فرق شيعيان با سني ها چيست؟

(زمان خواندن: 6 - 11 دقیقه)

پاسخ
شيعه در لغت به معناي گروه همدل، پيرو، يار، انصار و اتباع مي باشد. و در اصطلاح به مذهب دوست داران علي ـ عليه السّلام ـ و آل او  و بر پيروان آنان در مقابل سني ها اطلاق مي شود.[1]و سنّي در لغت  منسوب به سنّت است و سنّت به معناي طريقه، قانون، روش، رسم و آيين مي باشد كه در مقابل بدعت به كار مي رود و در اصطلاح به طائفه اي از مسلمانان اطلاق مي شود كه خود را اهل سنت و جماعت مي دانند.[2]

مسئله اختلاف و تفرقه در دين و امور اعتقادي كه از جهالت، خودخواهي، و پيروي از ارزش هاي حيواني و خواهش هاي نفساني و سليقه هاي شخصي ناشي مي شود چيزي نيست كه فقط دين اسلام گرفتار آن شده باشد بلكه هر دين آسماني و غير آسماني دستخوش اين پديدة خانمانسوز گرديده و حتي در مسائل عادي اجتماعي و عرفي جامعه نيز اين اختلاف ها جريان داشته و باعث شده تا ضربات مهلكي بر پيكر جامعه بشري وارد شود.
بنابراين جاي تعجبي ندارد كه مسلمانان بعد از رحلت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اثر عوامل متعدد اجتماعي و غيراجتماعي حاكم بر روحيات و افكار برخي از مسلمانان چه در صدر اسلام و چه بعد از آن، راه هاي مختلفي را به عنوان اسلام در پيش گرفته و هر كدام راه خود را به عنوان اسلام تلقي نموده و آن را به عنوان حق پذيرفته و معرفي مي نمايد و به تبع آن حق واقعي و دين راستين اسلام كه بدون هيچ نوع نقص و عيبي بر پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي هدايت بشر نازل شده است در ميان اين راه هاي مختلف و متضاد براي اكثريت مردم نا آشنا و نامشخص گرديده و باعث حيرت و سردرگمي آنان شده است و نيز جامعه اسلامي نه تنها اتحاد و وحدت خود را از دست داده بلكه گرفتار منازعات، مشاجرات و زد و خوردهاي خونين شده و در مقابل دشمنان، توانايي و قدرت خود را تضعيف نموده اند.
به هر حال شيعه به كساني گفته مي شود كه بعد از پيامبر اسلام به امامت امام علي ـ عليه السّلام ـ و اولاد آن حضرت براي تبيين مفاهيم ديني و اسلامي و هدايت و رهبري امت اسلامي معتقدند و پيروي از امامان دوازده گانه را شرعاً و عقلاً لازم و واجب مي دانند. اما سنّي به كساني گفته مي شود كه بعد از رحلت پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ سنت و اجماع را براي هدايت امت اسلامي و بيان مفاهيم ديني كافي مي دانند و هيچ نوع نيازي را به امامي كه از طرف خداوند توسط پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ معرّفي شده باشد احساس نمي كنند. و به تبع اين اعتقاد هر كسي زمام امور مسلمين را به دست بگيرد همان حق است و پيروي و اطاعت از آن را واجب مي دانند و بر همين اساس خلافت و امامت خلفاء چهارگانه را بعد از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به همان ترتيبي كه قرار گرفته اند حق مي دانند. آنچه كه در اينجا بايد ذكر گردد بيان علت و اساس اين اختلاف و دو شعبه شدن مسلمين بعد از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي باشد.
اين قدر مسلّم است كه در زمان حيات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هيچ نوع اختلاف اعتقادي و سياسي در بين مسلمين لااقل در ظاهر وجود نداشت و همة مسلمانان با يك پرچم و يك هدف و يك عقيده در تحت رهبري و رسالت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ امت واحد اسلامي را تشكيل مي دادند. لكن بعد از رسول الله آنچه كه باعث دو شعبه شدن مسلمين بنام هاي شيعه و سنّي گرديد اختلاف آنان در مسئله امامت و رهبري مسلمين بود.
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به خاطر حساس بودن مسأله امامت و نقش اساسي آن در رهبري امت اسلامي در ابعاد اعتقادي، ديني، علمي و سياسي در طول مدت رسالت الهي خود تاكيدي زيادي بر آن داشته است و بارها در محافل و مكان هاي مختلف آن را به مسلمين بيان نمود تا بعد از او امتش در گمراهي بسر نبرند و راه حق را توسط رهبري امامان بر حق و جانشينان واقعي او پيروي نموده و به سعادت و قله كمال برسند.
احاديث و روايات زيادي در كتاب هاي شيعه و سني از پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در رابطه با امامت و وصايت و جانشيني آن حضرت نقل شده است كه به برخي از آنها در اينجا اشاره مي شود. پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اسلام پيوسته با دوازده امام عزيز خواهد بود.[3]و فرمود: من در بين شما دو چيز گرانبها به جا گذاشتم كه تا قيامت از هم ديگر جدا نمي شوند يكي قرآن و ديگري عترت و اهل بيتم مي باشد اگر به آنها تمسك كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد.[4] و نيز از پيامبر اسلام نقل شده است كه فرمود: يا علي منزلت تو به من مثل منزلت هارون به موسي  است با اين فرق كه بعد از من پيامبري نخواهد بود؟[5] و باز نقل شده است كه پيامبر اسلام وقتي كه از حجة الوداع برمي گشتند همة حجاج را در منطقه اي بنام غدير متوقف نمودند و در مراسم رسمي فرمودند: آگاه باشيد هر كه من مولاي او هستم اين علي مولاي او خو اهد بود.[6] و بالاخره آخرين تلاش و تأكيد پيامبر اسلام در روز وفات صورت گرفت. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ خواست كه در آخرين روز حيات خودش، بعضي از مزاحمين را به عنوان سريه تحت فرماندهي اسامة بن زيد از مدينه دور كند و مسئله امامت را با نصب علي ـ عليه السّلام ـ در اين مقام الهي تثبيت نمايد لكن عده اي از اصحاب از آن جمله عمر و ابوبكر از اين دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ سر برتافتند و بر حضورشان در مدينه و خانه رسول خدا سماجت ورزيدند تا اينكه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مجبور شد در حضور آنان مسئله را تمام كند و لذا فرمود:«بيائيد كاغذ و دوات برايم بياوريد تا چيزي براي تان بنويسم كه هرگز بعد از آن گمراه نشويد» عمر بلافاصله گفت درد بر رسول خدا غلبه كرده است(العياذ بالله هذيان مي گويد) و شما قرآن را داريد و قرآن ما را كفايت مي كند. با اين سخن عمر اختلاف و مشاجره بين اصحاب در گرفت تا اينكه پيامبر عصباني شدند و فرمود از خانه من بيرون رويد. و بدين سان نامه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نوشته نشد و ابن عباس همواره با چشم گريان مي گفت: بالاترين مصيبت بر اسلام مصيبتي بود كه نگذاشتند پيامبر خدا نامه را بنويسد.»[7]
پس اختلاف در مسئله امامت از روز وفات پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بين پيامبر و عمر آغاز گرديد و تا امروز ادامه دارد. و براساس همين واقعيت نويسنده مقدمه بر كتاب صواعق المحرقه وقتي كه اين حديث را از كتاب شرح مواقف نقل مي كند مي گويد اين اختلاف بين رسول الله و عمر در مسئله امامت و منصب خلافت بوده است.[8]
بعد از رحلت رسول خدا آثار جدي و شديد اين اختلاف در بين جامعه اسلامي پديدار شد در كتاب الفرق بين الفرق مي گويد: اختلاف مسلمين براي بار اول در مسئله امامت بوده است. انصار اعتقاد به امامت سعد بن عباده داشته و قريش اعتقاد داشتند كه امامت از آن قريش است.[9]
به هر صورت وقتي نامه رسول خدا نوشته نشد برخي از انصار و مهاجرين صحابه در هنگام رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرصت را غنيمت شمرده و در سقيفه بني ساعده كه در واقع يك نوع كودتا بر عليه علي ـ عليه السّلام ـ بود جمع شده و بعد از مشاجرات و مجادلات قبيله اي و نژادي، ابوبكر با بيعت عمر به عنوان خليفه و امام مسلمين انتخاب شد و زمام سياسي مسلمين را به دست گرفت.[10]
مرز بين پيروان علي ـ عليه السّلام ـ و عمر و ابوبكر از همين واقعه سقيفه روشن مي گردد كساني كه اين كار ابوبكر و عمر را حق دانسته و خلافت آنان را بعد از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ قبول دارند به عنوان سني معروف هستند و اما كساني كه اين رفتار و روش آ‌نان را در انتخاب امام مسلمين بر خلاف اسلام و دستورات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي دانند و معتقد به امامت علي ـ عليه السّلام ـ و اولاد آن حضرت هستند به آنان شيعة اماميه گفته مي شود.
و به تبع اين اختلاف، اختلافات اعتقادي و فقهي نيز بين شيعه و سني بروز كرده است. شيعيان بر طبق مقتضاي دستورات پيامبر و قرآن[11] پيروي از افكار و انديشه هاي امامان شان را در تمام مسائل اعتقادي، فقهي و سياسي بر خودشان واجب دانسته و اظهار رأي و نظر برخلاف دستورات ائمه ـ عليهم السّلام ـ را جائز نمي دانند. اما سني ها چون هيچ اعتقادي به امامت ائمه دوازده گانه ندارند فقط به سنت و اجماع و امثال آن مثل قياس و استحسان اكتفا نموده و بالضروره در برخي از امور اعتقادي و فقهي با شيعيان اختلاف دارند، از عمده ترين موضوع اختلافات بين شيعه و سني مسئله رويت خداوند، صفات خداوند، عدالت خداوند، عصمت انبياء، اصل امامت و يك سلسله احكام فقهي است كه با مراجعه به كتب كلامي و فقهي فريقين آگاهي و اطلاع كافي بر  حقيقت اين اختلافات ميسور مي باشد. و در اين مقاله كوتاه مجالي براي مطرح كردن آن ها وجود ندارد.ولي در عين حال شيعه و سني در اکثر اصول و فروع دين مبين اسلام با هم توافق دارد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. الامامة في اهم الكتب الكلاميه، تأليف آية الله ميلاني.
2. تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام، تأليف دكتر محمد جواد مشكور.
3. آنگه هدايت شدم، تأليف سيد محمد تيجاني
4. المراجعات، تأليف سيد شرف الدين عاملي.
 
پي نوشت ها:
[1] . دهخدا، لغت نامه، ماده شيعه.
[2] . همان، ماده سني و سنّت.
[3] . متقي هندي، كنز العمال، 12، 32، بيروت، موسسه الرسالة، بي تا.
و ابن حجر عسقلاني، فتح الباري، 13، 181، بيروت، دارالمعرفة للطباعة و النشر، دوم، و ابو داد و طيالسي، مسند ابي داود، ص 105، بيروت، دارالحديث، و عمر بن عاصم، ضحاك، كتاب السنة، ص 518، بيروت، المكتب الاسلامي سوم، 1413.
[4] . امام احمد بن حنبل، مسند احمد، 3/14، 5/182 و 189، بيروت، دارصادر و ترمزي، محمد بن عيسي، سنن ترمزي، 5/329، بيروت، دارالفكر، دوم 1403 ق و حاكم نيشابوري، محمد بن محمد، مستدرك حاكم، 3/110 بيروت، دارالمعرفة، 1406 ق، و متقي هندي، كنزالعمال، 1/381، بيروت، مؤسسه الرسالة پنجم، 1401 ق.
[5] . نيشابوري، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 7/120 و 121 بيروت، دارالفكر، بي تا. و ترمزي، محمد بن عيسي، سنن ترمزي، 5/302، بيروت، دارالفكر، دوم، 1403 ق، و حاكم نيشابوري، محمد بن محمد، مستدرك حاكم، 2/337، بيروت، دارالمعرفه، 1406 ق.
[6] . ابن اثير، اسد الغابة، 5/205، تهران، اسماعيليان. و ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، 2/289 و 17/174 قم، دار احياء الكتب العربيه، بي تا، و ابن النجار البغد ادي، ذيل تاريخ بغداد 3/10، بيروت، دارالكتب العلميه، اول، 1417، و الخوارزمي، الموفق، مناقب خوارزمي، ص 7، قم، نشر اسلام، دوم، 1411 ق، و قندوزي حنفي، شيخ سليمان، ينابيع المودة 1/107 و 2/249 دارالاسوة، اول 1416 ق.
[7] . بخاري، محمد ابن اسماعيل، صحيح بخاري، 3/91، بيروت، دارصعب، بي تا و نيشابوري، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، 5/76، بيروت، دارالمعرفة، بي تا.
[8] . هيتمي، احمد بن حجر، الصواعق المحرقه، مقدمه، ص (هـ ) مصر، مكتبة القاهره، بي تا.
[9] . ابو منصور، عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بين الفرق، ص13، بيروت، دارالوفاق الجديدة دوم، 1977 م.
[10] . بخاري، محمد بن اسماعيل، صحيح بخاري، 2/291، بيروت، دارصعب، بي تا و جزاي، مبارك بن اثير، جامع الاصول، 4/470، بيروت، احياء التّراث العربي.
[11] . سوره نحل، آيه 43، انبياء، 7، و سوره نساء، 59، رعد، 7، مائده، 55.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
اخبار مؤسسه
فروشگاه
درباره مؤسسه
@sibtayn_fa @sibtayn_fa
کلام جاودان - اهل بیت علیهم السلام
آرشیو صوت - ادعیه و زیارات عقائد - تشیع



مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...
ویدئو
سخنرانی
صوت
احکام
تصویر
قضاوت با شما

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

* کلیپهای بیشتر

روزشمارتاریخ اسلام

1 ربيع الثانی

آغاز قیام توابین در كوفه بر ضد حكومت اموی بعد از واقعه جانگداز عاشورا، گروه زیادی از مردم...


ادامه ...

4 ربيع الثانی

ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) در چهارم ربیع الثانی سال 172 هـ .ق. در...


ادامه ...

5 ربيع الثانی

مرگ منتصر بالله عباسی روز پنجم ربیع‌الثانی 248 هـ .ق. منتصر بالله،‌ یكی دیگر از خلفای بنی عباس،...


ادامه ...

6 ربيع الثانی

مرگ هشام بن عبدالملك روز چهارشنبه،‌ ششم ربیع ‌الثانی سال 125 هـ .ق. هشام بن عبدالملك بن مروان...


ادامه ...

8 ربيع الثانی

ولادت با سعادت امام حسن عسكری (علیه السلام) در روز جمعه، هشتم ربیع الثانی سال 232 هـ .ق....


ادامه ...

10 ربيع الثانی

وفات كریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) روز دهم ربیع‌الثانی سال 201 هـ .ق. حضرت فاطمه...


ادامه ...

14 ربيع الثانی

قیام مختار ثقفی به خون خواهی امام حسین (علیه السلام) مختار در سال اول هجری در روستای «...


ادامه ...

22 ربيع الثانی

وفات موسی مبرقع فرزند امام جواد (علیه السلام) در روز چهارشنبه بیست و دوم ربیع‌الثانی سال 296 هـ...


ادامه ...

25 ربيع الثانی

کناره گیری معاویه بن یزید از خلافت پس از آنكه یزید بن معاویه در چهاردهم ربیع‌الاول سال 64...


ادامه ...
012345678

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. كتابخانه
  2. کلیپ های تصویری
  3. سخنرانی
  4. مداحی محرم

قرآن كريم















حضرت موسی مبرقع فرزند امام جواد (ع)

وفات حضرت موسی مبرقع عليه السلامحضرت امام جواد(عليه السلام) هشت فرزند داشت كه چهار تن از آن‌ها پسر و چهار تن دیگر دختر بوده‌اند؛ دومین فرزند ایشان ...

ادامه مطلب...







گالری عکس:: مرقد حضرت موسی مبرقع عليه السلام

سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page