شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در لا به لای اوراق تاریخ

(زمان خواندن: 12 - 24 دقیقه)

بنابر نقل همه منابع در شیعه و اکثریت قریب باتفاق منابع در اهل سنت، امام حسن (علیه ‌السّلام) با خوردن زهر به وسیله همسرش جعده و به تحریک معاویة بن ابی سفیان؛ مسموم و به شهادت رسیدند.[۱][۲][۳][۴][۵]

نحوه شهادت امام
معاویه بارها تصمیم بر مسموم کردن امام مجتبی (علیه ‌السّلام) گرفت و به واسطه‌های پنهان زیادی متوسل گردید حاکم نیشابوری با سند معتبر از‌ام بکر بنت مسور نقل می‌کند که گفت: «کان الحسن بن علی (علیه ‌السّلام) سم مرارا کل ذلک یغلت حتی کانت مره الاخیره التی مات فیها فانه کان یختلف کبده، فلم لبث بعد ذلک الا ثلاثا حتی توفی؛ حسن بن علی (علیه ‌السّلام) را بارها مسموم کردند، لیکن اثر چندانی نگذاشت ولی در آخرین مرتبه زهر کبدش (جگرش) را پاره پاره کرد، که بعد از آن سه روز بیش تر زنده نماند.» [۶]
بنابر برخی اقوال امام پیش از شهادت چندین بار مسموم شده بود، اما از توطئه رسته بودند. [۷][۸][۹][۱۰]
یعقوبی می‌نویسد: «امام حسن (علیه ‌السّلام) هنگام مرگ به برادرش حسین (علیه ‌السّلام) گفت: ‌ای برادر من این سومین بار است که مسموم می‌شوم و مانند این بار مسموم نشده‌ام و من امروز می‌میرم پس هرگاه درگذشتم مرا با پیامبر خدا دفن کن چه هیچ‌ کس به نزدیکی او سزاوارتر از من نیست مگر آنکه از این کار جلوگیری شوی که در آن صورت نباید به‌ اندازه حجامتی خون ‌ریزی شود.» [۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]
یکی از همسران امام مجتبی (علیه ‌السّلام) جَعده‌ دختر‌ اشعث‌، است. بنا بر نقل‌ ابوالفرج‌ اصفهانی‌ نام‌های‌ سکینه‌، عایشه‌ و شَعْثاء نیز برای‌ او گزارش‌ شده، اما وی‌ نام‌ صحیح‌ او را جعده‌ دانسته‌ است‌. [۱۵]
به‌ نوشته بلاذری‌ جعده‌ با نیرنگ‌ پدرش‌ به‌ ازدواج‌ امام‌ حسن‌ مجتبی (علیه ‌السّلام) درآمد. [۱۶][۱۷][۱۸]
قول صحیح و مشهور در نحوه شهادت امام مجتبی (علیه ‌السّلام) این است که که‌ معاویه‌ با وعده مالِ بسیار و ازدواج‌ با یزید، جعده‌ را تطمیع‌ کرد تا شوهرش‌، امام‌ حسن (علیه ‌السّلام) را زهر دهد و او نیز چنین‌ کرد و بر اثر آن‌ امام‌ به‌ شهادت‌ رسید. [۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳]
به‌ گزارش‌ طبرسی‌ معاویه‌ زهر را برای‌ جعده‌ فرستاده‌ بوده‌ است‌. [۲۴]
به‌ گزارش‌ سَخاوی به‌ نقل‌ از ابن‌عبدالبر، جعده‌ به‌ سبب‌ کینه‌ای‌ که‌ به‌ امام‌ حسن (علیه ‌السّلام) داشت‌، او را مسموم‌ کرد و این‌ دشمنی‌ با خاندان‌ امام علی‌ (علیه ‌السّلام) در میان‌ خانواده‌اش‌ نیز وجود داشت‌؛ چنانکه‌ در روایتی‌ از امام‌ صادق‌ (علیه ‌السّلام) به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است. ایشان فرمودند: «ان الاشعث شرک فی دم امیرالمؤمنین و ابنته جعده سمت الحسن، و ابنه شرک فی دم الحسین؛ به راستی که خود اشعث در خون امیرالمؤمنین شرکت جست، و دخترش جعده امام حسن را مسموم کرد، و پسرش (محمد بن اشعث) در خون حسین شرکت جست.» [۲۵][۲۶][۲۷][۲۸]
در گزارش‌ها آمده‌ که‌ قریشیان‌ به‌ هنگام‌ مشاجره‌ با فرزندان‌ جعده‌، آنان‌ را «بَنی‌ مُسِمَّه الازْواج‌؛ فرزندان‌ زنی‌ که‌ همسرانش‌ را مسموم‌ می‌کند.» خطاب‌ می‌کردند. [۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]
البته در برخی منابع غیر شیعی از مرگ طبیعی امام حسن (علیه ‌السّلام) بر اثر بیماری سخن به میان آمده است [۳۳][۳۴]
که البته با قول اکثر قریب باتفاق دیگر منابع تاریخی و حدیثی مخالف است. از طرفی هم روایاتی در دست است که پایان عمر همه امامان (علیهم‌ السّلام) را شهادت (مرگ غیر طبیعی) ذکر کرده است. از امام حسن (علیه‌ السّلام) نقل شده که فرمودند: «مَا مِنَّا اِلَّا مَقْتُولٌ اَوْ مَسْمُومٌ؛ هیچ یک از ما امامان نیست، جز آن‌که کشته یا مسموم شود.» [۳۵]
شیخ صدوق به نقل از اباصلت هروی گوید: از امام رضا (علیه ‌السّلام) شنیدم که فرمود: «وَ اللَّهِ مَا مِنَّا اِلَّا مَقْتُولٌ شَهِیدٌ؛ به خدا سوگند! نیست از ما مگر کشته شده به شهادت رسیده.» [۳۶]
پس‌ از کارگر افتادن‌ زهر، معاویه‌ به‌ وعده مالی‌ که‌ به‌ جعده‌ داده‌ بود وفا کرد، ولی‌ به‌ ازدواج‌ او با یزید رضایت‌ نداد [۳۷]
و به‌ او گفت‌ که‌ می‌ترسد فرزندش‌، یزید، را نیز مانند حسن‌ بن‌ علی‌ (علیه ‌السّلام) به‌ قتل‌ برساند. [۳۸][۳۹]
در اینجا بود که پیشگوئی امام مجتبی (علیه ‌السّلام) درباره‌ اش صادق درآمد که فرموده بود: به خدا قسم معاویه تو را فریب داد و به عهد و پیمانش وفا نخواهد کرد. تو همسری بهتر از من به دست نخواهی آورد. [۴۰]
جعده‌ پس‌ از زهر دادن‌ به‌ امام‌ حسن (علیه ‌السّلام)، مورد لعن‌ و نفرین‌ حضرت‌ قرار گرفت. [۴۱] و گفته شده که بیماری توام با عفونتی برای او پدید آمده و به وضع بسیار دردناکی درگذشت. [۴۲]

تاریخ شهادت
مشهور میان مورخان و علمای مسلمان این است که امام مجتبی (علیه ‌السّلام) بر اثر زهری که از سوی معاویه بن ابی سفیان توسط جعده به آن حضرت خورانیده شد، در روز پنج‌شنبه ۲۸ صفر سال ۵۰ هجرت در سن ۴۸ سالگی به شهادت رسید. همان طوری که شیخ مفید (رحمه‌ الله‌ علیه) و مفسر ادیب و توانمند شیخ طبرسی (رحمه‌ الله‌ علیه) بر آن تصریح کرده‌اند. [۴۳][۴۴][۴۵]
در تاریخ شهادت آن حضرت و مقدار عمر آن بزرگوار در آن، در روایات شیعه و اهل سنت اختلاف بسیار است، که عمده آنها اقوال زیر است: [۴۶]
۱. آخر ماه صفر سال ۴۹ هجری در سن ۴۷ سالگی. [۴۷][۴۸]
۲. هفتم ماه صفر سال ۴۹ یا سال ۵۰ در ۴۷ سالگی یا ۴۸ سالگی. [۴۹][۵۰]
۳. بیست و هشتم ماه صفر سال ۵۰ یا ۴۹ هجری در ۴۷ یا ۴۸ سالگی. [۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵][۵۶]
۴. شهادت آن حضرت در پنجم ربیع الاول سال ۴۹ یا ۵۰ هجرت در سن ۴۷ سالگی بوده است. [۵۷][۵۸][۵۹]
و چنانکه می‌دانیم، مشهورترین اقوال در این باره از نظر تاریخ شهادت، همان قول سوم و دوم است، و ضعیف‌ ترین آنها نیز قول پنجم می‌باشد، و مشهورترین اقوال در مورد عمر آن حضرت نیز همان ۴۸ سالگی است، چنانکه از مجلسی و مفید (رحمة‌ الله‌ علیهما) نیز نقل شده است و صاحب کتاب منتخب التواریخ گوید: خلافی نیست در اینکه وفات آن حضرت در روز پنج‌شنبه بوده است، و الله العالم. [۶۰]

نقش معاویه
ماجرای شهادت امام مجتبی (علیه ‌السّلام) توسط دسیسه معاویه و سمی‌ که معاویه مهیا ساخته بود از متواترات تاریخ و متواترات نزد خاصه و عامه است و هیچ تردیدی در آن راه ندارد. چنانکه بر اساس گزارشات بسیاری از منابع تاریخی اهل سنت معاویه در زمان حیات امام مجتبی (علیه ‌السّلام) علی‌رغم تعهدش مبنی بر عدم تعیین ولیعهد و واگذاری خلافت به امام بعد از خودش، تصمیم گرفت تا یزید را به عنوان ولیعهد و جانشین خود معرفی نماید. [۶۱]
بزرگترین مانع برای معاویه در مسیر گرفتن بیعت از مردم برای یزید وجود مطهر امام حسن مجتبى (علیه ‌السّلام) بود. مورّخ معروف «ابوالفرج اصفهانی» مى‌نویسد: معاویه مى‌خواست براى فرزندش یزید از مردم بیعت بگیرد؛ ولى وجود امام حسن (علیه ‌السّلام) و سعد بن ابی وقّاص کار را براى او مشکل مى‌ساخت، از این رو، هر دو تن را مسموم ساخت. آن کسی که از طرف معاویه عهده‌دار مسموم کردن امام مجتبی (علیه ‌السّلام) گردید، همسرش جعده بود. [۶۲]
ابن ابی الحدید می‌نویسد: چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی (علیه ‌السّلام) کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگ‌تر و قوی‌تر از حسن بن علی (علیه ‌السّلام) نمی‌دید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد. [۶۳]
ابن اعثم شافعی در کتاب الفتوح می‌نویسد: از افراد مورد اعتماد شنیدم که معاویه تصمیم گرفت که فرزندش یزید را به ولایت عهدی خود بگمارد، با این که می‌دانست این کار نشدنی است؛ چرا که در صلح نامه‌ای که بین او و حسن بن علی منعقد شده بود، یکی از شروط این بود که معاویه بعد ازمرگش خلافت مسلمانان به شوری واگذار کند؛ از این رو تمام تلاش خود را برای کشتن امام حسن به کار برد، و مروان بن حکم ـ همان کسی که پیامبر او را تبعید کرد ـ را به مدینه فرستاد و به او دستمال مسمومی‌ داد و امر کرد که او را به همسر امام حسن علیه السلام جعده دختر اشعث بن قیس برساند و هر چه نیرنگ دارد به کار ببرد که حسن بن علی این دستمال را بعد از قضاء حاجتش استفاده کند و نیز به جعده قول دهد که پنجاه هزار درهم به او بدهد و او را به ازدواج فرزندش درآورد. مروان برای انجام دستور معاویه به مدینه رفت و تمام تلاش خود را برای گول زدن همسر امام حسن علیه السلام به کار برد، تلاش او به بار نشست و به همین دلیل امام حسن علیه السلام به دیار باقی شتافت، و جعده گول وعده‌های مروان را خورد و این گناه زشت را مرتکب شد. [۶۴]
برای اثبات این قضیه که قاتل اصلی امام مجتبی (علیه ‌السّلام)، معاویة بن ابی سفیان بوده و او بود که برای جعده سمّ فرستاد و او را با وعده ازدواج با یزید تحریک کرد تا فرزند رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) را مسموم نماید؛ در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت آن قدر مطلب وجود دارد که نیازی به منابع شیعی نیست. [۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱]

شادی معاویه
چنانکه در تاریخ آمده است؛ معاویة بن ابی سفیان علاوه بر این که عامل اصلی در شهادت امام مجتبی (علیه‌ السّلام) بود؛ بعد از شنیدن خبر شهادت امام، علی‌رغم تلاش برای پنهان کردن نقشش در ماجرای شهادت، آن چنان خوشحال شد که نتوانست جلوی شادمانی خود را بگیرد و این حرکت او برای همسرش تعجب‌آور بود. ابن خلکان، از استوانه‌های علمی اهل سنت در این باره می‌نویسد: هنگامی که خبر (شهادت) حسن (علیه ‌السّلام) به معاویه رسید، صدای تکبیرش از کاخ خضراء شنیده شد. پس اهل شام نیز به تبعیت از او تکبیر گفتند. فاخته همسر معاویه به او گفت: چشمت روشن ای امیر المومنین، چه باعث شد تا تکبیر بگویی؟ معاویه گفت: حسن از دنیا رفت. فاخته گفت: آیا به خاطر فوت پسر فاطمه تکبیر می گویی؟ معاویه گفت: به خدا سوگند به خاطر شادمانی از مرگ او تکبیر نگفتم اما خیالم راحت شد. در آن موقع ابن عباس در شام بود و بر معاویه وارد شد. معاویه گفت: ای ابن عباس، آیا می‌دانی برای خانواده‌ات چه اتفاقی افتاده است؟ ابن عباس گفت: نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است اما تو را شاد و خندان می‌بینم و خبر تکبیر گفتن و سجده تو به من رسیده است. معاویه گفت: حسن از دنيا رفت. ابن عباس گفت: خدا ابو محمد (کنیه امام حسن علیه السلام) را رحمت كند. اين جمله را سه بار گفت‌. سوگند به خدا كه اى معاويه، بدن او قبر تو را نخواهد بست (پر نخواهد کرد) و كم شدن عمر او، بر عمر تو نخواهد افزود، اگر ما به امام حسن (علیه ‌السّلام) ملحق شويم، به پيشواى پرهيزگاران و انگشتر پيامبران ملحق شده‌ايم و خداوند اين دورى را جبران و اين اندوه را تسكين خواهد داد؛ و پس از آن خداوند براى ما جانشين انتخاب خواهد كرد. [۷۲]
همین مطلب را زمخشری در ربیع‌ الابرار، انصاری تلمستانی در الجوهرة فی النسب آورده‌اند. [۷۳][۷۴]
ابن عبد ربه در العقد الفرید می‌نویسد: هنگامى که خبر شهادت حسن بن على (علیهماالسلام) به معاویه رسید، سجده شکر بجاى آورد، سپس کسى را به دنبال ابن عباس فرستاد که در همان زمان در شام حضور داشت. سپس به او تسلیت گفت در حالى که شادمان بود. به ابن عباس گفت: ابو محمد در چند سالگى از دنیا رفت؟ ابن عباس گفت: سن او را تمامى قریش مى‌دانند، عجیب است که فردى همانند تو از آن آگاهى ندارد. سپس معاویه گفت: شنیده‌ام که فرزندان کوچکى بر جاى نهاده است ؟! ابن عباس گفت: هر کوچکى، بزرگ خواهد شد، کودکان و خردسالان ما نیز بزرگ خواهند شد. سپس عبدالله بن عباس گفت: اى معاویه! چرا تو به خاطر شهادت حسن بن على (علیهماالسلام) خوشحال شده‌اى؟ به خدا قسم مردن او اجل شما را به تأخیر نخواهد انداخت و بدن او قبر تو را پر نخواهد کرد. چه قدر کم است ماندن من و تو بعد از امام حسن (علیه ‌السّلام). [۷۵]
احمد زکی صفوت در جمهرة خطب العرب می‌نویسد: زمانی که خبر وفات حسن بن علی (علیهما‌السّلام) به معاویه رسید، آشکار به شادی و پایکوبی پرداخت. [۷۶]
ابن قتیبه دینوری در کتاب الامامة و السیاسة می‌نویسد: وقتی امام حسن (علیه ‌السّلام) از دنیا رفت، حاکم مدینه این خبر را به معاویه رساند، وقتی معاویه از این قضیه با خبر شد، آشکارا به شادی و پایکوبی پرداخت. [۷۷]
این ماجرا در حالی در منابع اهل سنت درباره معاویه آمده است که طبق روایات در منابع شیعه و سنی، دشمنی و جنگ با اهل بیت (علیهم‌ السّلام) که امام مجتبی (علیه ‌السّلام) نیز به تصریح روایات اهل سنت، قطعاً جزء آن‌ها است، جنگ و دشمنی با رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) است. روایاتی مانند «من احب الحسن و الحسین فقد احبنی و من ابغضهما فقد ابغضنی؛ هر که حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست دارد، و هر که با آن دو دشمنی کند با من دشمنی کرده است.» [۷۸]
و «من احبهما فقد احبنی و من ابغضهما فقد ابغضنی. یعنی الحسن و الحسین رضی الله عنهما؛ هر کسی حسن و حسین را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته و هر کسی با آن دو دشمن باشد، با من دشمن است.» [۷۹]
ابن حبان در صحیح خود چنین می‌نوبسد: «اَنّ النَّبِیَّ (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌اله ‌و سلّم) قَالَ لِفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وسلم لِمَنْ سَالَمَکُمْ؛ رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) خطاب به فاطمه، حسن و حسین (علیهم‌ السّلام) فرمود: من با کسی دشمنی می‌کنم که با شما دشمنی کند و با کسی سازش می‌کنم که با شما سازش کند.» [۸۰]
و حاکم نیشابوری نیز در المستدرک می‌نویسد: «نظر النبی (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌اله ‌و سلّم) الی علی وفاطمة والحسن والحسین فقال انا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم؛ رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) به علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم‌ السّلام) نگاه کرد و فرمود: من با کسی دشمنی می‌کنم که با شما دشمنی کند و با کسی سازش می‌کنم که با شما سازش کند.» [۸۱]
پس طبق روایات، دشمنی و جنگ با اهل بیت (علیهم‌ السّلام) که امام مجتبی (علیه ‌السّلام) نیز به تصریح روایات اهل سنت، قطعاً جزء آن‌ها است، جنگ و دشمنی با رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) است. [۸۲]

ممانعت عایشه
بنا بر روایت شیخ طوسی امام حسن (علیه ‌السّلام) به برادرش، امام حسین (علیه ‌السّلام)، وصیت کرده بود او را در کنار مدفن پیامبر اکرم به خاک بسپارند؛ اما اگر کسانی مانع این اقدام شدند، هرگز پافشاری نکند، مبادا خونی ریخته شود. [۸۳]
در نقل دیگر آمده است که امام حسن علیه السلام وصیت کرده بود جسدش را پس از غسل و کفن برای تجدید عهد نزد قبر رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) ببرند و سپس در کنار مادربزرگش، فاطمه بنت اسد، دفن کنند. [۸۴]
هنگام آوردن جنازه مطهر آن حضرت برای دفن در کنار قبر رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم)، جمعیت به قدری زیاد بوده که جای سوزن انداختن نبوده است. [۸۵]
عایشه از دفن امام حسن (علیه ‌السّلام) در کنار پیامبر (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) ممانعت کرد. [۸۶][۸۷]
شاید بتوان یکی از دلایل اصلی ممانعت عایشه از دفن پیکر مطهر امام حسن (علیه ‌السّلام) در کنار پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) را به نقش آن حضرت در پایان دادن به جنگ جمل به نفع سپاه امیرالمؤمنین (علیه ‌السّلام) دانست. [۸۸][۸۹]
عبداللّه بن زبیر می‌گوید: شنیدم عایشه در روز دفن حسن بن علی (علیه ‌السّلام) می‌گفت: چنین چیزی (دفن آن حضرت در کنار پیامبر) هرگز اتفاق نخواهد افتاد. باید در بقیع دفن شود و نباید در کنار آن سه نفر باشد. [۹۰][۹۱][۹۲]
ابن عبد البر قرطبی، دانشمند پرآوازه اهل سنت در کتاب بهجة المجالس می‌نویسد: «لما مات الحسن ارادوا ان یدفنوه فی بیت رسول الله (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم)، فابت ذلک عائشة ورکبت بغلة وجمعت الناس، فقال لها ابن عباس: کانک اردت ان یقال: یوم البغلة کما قیل یوم الجمل؟! هنگامی‌که حسن (علیه ‌السّلام) از دنیا رفت، خواستند که او را در خانه رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) دفن کنند؛ پس او از این کار جلوگیری کرد، سوار بر قاطری شد و مردم را جمع کرد. ابن عباس به او گفت: تو می‌خواهی همان کاری را که در روز جمل انجام دادی انجام بدهی تا این که مردم بگویند: «روز قاطر» همان طوری که می‌گویند روز شتر؟» [۹۳]
بلاذری در انساب الاشراف و ابن‌ ابی‌الحدید در شرح نهج البلاغه نوشته‌اند: «قالت: البیت بیتی ولا آذن ان یدفن فیه احد؛ عایشه گفت: خانه، خانه من است، اجازه نمی‌دهم که کسی در آن دفن شود.» [۹۴][۹۵]
یعقوبی نیز در تاریخ خود می‌نویسد: «وقیل ان عائشة رکبت بغلة شهباء وقالت بیتی لا آذن فیه لاحد فاتاها القاسم بن محمد بن ابی بکر فقال لها یا عمة ما غسلنا رؤوسنا من یوم الجمل الاحمر اتریدین ان یقال یوم البغلة الشهباء فرجعت؛ عائشه در حالی که سوار بر قاطر خاکستری رنگی شده بود، گفت: این خانه من است، به هیچ کس اجازه (دفن) نمی‌دهم. قاسم بن محمد بن ابی بکر جلو آمد و گفت: ‌ای عمه، ما هنوز سرهای خود را (از ننگ) بعد از روز شتر سرخ نشسته‌ایم، تو می‌خواهی که مردم بگویند «روز قاطر خاکستری»؟ پس عائشه بازگشت.» [۹۶]
همین حرکت عائشه موجب شد تا بنی‌امیه و مروانیان خصوصا مروان به همراه یارانش در پس نقاب حمایت از عائشه، بغض و کینه خود را نسبت به امام (علیه ‌السّلام) علنی کرده و دست به اسلحه بردند. [۹۷][۹۸]
ابن شهر آشوب می‌نویسد: «و رموا بالنبال جنازته حتی سل منها سبعون نبلا؛ جنازه‌ی آن‌ حضرت را تیرباران کردند، تا جایی که هفتاد چوبه‌ تیر به تابوت آویخته شد.» [۹۹]
مروان به عنوان حامی عائشه در این فتنه می‌گفت که چرا عثمان باید بیرون مدینه دفن شود و حسن (علیه ‌السّلام) در کنار پیامبر (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله ‌و سلّم) در این میان نیز آل‌ امیه و آل‌ ابی‌سفیان و فرزندان عثمان با او هم‌صدا شدند و از این کار جلوگیری کردند. [۱۰۰]

تشییع و خاک‌سپاری
در منابع تاریخی آمده است که سعید بن عاص، حاکم مدینه، با درخواست امام حسین علیه السلام بر پیکر امام حسن علیه السلام نماز خواند؛ [۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳]
ولی با توجه به وجود روایات درباره اینکه امام معصوم را فقط امام معصوم می‌تواند غسل دهد و بر آن نماز بخواند، به نظر می‌رسد که امام حسین علیه السلام خودش قبلاً بر جنازه برادر نماز خوانده است، ولی در قبرستان بقیع برای رعایت تقیه به سعید بن عاص تعارف خواندن نماز کرده و او این پیشنهاد را پذیرفته است. [۱۰۴]
شیخ مفید در الارشاد می‌نویسد: ابن عباس پیش آمد، خطاب به عایشه (در حالی که چهل سوار در اطرافش بودند) گفت: «واسواتاه فیوما علی بغل و یوما علی جمل، تریدین ان تطفئی نورالله و تقاتلی اولیاءالله ارجعی فقد کفیت الذی تخافین و بلغت ما تحبین و الله منتصر لاهل البیت و لو بعد حین؛ این چه رسوایی است؟ عایشه! روزی بر استر و روزی بر شتر! (اشاره به جنگ جمل) می‌خواهی نور خدا را خاموش کنی و با دوستان خدا بجنگی؟ بازگرد! و از آن‌چه می‌ترسیدی خیالت راحت باشد که ما طبق وصیت، بدن مطهر را این‌جا دفن نمی‌کنیم، خوشحال باش که تو به هدفت رسیدی؛ خداوند اهل بیت (علیهم‌ السّلام) را یاری خواهد کرد، گرچه زمانی بگذرد...» [۱۰۵]
آن‌گاه جنازه امام حسن مظلوم (علیه ‌السّلام) را به طرف بقیع برده و در کنار قبر جده‌اش فاطمه بنت اسد (سلام‌ الله‌ علیها) به خاک سپردند. [۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹]

پانویس
۱. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۸۰-۸۱.    
۲. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۹۳.    
۳. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۶.    
۴. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۵.    
۵. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه ‌السّلام)، ج۲، ص۴۷۰.    
۶. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۹.    
۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۵۵.    
۸. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۸۱.    
۹. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۴۶.    
۱۰. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۶۶.    
۱۱. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۵.    
۱۲. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۱۴.    
۱۳. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۲۰۷.    
۱۴. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۹۰.    
۱۵. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۶۰.    
۱۶. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴.    
۱۷. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه ‌السّلام)، ج۲، ص۴۵۸.    
۱۸. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۳، ص۲۸۴.    
۱۹. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ‌ج۲، ص۱۵.    
۲۰. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌ السّلام)، ج۳، ص۲۰۲.    
۲۱. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۲۰۷.    
۲۲. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۳۸.    
۲۳. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۰۳.    
۲۴. طبرسی، فضل بن حسن، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ‌ج۲، ص۱۳.    
۲۵. شمس الدین سخاوی‌، محمد بن عبدالرحمان‌، التحفه اللطیفه فی‌ تاریخ‌ المدینه الشریفه، ج۱، ص۲۸۳.    
۲۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۱۶۷.    
۲۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۴۲.    
۲۸. رسولی محلاتی، سید‌ هاشم، زندگانی امام حسن مجتبی (علیه ‌السّلام)، ص۴۴۲.
۲۹. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۲۰۸.    
۳۰. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۸۰.    
۳۱. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۶.    
۳۲. موسسه دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ج۱، ص۴۶۹۲.    
۳۳. ابن قتیبه الدینوری، عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۹۶.    
۳۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۵۵.    
۳۵. خزاز قمی، علی‌ بن محمد، کفایة الاثر، ص۲۲۷.    
۳۶. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۸۵.    
۳۷. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۸۰.    
۳۸. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۱۸۲.
۳۹. طبرسی، فضل بن حسن، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص۱۳.    
۴۰. قائمی، علی، در مکتب کریم اهل بیت، ص۴۵۶.
۴۱. قطب‌ راوندی‌، سعید بن هبه اللّه‌، الخرائج‌ و الجرائح‌، ج۱، ص۲۴۲    
۴۲. قائمی، علی، در مکتب کریم اهل بیت، ص۴۵۶.
۴۳. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۵.    
۴۴. شوشتری، محمدتقی، رساله فی تواریخ النبی، ص۳۳.    
۴۵. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۸۹.    
۴۶. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۸۹.    
۴۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۳۴.    
۴۸. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۴۰.    
۴۹. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۳۴.    
۵۰. شهید اول، محمد بن مکی‌ عاملی، الدروس الشرعیه، ج۲، ص۷.    
۵۱. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌ السّلام)، ج۳، ص۱۹۲.    
۵۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶۱.    
۵۳. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۴۹.    
۵۴. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۳۸.    
۵۵. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۴۸.    
۵۶. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۰۳.    
۵۷. ابن قتیبه الدینوری، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۲۱۲.    
۵۸. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۹.    
۵۹. ابن‌ کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۷.    
۶۰. بداونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، ص۵۶.
۶۱. ابن قتیبه الدینوری، عبد الله بن مسلم، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۴.    
۶۲. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ج۱، ص۶۰.    
۶۳. ابوحامد عبدالحمید، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۹.    
۶۴. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۳۱۸.    
۶۵. سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکره الخواص، ص۱۹۱-۱۹۲.
۶۶. زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و نصوص الاخیار، ج۵، ص۱۵۶.    
۶۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۵۵.    
۶۸. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ج۱، ص۸۰.    
۶۹. تلمسانی انصاری، محمد بن ابی بکر، الجوهره فی نسب النبی واصحابه العشره، ج۲، ص۲۰۷.
۷۰. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۸۹.    
۷۱. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۶، ص۵.    
۷۲. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۶۶-۶۷.    
۷۳. زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار ونصوص الاخیار، ج۵، ص۱۵۷.    
۷۴. تلمسانی انصاری، محمد بن ابی بکر، الجوهره فی نسب النبی واصحابه العشره، ج۲، ص۲۰۸.    
۷۵. ابن عبد ربه اندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۵، ص۱۱۰.    
۷۶. صفوت، احمد زکی، جمهرة خطب العرب، ج۲، ص۹۹.    
۷۷. ابن قتیبه الدینوری، عبد الله بن مسلم، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۹۶.    
۷۸. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۴.    
۷۹. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۷.    
۸۰. ابن حِبّان‌ بستی، محمد بن حبان، صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۴۳۳.    
۸۱. حاکم نیشابوری، محمد بن عبد الله، مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۱.    
۸۲. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۴۰.    
۸۳. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص۱۶۰.    
۸۴. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۷.    
۸۵. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۹.    
۸۶. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۲۰۹.    
۸۷. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۱۴.    
۸۸. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۳۴۵.    
۸۹. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی طالب (علیهم‌السلام)، ج۳، ص۱۸۵.    
۹۰. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۳، ص۲۸۹.    
۹۱. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲ ص۲۲۵.    
۹۲. جمعی از نویسندگان، دانشنامه امام حسن (علیه ‌السّلام)، ص۹۱۳.    
۹۳. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، بهجة المجالس و انس المجالس، ص۱۶.    
۹۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳ ص۶۱.    
۹۵. ابوحامد عبدالحمید، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۴.    
۹۶. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۵.    
۹۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۶۰.    
۹۸. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۸۲.    
۹۹. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌ السّلام)، ج۳، ص۲۰۴.    
۱۰۰. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۴۸.    
۱۰۱. ابو الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۸۳.    
۱۰۲. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۹۲.    
۱۰۳. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۹.    
۱۰۴. رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی امام حسن، ص۴۵۲.
۱۰۵. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۲۰۹.    
۱۰۶. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۸.    
۱۰۷. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌ السّلام)، ج۳، ص۲۰۴.    
۱۰۸. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۲۰۹.    
۱۰۹. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۰۳.    

منبع
پایگاه اطلاع‌ رسانی حوزه، برگرفته از مقاله «امام حسن مجتبی علیه السلام»، بازنویسی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
@sibtayn_fa
کلام جاودان - اهل بیت علیهم السلام
آرشیو صوت - ادعیه و زیارات عقائد - تشیع



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...

روزشمارتاریخ اسلام

1 ربيع الاول

١ ـ جریان لیله المبیت٢ ـ رحلت «زینب بنت خزیمه» همسر پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله وسلم)...


ادامه ...

3 ربيع الاول

به آتش كشیدن خانه خدا توسط سپاهیان شامدر سوم ربیع الاول سال 64 هـ .ق. سپاهیان شام...


ادامه ...

4 ربيع الاول

خارج شدن پیامبراسلام ‌(صلی الله علیه و آله وسلم) از غار ثور پس از سه شبانه روز پیامبرگرامی...


ادامه ...

5 ربيع الاول

١ـ هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)٢ـ‌ وفات حضرت سكینه بنت الحسین (علیهما السلام)1ـ...


ادامه ...

8 ربيع الاول

شهادت امام حسن عسكری علیه السلام بر اساس روایات مشهور، امام حسن عسكری‌(علیه السلام) پس از 28 سال...


ادامه ...

9 ربيع الاول

١ـ آغاز امامت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف٢ ـ قتل عمر بن خطاب٣ ـ...


ادامه ...

10 ربيع الاول

١ـ ازدواج پیامبراكرم‌(صلی الله علیه و آله و سلم) با حضرت خدیجه(سلام الله علیها)٢ـ وفات حضرت عبدالمطلب...


ادامه ...

12 ربيع الاول

١ـ ورود پیامبرگرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله وسلم) به دهكد‎ه‌ قبا در نزدیكی مدینه٢ـ مرگ معتصم...


ادامه ...

13 ربيع الاول

آغاز دوران حكومت عباسیان از اوایل سال 130 هـ .ق عباسیان برای به دست آوردن قدرت، دست به...


ادامه ...

14 ربيع الاول

١- هلاكت یزید بن معاویه٢ـ مرگ موسی خلیفه عباسی1ـ هلاكت یزید بن معاویهیزید بن معاویه در چهاردهم...


ادامه ...

15 ربيع الاول

بنای مسجد «قبا» در نزدیكی مدینه به دستور پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جریان...


ادامه ...

16 ربيع الاول

ورود اهل بیت امام حسین (علیه السلام) به شام در كتاب كامل بهایی نقل شده است كه اسرای...


ادامه ...

17 ربيع الاول

١ـ میلاد مسعود خاتم الانبیاء حضرت محمد بن عبد الله ‌(صلی الله علیه و آله و سلم)٢ـ...


ادامه ...

18 ربيع الاول

آغاز بنای مسجد النبی به دست پیامبرگرامی اسلام ‌(صلی الله علیه و آله و سلم) در هیجدهم ربیع...


ادامه ...

22 ربيع الاول

وقوع غزوه بنی نضیر پس از جنگ احد و شكست سپاه اسلام در برابر مشركان قریش، فرصتی برای...


ادامه ...

23 ربيع الاول

ورود حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) به قم یك سال پس از تبعید امام رضا(علیه السلام) از مدینـه...


ادامه ...

25 ربيع الاول

وقوع غزوه دُومةُ الجَندل در روز بیست و پنجم ربیع الاول سال پنجم هـ .ق غزوه دُومةُ الجَندل...


ادامه ...

26 ربيع الاول

صلح حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) با معاویه در بیست و ششم ربیع الاول سال 41 هـ .ق...


ادامه ...
01234567891011121314151617

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. مداحی محرم

قرآن كريم















سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page