. زيرا كه قرائت از روى قرآن ثواب بيشترى دارد. مگر نمى دانى كه نگاه كردن به قرآن علاوه بر خواندن آن، مستقلا عبادت محسوب مى گردد.(44)
باز امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس قرآن را از روى آن تلاوت كند چشم وى نيز از قرآن بهره بردارى مى نمايد و از عذاب او و پدر و مادرش هم كاسته مى شود گرچه با كفر از دنيا رفته باشند.(45)
رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز در اين باره فرمودند:
هيچ چيز بر شيطان سخت تر از آن نيست كه انسان قرآن را از روى آن بخواند.
نيز روايت شده كه فرمود: ((سهم چشم هايتان را از عبادت بپردازيد. پرسيدند: يا رسول الله! سهم چشم از عبادت چيست؟ فرمود: نگاه كردن به قرآن و تفكر در آن و پند گرفتن از شگفتى هاى آن است (46))). و نيز چنين فرمود: ((برترين عبادت امت من تلاوت قرآن با نگاه به آن است (47))).
از روايت فوق به دست مى آيد كه تنها خواندن قرآن، تلاوت كامل و مطلوب نيست. بلكه علاوه بر خواندن اگر به آيات الهى، نگاه شود و قرآن در مقابل فرد تلاوت كننده قرار داشته باشد بهتر است. شايد از اين احاديث بتوان استفاده كرد كه خواندن قرآن از روى آن به تدبر و تفكر نزديكتر است تا حفظ خواندن.
تشويق به قرائت از روى قرآن، داراى علل و اسرار قابل توجهى است از جمله:
اول: قرائت از روى آن باعث تكثير و ازدياد نسخه هاى قرآن مى گرد؛ زيرا اگر در قرائت قرآن تنها به نيروى حافظه قناعت و اكتفا شود مسلمانان به نسخه هاى قرآن احساس نياز نمى كنند و تدريجا متروك و فراموش مى شود. در اين صورت نه تنها نسخه هاى قرآن رو به ازدياد و فزونى نمى رود بلكه كم كم از بين رفته و يا كمياب خواهد گرديد.
دوم: قرائت از روى قرآن آثار و خواصى دارد كه در اين احاديث به پاره اى از آن ها تصريح شده: از جمله آمده، كه هر كس قرآن را از روى آن بخواند چشم او از نگاه كردن به قرآن لذت مى برد و از آن بهره بردارى مى نمايد و نور آن زياد مى شود. چشم از دردها و بيمارى ها و نابينايى، سالم و محفوظ مى ماند.
سوم: قرائت از روى آن سبب مى شود كه خواننده در قرآن بيشتر دقت كند و از نكات دقيق و لطايفى كه در آيات آن به كار رفته، لذت و بهره بيشترى ببرد زيرا انسان از تماشاى مناظر و ديدنى هاى مورد علاقه اش لذت مى برد و اين تماشا در ديد و تفكر او حسن تاثير، سرور و شادمانى مى بخشد. همچنان خواننده قرآن هر وقت نگاره خود را متوجه الفاظ قرآن كند و فكرش را در معانى آيات آن جولان دهد و در علوم و معارف الهى و حيات بخش و پر بهايش تفكر نمايد، از اين دقت و تفكر، قهرا در خود احساس لذت مى كند و در روح وى سرور و شادمانى و در دلش روشنايى و نورانيت خاصى پيدا مى گردد.
چهارم: باعث تخفيف گناه از والدين تلاوت كننده مى شود.
امام صادق عليه السلام در اين رابطه فرمود: ((كسى كه قرآن را از روى آن بخواند خدا ديدگان او را بهره مند مى گرداند و به وسيله آن گناهان پدر و مادرش را تخفيف مى دهد، اگرچه آنان كافر باشند.(48)
پنجم: رعايت حق قرآن مى شود. قرآنهايى كه در منازل، مساجد و اماكن متبركه وجود دارد هركدام حقى به گردن مسلمانان دارند. اداى حقوق آن ها، باز كردن، نگاه كردن در آن ها و قرائت است.

تلاوت قرآن در مسجد

تلاوت قرآن در مسجد
در هرجا و مكانى به جز اماكنى كه قرائت قرآن در آن ها سبب توهين به قرآن مى گردد مى توان آن را تلاوت نمود و از نظر اسلام مانعى ندارد. در ميان اماكن، دو مكان براى تلاوت قرآن ارجحيت بيشترى دارد. يكى مسجد و ديگرى خانه. هر مسجدى در روى زمين خانه خدا مى باشد.
هيچ خانه اى در روى كره خاكى شريف تر و محترم تر از خانه خدا نيست خانه خدا محل عبادت و ياد خدا است و قرائت قرآن برترين عبادت الهى مى باشد. جا دارد هر يك از مسلمانان مقدارى از وقت خود را در مساجد به تلاوت قرآن اختصاص دهند. براى پى بردن به ارزش تلاوت قرآن در مساجد به گزارش قطعه اى از تاريخ و سخنى از آورنده قرآن نظر مى اندازيم. در زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شخصى در مساجد شعر مى خواند. آن حضرت خطاب به او فرمود: ((اى شخص!بدان و اگاه باش كه مساجد را براى قرآن ساخته اند(49))).
اين گفتار نشان دهنده اهميت تلاوت قرآن در مساجد است.
از كتاب هايى كه در مورد سيره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و اصحاب نوشته شده است، استفاده مى شود كه مسلمانان، از صدر اسلام تا حال قرآن را در مساجد تلاوت مى كردند و بيشتر اوقات، اين تلاوت ها به صورت دسته جمعى بوده است.
اين روش حسنه در ماه مبارك رمضان بيشتر رواج داشته است و شور و شوق افزون ترى بر اين كار داشته اند. اميد است كه اين شور و شوق در طول سال و در همه روزها ادامه داشته باشد و علاوه بر تلاوت، مقدارى از معانى و تفسير قرآن در آن جلسات بيان شود تا مردم مسلمان به دستورات و احكام آن آشنا شوند.

تلاوت قرآن در خانه

تلاوت قرآن در خانه
نكته مهمى كه در احاديث قرائت قرآن وجود دارد اين است كه اين احاديث، مسلمانان را به تلاوت قرآن در منازلشان تشويق فراوان مى كند. خواص و آثار گوناگون براى آن مى شمارد. اين فوايد عبارت از:
اول: خواندن قرآن در منازل سبب اعتلاى كلمه حق و نشر حقايق اسلام، و نيز موجب انتشار و كثرت قرآن خواهد بود؛ زيرا وقتى انسان در منزل خود قرآن بخواند همسر و فرزندان وى نيز طبعا در اين عمل از وى پيروى نموده و به خواندن آن تشويق مى گردند و در نتيجه به خواندن قرآن گرايش مخصوص به وجود آوده و تعداد قرآن خوانان روز به روز افزايش ‍ پيدا مى كند. اگر براى خواندن قرآن مركز و محل معينى اختصاص يابد در اين صورت قرآن خواندن براى همه و در تمام اوقات امكان پذير نخواهد بود. اين است كه گفتيم: قرائت قرآن در منازل يكى از راههاى انتشار و گسترش حقايق اسلام مى باشد.
دوم: قرائت قرآن در منازل و خانه ها، تعظيم و پاداش شعائر اسلام است؛ زيرا وقتى از خانه هاى مسلمانان هر صبح و شام صداى روح نواز قرآن بلند گردد و از هر نقطه شهرهاى اسلامى صداى تلاوت آيات الهى به گوش رسد، در اعماق جان و دل شنوندگان اثر خاص و عميقى مى گذارد و ايمان در دلشان بارور و شكوفا مى گردد.
سوم: قرائت قرآن در منازل داراى محاسن ديگرى است حديثى از اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: تلاوت قرآن، دعا و ذكر خدا در خانه ها و منازل باعث فزونى نعمت ها و ازدياد بركت ها مى گردد و فرشتگان الهى در چنين خانه هايى فرود آمده و شياطين از آن دورى مى گزينند و فرار مى كنند. اين گونه منازل براى اهل آسمان نور و روشنايى مى بخشد همان گونه كه ستارگان آسمان بر اهل زمين نورافكنى مى كنند.
در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده مى شود بر اهل آسمان مى درخشد، همان گونه كه ستارگان بر اهل زمين مى درخشند.(50)
نيز فرمود:
خانه هايتان را با نماز و قرائت قرآن نورانى كنيد. خانه هايى كه در آن قرآن تلاوت نشود و يادى از خدا نشود بركتش كم شده و ملائكه از آن ها دورى مى كنند و در عوض، شياطين به اين خانه ها راه مى يابند.(51)

تلاوت قرآن حساب را آسان مى كند

تلاوت قرآن حساب را آسان مى كند
يكى از برنامه هاى حتمى قيامت، حساب رسمى اعمال بندگان است. خداوند در قرآن مجيد با صراحت، حساب در آن روز را بيان مى كند، اين كلمه در قرآن 39 مرتبه به مناسبت هايى آمده است. حساب بندگان در آن روز با هم فرق مى كند. بعضى حسابشان طولانى و بعضى كوتاه، بعضى سخت و بعضى آسان، بعضى مدت حسابشان پنجاه هزار سال و بعضى كمتر است. عده اى (چه از نيكان و چه از بدان) اصلا حسابى برايشان باز نمى كنند از جمله نيكانى كه مدت حسابشان كوتاه است تلاوت كنندگان سوره هاى خاصى از قرآن مى باشند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
كسى كه در هر جمعه سوره هود را تلاوت كند روز قيامت (كه حساب عده اى پنجاه هزار سال طول مى كشد) حساب او را آسان مى رسند و در مدت كمى از حساب آن روز فارغ مى شود.(52)
و نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
هر كس كه سوره هود را قرائت كند روز قيامت درجه و مقام او مانند درجه شهدا خواهد بود و حساب آن روز را بر او آسان مى گيرند.(53)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره فضيلت سوره انبياء فرمود:
هركس اين سوره را تلاوت كند خداوند متعال حساب را بر او آسان مى گيرد و با او مصافحه مى نمايد و هر پيامبرى كه در آن سوره نامش برده شده است. بر او سلام و درود مى فرستد.(54)
امام باقر عليه السلام در اهميت سوره دخان فرمود:
هركس اين سوره را در نمازهاى واجب يا مستحب خود بخواند، خداوند در روز قيامت او را مبعوث مى گرداند در حالى كه از عذاب خداوند ايمن است و حساب او را آسان مى گرداند و نامه عملش را به دست راستش مى دهد.(55)
تلاوت كنندگان قرآن آيا تا چه مدت در صحراى قيامت براى رسيدگى به پرونده اعمالشان بايد معطل و حيران بمانند؟ در احاديث مدت معطلى آنان را معلوم كرده است. از جمله:
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در عظمت عم يتسائلون فرمود:
كسى كه اين سوره را قرائت كند مدت حساب رسى او به مقدار تلاوت آن سوره بيشتر طول نمى كشد. در روايت ديگر آمده است: به مقدار خواندن يك نماز حسابش را مى رسند.(56)
حتى در بعضى از روايات نيز اشاره، به عدم حسابرسى براى تلاوت كنندگان دارد از جمله:
امام صادق عليه السلام در فضيلت سوره سجده فرمود:
كسى كه در هر شب جمعه اين سوره را بخواند خداوند در قيامت كتاب اعمالش را به دست راستش مى دهد و حساب او را نمى كند و از رفقاى محمد و آل او مى باشد.(57)
امام صادق عليه السلام در رابطه با فضيلت سوره دهر چنين فرموده است:
هركس اين سوره را در هر صبح پنجشنبه قرائت كند، خداوند آن را مهريه حورالعين قرار مى دهد و هشتصد حورى از حوريان باكره و چهار هزار از حوريان بدون باكره به ازدواج او در مى آورد و در بهشت (همسايه پيامبر صلى الله عليه و آله) است و با آن حضرت خواهد بود.(58)

تلاوت كنندگان نورانى اند

تلاوت كنندگان نورانى اند
مردم (چه در دنيا و چه در آخرت) بر چند دسته تقسيم مى شوند. عده اى قيافه اشان تاريك و ظلمانى و عده اى نيز سيمايشان نورانى است (59) و هيچ كدام بدون علت نيست. يكى از علل نورانى بدون چهره تلاوت قرآن است.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود:
((كسى كه در روز جمعه سوره كهف را تلاوت كند، خداوند متعال، گناهانى را كه بين دو جمعه انجام داده است، مى آمرزد. به اضافه سه روز ديگر كه گناهانى كرده. و به تلاوت كننده، نورى عطا مى كند كه ما بين (مغرب و مشرق) يا زمين و آسمان را نورانى مى كند(60))).
در همين باره اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
((هيچ بنده اى از بندگان خدا نيست كه آيه آخر سوره كهف را بخواند مگر اين كه (خداوند نورى به او عطا مى كند) كه از خوابگاهش تا خانه كعبه را روشن مى كند، و چنانچه خود را از اهل حرم باشد براى او نورى است كه تا بيت المقدس روشن مى نمايد(61))).
نورى كه در اين دو حديث بيان مى كند مربوط به دنيا است، و قاريان قرآن در دنيا نورانى مى شوند و نورشان به فاصله آسمان و زمين است.
در حديث ديگر آمده است، تلاوت كنندگان قرآن در قبر و عالم برزخ نورانى هستند و تا قيامت اين نور كشيده مى شود.
امام صادق عليه السلام در ارزش سوره والذاريات فرمود:
((هر كس اين سوره را در هر شب و روز بخواند نورى در قبرش به وجود مى آيد كه مانند چراغى مى درخشد و اين نور تا قيامت ادامه دارد. (و آن روز هم با همان نور هدايت مى شود و راه بهشت را پيدا مى نمايد.)(62)))
در بعضى از احاديث، نور تلاوت كننده قرآن را، مخصوص به قيامت دانسته است. از جمله:
امام صادق عليه السلام در اهميت سوره حم سجده فرمود:
هركس اين سوره را قرائت نمايد، روز قيامت نورى از براى او خواهد بود به مقدار قدرت ديد چشم (تا چشم كار مى كند نور مشاهده مى شود) و در دنيا هم با سرور و خوشحالى زندگى را به پايان مى رساند.(63)

تلاوت قرآن مهريه حورالعين است

تلاوت قرآن مهريه حورالعين است
هر چيزى در عالم دنيا بها و ارزشى دارد و براى هر زنى كابين و مهريه مى باشد. اگر انسان قيمت جنس و مهريه را پرداخت نمود صاحب جنس و شوهر زن مى شود و اگر نپرداخت نه مالك جنس است و نه زن بر او حلال مى باشد.
بهشت براى خود قيمتى و حورى بهشتى هم براى خود مهريه اى دارد. اگر كسى آن ها را پرداخت، هم مالك بهشت و هم صاحب حورالعين مى شود. بهاى بهشت و مهريه حورالعين را روايات معصومين عليه السلام بيان فرموده اند. از جمله آن ها تلاوت قرآن و بعضى از سوره هاى آن است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
كسى كه سوره شعرا طسم را در شب جمعه تلاوت كند از اولياء الله مى باشد و در جوار و كنف خداوند به بسر خواهد برد. در دنيا ناراحتى به او نمى رسد، و در آخرت آن قدر بهشت به او خواهند داد تا راضى شود. و خداوند متعال در عوض آن، صد حور از حوريان بهشتى به او تزويج خواهد نمود.(64)
در اين باره رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
هركس سوره فاطر را بخواند، روز قيامت، بهشت هاى هشتگانه او را ندا مى دهند و هر درى به او مى گويد: از راه من داخل شو، پس از آن، خود انسان از هر درى كه مايل باشد داخل بهشت مى شود.(65)
امام صادق عليه السلام درباره فضيلت سوره زمر فرمود:
كسى كه اين سوره را تلاوت نمايد، خداوند، شرف دنيا و آخرت را به او عطا مى فرمايد و او را بدون مال و عشيره عزيز مى گرداند. به طورى كه هركس او را ملاقات كند بزرگوارى وى در دلش قرار مى گيرد و خداوند، جسد او را بر آتش جهنم حرام مى گرداند و در بهشت براى او هزار شهر بنا مى كند. در هر شهرى هزار قصر، در هر قصرى صد حور (از حوريان بهشتى) و در بهشت دو چشمه براى او در جريان دارد (به نام تسنيم و سلسبيل) و دو چشمه ديگر در دو بهشت ديگر، درختانى در نهايت سبزى و خرمى، زنان و حورى هايى كه در سراپرده هاى خود مستور و پوشيده اند، كيوه هاى گوناگون، از هر ميوه اى انواع و اقسامش. (همه براى تلاوت كننده سوره زمر مهيا و آماده است.(66))
نيز درباره فضيلت سوره شورى فرمود:
هركس اين سوره را بخواند خداوند، او را مبعوث مى كند در حالى كه صورتش مانند برف (سفيد است) تا وقتى كه در پيشكاه خدا قرار گيرد. به او خطاب مى كند: اى بنده من! سوره حمعسق را خواندى و ثواب آن را ندانستى، اگر مى دانستى از خواندن آن ملول و خسته نمى شدى. بعد از آن مى فرمايد: زود باش كه تو را پاداش دهم و او را داخل بهشت مى كند. براى او قصرى از ياقوت قرمز مهيا نموده كه ظاهر آن از باطن آن و باطنش از ظاهرش مشاهده مى شود. در آن قصر، حورى ها، (براى عيش و لذت او) آماده و هزار كنيز و هزار غلام براى پذيرايى از او كمر خدمت بسته اند.(67)

تلاوت، امان از فشار قبر است

تلاوت، امان از فشار قبر است
فشار و عذاب قبر يكى از مسلميات است. فشار قبر شامل حال هر انسانى مى شود (البته كم و زياد دارد و آن مربوط به كم و زيادى گناه مى باشد) ولى چند طايفه از آن در امانند، نه فشار و نه عذاب آن را مى بينند. از جمله آنان كسانى هستند كه تلاوت قرآن مى كنند به خصوص، در بعضى از سوره ها كه با صراحت تمام اين مطالب را بيان مى نمايد.
اميرالمؤ منين عليه السلام در فضيلت سوره نساء مى فرمايد:
((كسى كه آن سوره را در هر جمعه تلاوت نمايد از فشار قبر و عذاب قبر ايمن خواهد بود.(68)))
در اين باره رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
هركس سوره احزاب را بخواند و به اهل و عيال خودبياموزد خداوند متعال فشار قبر را از او برطرف مى كند.(69)
امام باقر عليه السلام در فضيلت سوره زخرف چنين فرمود:
هركس مداومت كند بر اين سوره، خداوند او را از حيوانات قبر و فشار آن ايمن مى گرداند تا آن كه در پيشگاه خدا قرار گيرد و داخل بهشت و نعمت هاى آن شود.(70)
در مورد سوره مائده فرمود:
هركس اين سوره را در هر پنجشنبه تلاوت نمايد هرگز (ايمانش) به ظلم آلوده نشود و شرك به خدا نمى آورد و از عذاب قبر در امان است و موقعى كه از قبر بيرون آيد با احترام تمام او را به سوى بهشت مى برند.(71)
درباره سوره قمر امام صادق عليه السلام فرمود:
تلاوت كنندگان آن (علاوه بر ايمن بودن از عذاب قبر) هنگام خروج از آن، خداوند فرشتگان را با مركبى از مركب هاى بهشت در كنار قبرش مى فرستد و او را با بزرگوارى سوار مى كنند و داخل بهشت نمايند.(72)
حتى شب اول قبر، نكير و منكر نمى توانند وارد بر او شوند و پرونده اعمالش را بررسى كنند.
امام باقر عليه السلام در فضيلت سوره ملك فرمود:
تلاوت آن، موجب نجات از قبر است. قرائت كننده، وقتى داخل قبر مى شود نكير و منكر براى رسيدگى به حساب آن داخل قبر مى شود اگر از طرف پاى ميت بخواهند بر او وارد شوند آن سوره (تجسم يافته در كنار او) مى گويد: از طرف پاها راهى براى شما نيست. اگر بخواهند از طرف قلب وارد شوند مى گويد: راهى براى شما نيست؛ زيرا او قلب خود را ظرف و مكان من قرار داد و مرا در آن نگهدارى نموده است.
اگر آنان بخواهند از راه دهان وارد شوند، باز مى گويد: راهى براى شما نيست؛ زيرا او هر روز و شب مرا با زبان خود تلاوت مى نمود. لذا آن دو ملك نمى توانند به حساب او رسند و عذابش نمايند.(73)
خداوند متعال شياطين و لشكريان و طرفداران آنان را از تلاوت كننده قرآن دور مى گرداند كه او را وسوسه نكنند و به انحراف نكشانند. رواياتى از معصومين (س) درباره بعضى از سوره ها و بعضى آيات وارد شده است كه قابل توجه است، از جمله:
امام باقر عليه السلام در ضمن فضايل سوره مباركه نحل مى فرمايد:
هركس آن سوره را تلاوت فرمايد، خداوند ابليس و لشكريان و طرفداران او را از تلاوت كننده دور مى گرداند.(74)
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نيز در اين باره مى فرمايد:
هيچ بنده اى نيست كه آيه شريفه قل انما انا بشر مثلكم يوحى الى (76) و قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن (75)
را هنگام خواب تلاوت فرمايد، مگر اين كه خداوند او را از شر هر شيطان سركش و نيز از شر هر ظالم ستم گرى حفظ مى نمايد تا اين كه صبح شود.(77)
امام باقر عليه السلام درباره فضايل سوره مباركه لقمان مى فرمايد:
هركس سوره لقمان را در هر شب تلاوت كند خداوند عالم در آن شب فرشتگانى را بر وى گمارد تا هنگام بامداد او را از شر ابليس و سپاهيانش حفظ و حراست نمايد و چون در روز تلاوت كند فرشتگان تا شامگاه آن روز او را از شر شياطين حفظ مى نمايد.(78)
در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است:
هركس سوره مباركه ياسين را در شب، قبل از خواب تلاوت كند خداوند هزار فرشته بر او گمارد تا او را از شر و بدى هر شيطان رانده شده و هر بلا و آسيب حفظ كنند. اگر آن را در روز قبل از آن كه شام شود تلاوت نمايد در آن روز از محفوظين و بهره مندان باشد تا آن كه شام شود و اگر در آن روز بميرد خداوند او را در بهشت داخل گرداند.(79)
امام صادق عليه السلام درباره فضايل سوره مباركه صافات مى فرمايد:
هركس اين سوره را در روز جمعه تلاوت نمايد همواره از هر آسيبى در امان خواهد بود و در دنيا از هر گرفتارى و مصيبتى مصون و محفوظ مى ماند و از فراوانى روزى به طور كامل بهره مند مى گردد و خداوند او را و مال و اولاد و بدن او را از شر و ناراحتى از ناحيه شيطان رانده شده و ملعون و از شر ستم گر بدخو و بدسيرت محفوظ مى دارد. و اگر در شب يا روز آن بميرد خداوند او را با شهدا در يك درجه و مقام، مبعوث نموده و با آنان داخل بهشت فرمايد.(80)
اين چند سوره را براى نمونه آورديم - بايد بدانيم كه ديگر سوره ها و آيات قرآن نيز داراى خاصيت هايى هستند چنين خاصيتى را دارند و مخصوص اين چند سوره نمى باشند.

تلاوت غافلان

تلاوت غافلان
در سخنان بزرگان دين، به ما آموخته مى شود كه مبادا گمان كنيم تلاوت قرآن خود به خود هدف است (خير چنين نيست)، بلكه بايد تلاوت را مقدمه آشنايى با حقايق قرآن و بهره مندى از هدايت آن قرار داده. از اين رو كسى كه تلاوت را به عنوان يك هدف مستقل به حساب آورد، از اصل معنا و مقصد (و تفسير) غافل خواهد شد و به همين علت مورد نكوهش و سرزنش بزرگان دين قرار مى گيرد.
اميرالمؤ منين عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
هركسى از امت قرآن را (فقط) تلاوت كند و با اين وجود داخل آتش شود از جمله كسانى است كه (با تلاوت كردن و عمل نكردن به دستورات قرآن) آيات خدا را به مسخره گرفته است.(81)
امام صادق عليه السلام تلاوت كنندگان بدون عمل و كسانى كه تلاوت را اصل و هدف مى دانند بر سه دسته تقسيم مى كند و مى فرمايد: برخى از مردم، قرآن را تلاوت مى كنند تا مردم بگويند: فلانى قارى قرآن است. برخى ديگر قرآن را تلاوت مى كنند و قصد آنان اين است تا به مال و منال، عنوان و مقام و دنيا برسند. در هيچ يك از اين ها خيرى نيست. عده اى ديگر نيز قرآن را تلاوت مى نمايند و نيت آنان اين است كه در نماز و شب و روز از آن بهره گيرند.(82)
از اين حديث نتيجه مى گيريم كه نبايد قرآن را (فقط) در تلاوت آن منحصر ساخت. بلكه بايد تلاوت را مقدمه عمل به دستورات آن قرار داد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
هركس حرام هاى قرآن را حلال بشمارد ايمان ندارد.(83)
و نيز مى فرمايد:
بيشترين منافقان اين امت قاريان هستند.(84) (البته قاريانى كه فقط قرائت را ملاك مى دانند و كارى به عمل و دستورات قرآن ندارند).
به همين علت، تلاوت قرآن نبايد جداى از ايمان و عمل به آن باشد و الا به قالبى بى روح تبديل مى شود كه گاه با حقيقت قرآن نيز منافات دارد.

پی نوشته ها

----------------------------------------
1-سوره اسراء، آيه 9.
2-سوره فصلت، آيات 42-41.
3-سوره ص، آيه 87.
4-سوره زمر، آيه 27.
5-سوره زمر، آيه 28.
6-سوره اسراء، آيه 88.
7-در آينده اين موضوع بيان خواهد شد.
8-سوره اسراء، آيه 89.
9-وسائل الشيعه، ج 4، ص 825.
10-محجة البيضاء، ج 2، ص 212.
11-محجة البيضاء، ج 2، ص 212.
12-محجة البيضاء، ج 2، ص 212.
13-محجة البيضاء، ج 2، ص 210.
14-الجامع الصغير، ماده ادب.
15-قاموس قرآن، ج 1، ص 311، اقرب الموارد، ماده ثقل.
16-اصول كافى از چهار جلدى ها، ج 4، ص 398، حديث دو.
17-اصول كافى، ج 4، ص 399.
18-نهج البلاغه، خطبه 189.
19-سوره اسراء، آيه 9
20-سوره بقره، آيه 185.
21-سوره قدر، آيه 212.
22-محجه البيضاء، ج 2، ص 212.
23-نهج البلاغه، خطبه 156. بحارالنوار، ج 2، ص 14 -15.
24-سوره مائده / 14 -15.
25-سوره زمر، آيه 23.
26-سوره محمد، آيه 24.
27-نهج الفصاحه، حديث 90.
28-سوره ابراهيم، آيه 1.
29-مستدرك الوسايل، ج 4 ص 236.
30-مستدرك حاكم، ج 1، ص 571.
31-اصول كافى، ج 4. كتاب فضيلت قرآن و بحارلانوار، ج 91. وسائل الشيعه، ج 1.
32-سوره مزمل، آيه 20.
33-وسائل الشيعه، ج 4، ص 824.
34-ثواب الاعمال، ص 224 و 225.
35-وسائل الشيعه، ج 4، ص 826.
36-ثواب الاعمال، ص 225.
37-ثواب الاعمال، ص 227.
38-ثواب الاعمال، ص 228.
39-تفسير نمونه، ج 8، ص 292.
40-الكافى، ج 2، ص وعده الداعى، ص 211.
41-ثواب الاعمال، ص 226.
42-ثواب الاعمال، ص 228.
43-سيره ابن هشام، ج 1، ص 337.
44-اصول كافى، ج 4، كتاب فضيلت قرآن. ص 418، حديث 5.
45-ثواب الاعمال، ص 231. اصول كافى، ج 4، ص 417، حديث 1 و 4.
46-الجامع الصغير.
47-آداب المتعلمين، ص 151.
48-مصباح كفعمى، ج 2، ص 531.
49-وسايل الشيعه، ج 3، ص 493، حديث 3.
50-خلاصه الاتقان فى علوم القرآن، ص 32 و سفينه البحار، ج 2، ص 416.
51-اصول كافى، ج 4، ص 413، حديث 1، كتاب فضيلت قرآن.
52-تفسير برهان، ج 2، ص 206. اصول كافى، ج 4 ص 413، حديث 3.
53-تفسير برهان، ج 2، ص 206. اصول كافى، ج ص 413، حديث 3.
54-تفسير برهان، ج 3، ص 51.
55-تفسير برهان، ج 4، ص 157.
56-تفسير برهان، ج 4، ص 419.
57-تفسير برهان، ج 3، ص 281.
58-ثواب الاعمال، ص 272.
59-در كتاب ((انسان و شاهدان صادق)) درباره آنان مفصلا بحث شده است به آن جا مراجعه شود.
60-تفسير برهان، ج 2، ص 455.
61-ثواب الاعمال، ص 241.
62-تفسير برهان، ج 2، ص 230.
63-تفسير برهان، ج 4، ص 105.
64-ثواب العمال، ص 245.
65-تفسير برهان، ج 3، ص 356.
66-ثواب الاعمال، ص 253.
67-تفسير برهان، ج 4، ص 14.
68-ثواب الاعمال، ص 235.
69-تفسير برهان، ج 3. ص 289.
70-تفسير برهان، ج، ص 134.
71-ثواب الاعمال، ص 235.
72-ثواب الاعمال، ص 261.
73-تفسير برهان، ج 4، ص 359.
74-مكارم الاخلاق، ص 418.
75-سوره كهف، آيه 110.
76-سوره اسراء، آيه 110.
77-بحارالانوار، ج 92، ص 282 و عده الداعى.
78-ثواب الاعمال، ص 100.
79-بحارالانوار، ج 92، ص 289.
80-ثواب الاعمال، ص 101. بحارالانوار، ج 92، ص 296.
81-تفسير عياشى، ج 1، ص 120.
82-اصول كافى، ج، ص 609.
83-صحيح ترمذى، ج 11، ص 9.
84-مسند احمد، ج 4، ص 151 و 155.
------------------------------------
نعمت الله صالحى حاجى آبادى

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
اخبار مؤسسه
فروشگاه
درباره مؤسسه
کلام جاودان - اهل بیت علیهم السلام
آرشیو صوت - ادعیه و زیارات عقائد - تشیع
@sibtayn_fa @sibtayn_fa



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...
غدیر خم
ویدئو
مولودی
سخنرانی
صوت
تصویر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

نوع رسانه
1:34
حیا داشته باشیم
حیا داشته باشیم
Details
مجموعه: عقائد
14 بازدید

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

روزشمارتاریخ اسلام

1 ذی الحجه

١ ـ ازدواج حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)٢ - فرستادن...


ادامه ...

3 ذی الحجه

 ورود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان به مكه در سفر حجه الوداع در...


ادامه ...

5 ذی الحجه

١ـ  وقوع غزوه سویق٢ـ شهادت امام جواد (علیه السلام)1ـ وقوع غزوه سویقدر پنجم ذیحجه سال دوم هـ...


ادامه ...

6 ذی الحجه

مرگ منصور دوانقىدر روز ششم ذیحجه سال 158 هـ .ق. منصور دوانقى به هلاكت رسید و در...


ادامه ...

7 ذی الحجه

١ـ‌ شهادت امام باقر علیه السلام٢ـ انتقال امام كاظم علیه السلام به زندان بصره 1ـ‌ شهادت امام باقر(علیه...


ادامه ...

8 ذی الحجه

١ـ حركت امام حسین(علیه السلام) از مكه به سوى عراق٢ـ دعوت عمومى مسلم بن عقیل در كوفه1ـ...


ادامه ...

9 ذی الحجه

١ـ روز عرفه٢ـ شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) و هانى بن عروه٣ـ وقوع سدّ ابواب1ـ...


ادامه ...

10 ذی الحجه

١ـ عید سعید قربان٢ـ شهادت عبدالله محض و جمعى از فرزندان امام حسن مجتبى علیه السلام1ـ عید...


ادامه ...

11 ذی الحجه

افشای سرّ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط عایشه و حفصه در یـازدهم ذیحـجه...


ادامه ...

13 ذی الحجه

١ـ وقوع معجزه شق القمر توسط پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)٢ـ انعقاد دومین...


ادامه ...

14 ذی الحجه

بخشیدن فدك به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هـ .ق رسول گرامى...


ادامه ...

15 ذی الحجه

 ولادت با سعادت امام هادى علیه السلام روز پـانزدهــم ذی‌حــجـه سال 212 هـ .ق. ولادت بـا سـعادت امـام...


ادامه ...

18 ذی الحجه

١ـ عید سعید غدیر خم٢ـ قتل عثمان بن عفان٣ـ بیعت مردم با حضرت امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام)1ـ...


ادامه ...

20 ذی الحجه

خروج ابراهیم بن مالك اشتر بر ضد ابن زیاد در بیستم ذی‌حجه سال 67 هـ .ق. ابراهیم بن...


ادامه ...

22 ذی الحجه

شهادت جناب میثم تمار در بیست و دوم ذیحجه سال 60 هـ .ق. جناب میثم تمار یكى از...


ادامه ...

24 ذی الحجه

١ـ روز مباهله٢ـ خاتم بخشى امیرمؤمنان (علیه السلام) در حال ركوع٣ـ نزول سوره انسان و آیه «هل...


ادامه ...

25 ذی الحجه

اولین نماز جمعه امیرمؤمنان امام على علیه السلام در بیست و پنجم ذیحجه سال ٣٤ هـ .ق امیرمؤمنان...


ادامه ...

26 ذی الحجه

مرگ عمر بن خطاب به گفته برخی تاریخ نویسان در بیست و ششم ذیحجه سال 23 هـ .ق...


ادامه ...

27 ذی الحجه

١ - مرگ مروان حمار و انقراض حكومت بنى امیه٢ ـ وفات جناب على بن جعفر (علیهما...


ادامه ...

28 ذی الحجه

وقوع حادثه حرّه در روز بیست و هشتم ذیحجه سال 63 هـ .ق واقعه اسفناك «حره» در مدینه...


ادامه ...
012345678910111213141516171819

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. مداحی

قرآن كريم
















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page