A A A

مقالات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)

مقالات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)

مقدّمه
در میان منصب های اجتماعی، هیچ یك به اندازه مقام هدایت و رهبری افراد ارزشمندتر و در عین حال سنگین تر و مشكل تر نیست و تا فردی دارای مجموعه ای از كمالات و سجایای انسانی و محاسن اخلاقی نباشد شایستگی این مقام را ندارد. رهبر جامعه باید دارای خصلت های نیك باشد تا در هر زمان مناسب بتواند از آنها بهره گیرد. رهبری حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) به دلیل جهانی بودن و نیز ختم پیامبری به ایشان با دشواری های فراوانی همراه بود. اقوامی كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) هدایت آنها را بر عهده گرفته بود، از نظر فرهنگ، تمدّن، اخلاق و بینش در یك سطح نبودند; مسئله ای كه باعث بروز مشكلات فراوانی برای آن حضرت در راه تبلیغ دین اسلام شد. خداوند برای پیروزی بر این سختی ها، او را با استعدادهای فراوان كه مظهر مجموعه ای از كمالات انسانی بود، آفرید و پس از چهل سال تربیت زیرنظر بزرگ ترین فرشته الهی، برای رهبری برگزید.(1) رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) تلاش های فراوانی در این راه انجام داد، سختی ها و مشكلات بسیاری را تحمل كرد و یك لحظه از پای ننشست و با اخلاق نیكوی خویش مردم را به اسلام و ایمان دعوت نمود. این نوشتار بر آن است تا گوشه ای از تلاش ها و زحمات فراوان آن حضرت را در راه هدایت عموم از دیدگاه آیات قران كریم به تصویر كشد. امید آنكه پندی برای مسلمانان و درسی برای مبلغان دین باشد.
تلاش در راه هدف
از آن رو كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) علاقه وافری به هدایت عموم و حتی مشركان داشت، كوشش فراوان نمود تا با هر وسیله ممكن آنان را به صف مؤمنان بكشاند، اما بسیاری اسلام را نپذیرفتند كه این باعث شد روح پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) از گمراهی و لجاجت آنان سخت آزرده شود. از این رو، خداوند برای دلداری به آن حضرت می فرماید: (وَ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِی الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِی السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَة وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الْهُدَی فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِینَ) (انعام: 35); اگر رویگردانی مشركان بر تو سخت و سنگین است، چنانچه می توانی نقبی (سوراخی) در زمین بزنی و یا با نردبان به آسمان رفته، به جستوجو بپردازی تا معجزه ای تهیه كنی كه آنان را بر ایمان مضطر و بی اختیار سازد، این كار را بكن. اما این گونه ایمان را خداوند از بندگان نخواسته، بلكه ایمان اختیاری و با میل و رغبت را خواسته است. بدین روی، خداوند معجزه ای كه مردم را مجبور بر ایمان سازد، نیافریده است، وگرنه خود می توانست با چنین كاری تمام مردم را وادار به ایمان سازد.
خداوند با این جمله به پیامبر می فهماند كه هیچ گونه كوتاهی در برنامه تعلیمات و دعوت او وجود نداشته، آن حضرت با اراده قوی و با تكاپوی بسیار، مردم را به اسلام دعوت كرده است. اگر آنان نپذیرفتند اشكال از خودشان بود كه تصمیم گرفته بودند پذیرای حق نباشند.(2) خداوند در آیه 2 سوره «طه» رسول خود را از برگزیدن شیوه سخت و پررنج برای هدایت مردم و ابلاغ قرآن برحذر می دارد: (مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی); ما قرآن را بر تو نازل نكردیم تا به رنج افتی.
«تشقی» از «شقاوه» به معنای شدت و دشواری است. توصیه خداوند به پیامبر(صلی الله علیه وآله) مبنی بر سختی نكشیدن و عدم انتخاب شیوه پر رنج و زحمت، نشان از تلاش طاقت فرسای او در راه هدایت مردم دارد.(3)
حضرت علی (علیه السلام) درباره كوشش پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به راهنمایی مردم می فرماید: «خداوندا، شریف ترین درودهایت را به همراه بالنده ترین بركاتت بر محمّد ـ بنده و رسول خویش ـ مقرّر فرما كه سلسله بعثت را حلقه آخرین بود، و با شكستن بن بست ها، آغازگر راهی نوین. حق را با آهنگ حق اعلام كرد، نیروهای سپاه باطل را به واپس راند و هیاهوی دروغ و فریب را فرو نشاند. بار سنگین رسالت را به گونه ای در خور به دوش كشید، در انجام فرمان تو ثابت قدم و در راه خشنودی بیشتر تو پویا بود، بی آنكه گام های استوارش به سستی گراید، یا در اراده آهنینش اندك تردیدی راه یابد. وحی تو را به گوش جان شنوا بود. حافظ و نگهبان عهد و پیمان تو بود، در اجرای فرمانت تلاش كرد تا آنجا كه نور حق را آشكار و راه را برای جاهلان روشن ساخت.»(4)
آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: «محمد (صلی الله علیه و آله) طبیبی سيّار برای بیماران است كه مرهم های شفابخش او آماده و ابزار داغ كردن زخم ها را گداخته است. برای شفای قلب های كور و گوش های ناشنوا و زبان های لال، آماده و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده است.»(5)
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) پزشكی است كه خود به سراغ بیماران روحی و معنوی می رود، نه اینكه منتظر باشد تا مریض به مطب او سر بزند، اگر بداند در قبیله ای دوردست فردی قابل هدایت است، مشتاقانه به سویش رفته، او را راهنمایی می كند.
حضرت علی (علیه السلام) درباره مشكلات رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «... شهادت می دهم كه محمد (صلی الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست كه در راه رضایت حق، در كام هرگونه سختی فرو رفت و جام مشكلات و ناگواری ها را جرعه جرعه سر كشید. روزگاری، خویشاوندان او به دورویی و دشمنی پرداختند و بیگانگان در كینه توزی و دشمنی با او متحد شدند. اعراب برای نبرد با پیامبر عنان گسیخته و با تازیانه ها بر مركب ها می نواختند و از هر سو گرد می آمدند و از دورترین نقطه ها و فراموش شده ترین سرزمین ها، دشمنی خود را بر پیامبر فرود آوردند.»(6)

شرح صدر پیامبر (صلی الله علیه و آله)
خداوند گاهی برخی از نعمت های فراوانی را كه در اختیار رسول خود قرار داده بر می شمارد. یكی از آنها شرح صدر و بزرگی روح اوست: (أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ) (شرح: 1); آیا برای تو سینه ات را نگشاده ایم؟
شرح صدر به معنای گسترش سینه به وسیله نور الهی است كه با آن، روح و فكر پیامبر (صلی الله علیه وآله) گسترش یافته، در برابر سختی ها و لجاجت افراد بردبار می شود.
هیچ پیامبر و رهبری بدون شرح صدر نمی تواند با مشكلات روبه رو شود، و آنكه رسالتش از همه بزرگ تر است، شرح صدرش نیز باید بیشتر باشد تا طوفان های حوادث نتواند آرامش روح او را بر هم زند و سختی های فراروی مسلمانان او را به زانو در نیاورد و كارشكنی های دشمن او را مأیوس نسازد. بنابراین، اگر كسی حالات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را به صورت دقیق مطالعه كند و میزان شرح صدر آن حضرت را در حوادث سخت و پیچیده دوران عمر گرامی اش بنگرد كه چگونه به عالی ترین وجه مشكلات رسالت را پشت سر گذاشت و وظایف خود را در این راه به خوبی به انجام رسانید، یقین می كند كه این امر از راه های عادی ممكن نیست، بلكه تأییدی الهی و عنایتی ویژه از طرف خداوند همراه آن بوده است.(7)
اگر این عنایت ویژه الهی، آن حضرت را همراهی نمی كرد، در دوران آغازین رسالت كه با سختی ها و دشواری های فراوان همراه بود، رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) قادر به انجام رسالت جهانی خویش نبود. اما خداوند روح آن حضرت را چنان بزرگ قرار داد كه تمام این سختی ها را با شادابی تحمل می كرد. اگر هم گاهی از ایمان نیاوردن مشركان و یا نادانی همراهان سخت ناراحت و اندوهگین می شد، غم او برای خدا بود و هیچ گاه در اراده پولادین او تأثیری نداشت. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) در برابر هوس ها، وسوسه ها و جاذبه های رنگارنگ دنیایی ـ كه پیشوایان بی شماری را به درّه ژرف خودكامكی و حق كشی پرتاب كرده است ـ و نیز در برابر كارشكنی ها و سرسختی ها و نقشه های شیطانی دشمنان، قهرمان راستین شكیبایی و بردباری و پایداری بود. همان گونه كه او بر پایداری و شكیبایی در ابلاغ دین و توحید فرمان یافته است، دیگر افراد مؤمن نیز باید چنین باشند و در برابر سختی ها و مشكلات بردباری پیشه كنند: (فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ) (هود: 112); پس همان گونه كه دستور یافته ای ایستادگی كن و هر كه با تو توبه كرده [نیز چنین كند] و طغیان مكنید كه او به آنچه انجام می دهید بیناست.
خداوند در آیه 61 سوره توبه، پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به سبب سعه صدر و گوش دادن به سخنان مردم می ستاید: (وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْر لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِینَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِینَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ); و از ایشان كسانی هستند كه پیامبر را آزار می دهند و می گویند: او زودباور است. بگو: گوش خوبی برای شماست، به خدا ایمان دارد و [سخن] مؤمنان را باور می كند و برای كسانی از شما كه ایمان آورده اند، رحمتی است و كسانی كه پیامبر خدا را آزار می رسانند عذابی پردرد [در پیش] خواهند داشت.
برخی منافقان پیوسته رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را آزار و اذیت می كردند و آن حضرت را به دلیل اینكه به تمام سخنان افراد گوش می دهد و همه را باور می كند، فردی خوش باور معرفی می كردند. اما خداوند این امر را خصلتی نیك و پسندیده برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) می داند كه نشان از شكیبایی و سعه صدر كامل آن حضرت دارد. یك رهبر مهربان و دلسوز و در عین حال، آگاه به تمام مسائل، لازم است نهایت لطف و محبت را نسبت به افراد جامعه داشته باشد و عذر آنان را بپذیرد و در مورد عیوب آنان پرده پوشی كند. خداوند در ادامه آیه مزبور می فرماید: این كار به نفع شماست; زیرا با آشكار نكردن عیوب، آبروی شما حفظ شده و عواطفتان جریحه دار نمی شود.

استواری دل پیامبر (صلی الله علیه وآله)
در بیان قرآن، شناخت سیره انبیا و سرگذشت امت ها مایه آرامش قلب مربیان بعدی می باشد. از این رو، خداوند به پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)می فرماید: (وَكُـلا نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ)(هود: 120); و هر یك از سرگذشت های پیامبران [خود] را كه بر تو حكایت می كنیم چیزی است كه دلت را بدان استوار می گردانیم. ما سرگذشت های گوناگون پیامبران را برای تو بیان كردیم تا دل تو را محكم و اراده ات را قوی و ثابت گردانیم; زیرا دل ها با یاد خدا آرامش می یابد، و یاد خدا همواره با یاد اولیای او ظهور می كند.
مخالفت های بی رحمانه و سرسختانه دشمنان لجوج، خواه ناخواه در قلب پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)ـ كه از جنس بشر بود ـ اثر می گذاشت، اما برای اینكه هرگز كمترین گرد و غبار ناامیدی بر دل او ننشیند و اراده آهنینش از مخالفت ها و كارشكنی ها به سستی نگراید، خداوند داستان های پیامبران و سختی كار آنان و مقاومت هایشان در برابر اقوام لجوج و پیروزی آنها را یكی پس از دیگری شرح می دهد تا روح پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مؤمنانی كه دوشادوش او در این پیكار بزرگ شركت دارند هر روز قوی تر گردد، و با نشاط به مبارزه برخیزند.


فرمان به صبر و یاد خدا
دعوت مردم به سوی حق، ارشاد و راهنمایی آنان، حركت دادن افراد به سوی خدا و در نهایت، تبلیغ دین، امری بس مشكل است; زیرا بشر را از خودخواهی، خودپرستی و نفع پرستی رهانیدن و به حق و حقیقت پرستی رساندن سخت است.

در این ره انبیا چون ساربانند   ***   دلیل و رهنمای كاروانند
وز ایشان سيّد ما گشته سالار   ***   همو اول همو آخر در این كار
مقام دل گشایش جمع جمع است   ***   جمال جان فزایش شمع جمع است
شده او پیش و دل ها جمله در پی   ***   گرفته دست جان ها دامن وی. (8)

از طرفی، تبلیغ دین باید به گونه ای صورت گیرد كه معارف و حقایق دین از حد گوش و چشم گذشته، به عقل و فكر انسان ها برسد; یعنی گوینده مطلبش را به صورتی بیان كند تا در عقل ها نفوذ كند و عقل آن را بپذیرد; كاری كه انجام آن بسیار مشكل است. پیامبران علاوه بر اینكه پیام را با حكمت و موعظه حسنه به عقل افراد می رسانند، آن را به دل انسان ها نفوذ می دهند; یعنی سخن را به گونه ای روشن بیان می كنند تا در عمق روح بشر وارد شود و تمام احساسات و وجود او را در اختیار بگیرد. كسی كه مرید پیامبری شد و به او ایمان آورد، سراسر وجودش وابسته به او می شود، از این رو، زود سخنان پیامبران را می پذیرد و به آن جامه عمل می پوشاند.(9)
خداوند در آغاز بعثت، پیامبران را از عهده دار شدن مسئولیتی سنگین آگاه می سازد: (إِنَّا سَنُلْقِی عَلَيْكَ قَوْلا ثَقِیلا) (مزمّل: 5); در حقیقت، ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار القا می كنیم. این كلام سنگین قرآن كریم بیان كننده رسالت جهانی آن حضرت است كه باید پیام الهی را به عقل و دل مردم برساند. انجام چنین رسالت خطیری بدون روح مقاوم و صبور و شكیبا، امكان پذیر نیست، از این رو، خداوند در آیات متعددی آن حضرت را به صبر و شكیبایی امر فرموده است.(10) برای نمونه، در آیه 127 سوره نحل می فرماید: (وَ اصْبِرْ وَ مَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَ لاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِی ضَيْق مِّمَّا يَمْكُرُونَ); و صبر كن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ می كنند دل تنگ مدار.
ای رسول ما، در برابر تمام سختی ها كه از جنگ و دشمن به تو می رسد شكیبا باش و صبرت تنها برای خداوند باشد، نه چشمداشت از دیگران. اگر تمام زحمات تو در راه تبلیغ دین و دعوت به سوی خداوند برای افرادی سود بخشید، مأیوس و دلسرد نشو و بی تابی مكن، بلكه با حوصله و خونسردی همچنان به هدایت امت خویش ادامه بده و بر ایمان نیاوردن آنان ناراحت نباش. حزن و اندوهی كه از لجاحت برخی افراد كافر و مشرك، به وجود می آید ممكن است یكی از این دو اثر را در انسان داشته باشد:
1. او را برای همیشه دلسرد و از ایمان آوردن انسان ها ناامید سازد;
2. او را به بی حوصلگی در كارها وادارد. خداوند در آیه مزبور از اندوه نسبت به هر دو نهی كرده است. گویا خداوند به رسول خود می فرماید: با شادابی تمام و حوصله فراوان كار خود را ادامه بده و مبادا به خاطر طرح و نقشه ها و توطئه های دشمنان سینه ات تنگی كند، كه ما پشتیبان و یاور تو هستیم.
خداوند برای بالا بردن سطح توانایی و بردباری رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) در برابر لجاجت مشركان و سرسختی آنان، خطاب به آن حضرت می فرماید: (وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِیقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِنَ السَّاجِدِینَ.) (حجر: 97 و 98)
ما می دانیم كه تبلیغات سوء و استهزای مشركان سینه تو را تنگ و نارحت می سازد، روح لطیف و قلب حساس تو نمی تواند در برابر بدگویی های آنان ساكت بنشیند و سخنان كفرآمیز آنان را تحمل كند. به همین دلیل، دلتنگ و اندوهگین می شوی. برای بر طرف شدن ناراحتی های برخاسته از رسالت و مخالفت های دشمنان، از یاد خداوند استمداد جو و به تسبیح پروردگارت بپرداز و در برابر ذات پاكش عبادت و سجده به جای آور كه ذكر خداوند برطرف كننده نگرانی ها و اندوه ها و تقویت كننده روحیه پایداری و موجب آرامش است.
هر چند خطاب آیه به پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است، ولی عموم آن شامل همه افراد می شود. هر كس می خواهد در برابر سختی ها مقاوم باشد و در برابر سخنان ناروای دیگران، آرامش خود را از دست ندهد و با شور و هیجان به وظیفه خود عمل كند، همیشه با عبادت و تسبیح، به یاد خدا باشد و او را حاضر و ناظر بر كردار خویش بداند. هنگامی كه انسان احساس كند فرد بزرگواری ناظر بر اعمال اوست و تمام كوشش و تلاش او را می بیند و او را در برابر دشمنان یاری خواهد كرد، توان و نیرو پیدا می كند تا جایی كه سختی ها را به راحتی تحمل می نماید. این دلگرمی، كه انسان خود را در حضور پروردگار خویش می بیند و از پشتیبانی او برخوردار، برای پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) نیز وجود داشته است. قرآن می فرماید: (وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِینَ تَقُومُ) (طور: 48); و در برابر دستور پروردگارت شكیبایی پیشه كن كه تو خود در حمایت مایی و هنگامی كه [از خواب] برمی خیزی به نیایش پروردگارت تسبیح گوی.
ای رسول ما، اگر تو را شاعر و مجنون و كاهن خواندند، شكیبا باش و اگر آیات الهی را دروغ های تو به خداوند دانستند و در برابر براهین منطقی تو لجاجت كردند، مبادا دلسرد گردی و در انجام وظایف خویش سستی كنی; زیرا تو در برابر علم ما قرار داری و در حفاظت ما هستی، كارهای تو از نظر ما پنهان نیست و تمام تلاش تو را در راه دین مشاهده می كنیم.

دلسوزترین فرد برای امّت
علاقه به هدف، عامل درونی مهمی است كه یك رهبر را به سعی و تلاش وادار ساخته، غبار خستگی را از چهره او پاك می سازد. قرآن، به علاقه وافر پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بر هدایت مردم تصریح می نماید: (لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ)(توبه: 128); قطعاً برای شما پیامبری از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. به [هدایت] شما حریص و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.
تعبیر «من انفسكم» (پیامبری از خودتان به سوی شما می آید)، شدت ارتباط پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) را با مردم می رساند. به همین دلیل، او تمام دردها، مشكلات و ناراحتی ها را می داند و با آنان شریك بوده، هرگونه ناراحتی و زیان و ضرری كه به آنان برسد، بر او سخت و ناراحت كننده است.
«حرص» در لغت به معنای شدت علاقه به چیزی است. پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت به هرگونه خیر و سعادت و پیشرفت افراد امتش عشق و علاقه وافر داشت و برای رسیدن به این هدف از هیچ گونه تلاش و فعالیتی خودداری نمیورزید. حرص پیامبر (صلی الله علیه وآله) به سبب علاقه شدید او به نجات امت خویش است; مانند پدری آگاه و مهربان كه می كوشد فرزندش درس بخواند و به كمال علمی برسد، و اگر به بیراهه رفت، خون دل می خورد. اینكه رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: «من و علی دو پدر این امت هستیم» (11) از همین باب است كه آن دو بزرگوار پدران معنوی امت هستند. هیچ پدری به فرزند خویش به اندازه پیامبر (صلی الله علیه وآله) و حضرت علی (علیه السلام) نسبت به امت اسلامی دلسوز نیست; زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) شب و روز برای رساندن انسان ها به كمال، تلاش و كوشش می كردند و از اینكه عده ای با دیدن این همه لطف و عنایت باز به بیراهه می روند، اندوهگین می شدند. این مطلب نشانه ظهور رحمت خاصه خداوند متعال در رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) است. در آیه دیگر، از حرص پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) نسبت به هدایت مردم چنین سخن به میان آمده است: (وَ مَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ) (یوسف: 103); و بیشتر مردم هر چند آرزومند باشی ایمان نمی آورند.
مردم با دیدن نشانه های فراوان وحی و شنیدن اندرزهای الهی، به طور طبیعی باید ایمان بیاورند، ولی ای رسول ما، هر چند علاقه شدید و اصرار داشته باشی بر اینكه مشركان ایمان بیاورند، بسیاری از آنها ایمان نمی آورند; زیرا تنها عشق تو نسبت به ایمان آنان كافی نیست، بلكه قابلیت نیز شرط است كه آنان فاقد آنند. این آیه نوعی تسلّی خاطر و دلداری برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) است تا آن حضرت از اصرار مردم بر كفر و گناه و از كمی همسفران در این راه خطرناك هرگز خسته و ناامید نشود و با كمی امكانات، از قیام علیه شرك و كفر منصرف نگردد.
قرآن در آیه ای دیگر، شور و عشق وافر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نسبت به هدایت مردم چنین بیان می كند: (فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَی آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً) (كهف: 6); شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه در پیگیری [كار]شان تباه كنی.
ای رسول ما! گویا می خواهی از شدت ناراحتی، جان خویش را از دست بدهی كه چرا مشركان به اسلام و قرآن ایمان نمی آورند. رهبران الهی اینچنین هستند كه از گمراهی مردم رنج می برند و به ایمان آنان عشق می ورزند. از اینكه می دیدند تشنه كامانی در كنار چشمه زلال معرفت نشسته اند و از تشنگی فریاد می كشند، ناراحت بودند، اشك می ریختند، دعا می كردند، شب و روز تلاش می كردند و در نهان و آشكار آنان را تبلیغ و به راه سعادت رهنمون می ساختند. از اینكه مردم راه روشن هدایت را رها كرده و به بیراهه می رفتند، اندوه جانكاهی رهبران را فرا می گرفت. گاه وجود چنین حالتی در رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به قدری شدید می شد كه جان او به خطر می افتاد و بیم آن می رفت كه جان خویش را از دست بدهد. ضایع كردن گوهر انسانیت، از دست دادن نعمت هدایت و از بین رفتن حس تشخیص، به گونه ای كه زشت را زیبا دیدن، و نیز گرفتار آمدن در آتش قهر و غضب پروردگار، ناراحتی های آن حضرت درباره مشركان و كافران بود. (12) خداوند به او گوشزد می كند كه این قدر دلسوزی لازم نیست; تو وظیفه ات را به بهترین وجه انجام داده ای، از سرسختی و مخالفت منحرفان غمگین نباش، آنان با نپذیرفتن حق به خود ضرر می زنند. خداوند در آیه زیر به رسول خود می فرماید: (لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِینَ إِن نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ) (شعراء: 3 و 4); شاید تو [می خواهی] از اینكه [مشركان] ایمان نمی آورند جان خود را تباه سازی. اگر بخواهیم معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم تا در برابر آن گردن هایشان خاضع گردد.
خداوند قادر است تمام مشركان را به اجبار با آوردن معجزه ای خیره كننده و انكارناپذیر و عذابی سخت، وادار به ایمان و خضوع در برابر خویش كند، ولی این ایمان فاقد ارزش بوده، اهل آن سعادتمند نمی گردند.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) با هر زبان و بیانی می كوشید تا معارف الهی را به مردم بفهماند. از این رو، به آنان می فرمود: (فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ) (تكویر: 26); به كجا می روید؟ دین اسلام را رها كرده، به دنبال كدام مكتب می روید؟ تنها مكتبی كه شما را با خدا و جهان و وظایف آینده و حال، آشنا و مرتبط می كند، مكتب وحی است و تنها آیینی كه زندگی پس از مرگ را شیرین جلوه می دهد و آن را سفر ابدی می داند، دین اسلام است.(13)


ایستادگی در نبردها
یكی از جلوه های پایدار حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) حضور در جنگ های متعددی است كه دشمنان بر مسلمانان تحمیل كردند. پیامبر(صلی الله علیه وآله) در این جنگ ها با شجاعت و با تمام وجود مبارزه می كردند و دیگران را تشویق به مقابله با دشمنان می نمودند و فرماندهی جنگ را نیز بر عهده داشتند.
خداوند از پیامبر (صلی الله علیه وآله) می خواهد كه اگر تمام افراد از اطراف او پراكنده شدند باز به مبارزه برخیزد و در راه دین كوتاهی و سستی به خود راه ندهد: (فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ) (نساء: 84); پس در راه خدا پیكار كن، جز عهده دار شخص خود نیستی، و[لی] مؤمنان را [به مبارزه] برانگیز.
به تنهایی برابر دشمن بایست، حتی اگر هیچ كس همراه تو گام به میدان نبرد نگذاشت، تو موظّفی با تمام نیرو و ثبات قدم با دشمنان به مبارزه برخیزی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «خداوند رسول خود را به تكلیفی امر كرد كه هیچ كس را این چنین امر نكرده بود. او را تكلیف كرد تا به تنهایی در برابر دشمن بایستد، هر چند كسی را برای یاری خود نیابد.(14)
هر گاه كار جنگ سخت می شد و دشمن پیشروی می كرد، مسلمانان به طرفی كه پیامبر در آنجا نبود می گریختند. آن حضرت یك تنه با دشمنان می جنگید و با اینكه فرمانده بود، نزدیك ترین افراد به دشمن بود، و هیچ گاه میدان نبرد را خالی نمی كرد.
قرآن در عدم سازش رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) با دشمنان می فرماید: (وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ) (قلم: 9); دوست دارند كه نرمی كنی تا نرمی نمایند.
سران شرك و كفر دوست دارند تا تو نرمش نشان دهی و بخشی از فرمان های خدا را نادیده بگیری تا آنان هم نرمش نشان دهند و از مبارزه با تو دست بردارند. خداوند در این آیه، او را از این كار نهی می كند. كافران از او می خواستند مانند رهبران دنیایی دست از سخت گیری در اجرای اهداف خود بردارد و با سازش و نرمش با مخالفان خود كنار بیاید. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) هیچ گاه اهل سازش كاری و داد و ستد سیاسی نبود. او هرگز اهداف مقدس خویش را با ثروت و مقامات دنیوی معامله نكرد. آن حضرت با تمام وجود از دین و آیین خویش دفاع كرد و از فراوانی دشمن و سختی راه هرگز ناامید نگشت. با نشاط به وظایف خویش عمل كرد و هیچ گاه خستگی و سستی به خود راه نداد. تمام جنگ ها و مبارزات برای این است كه مردم خداپرست شوند و با خدا ارتباط پیدا كنند. چگونه می توان با مشركان كنار آمد و بر سر دین معامله كرد؟ باید با قاطعیت تمام از اصول ارزشی دین دفاع نمود.
هیچ گاه در زندگی پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) دیده نشده كه در جایی از اصول و اركان دین خویش عقب نشینی كرده باشد و یا از میدان جهاد فرار كند. حتی در میدان جنگ احد كه كار به منتها درجه وخامت رسید و اغلب افراد از میدان خارج شده و به گوشه ای پناه بردند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) در میدان ایستاد و با اینكه جراحات پیشانی و دندان، او را به شدت آزار می داد و ظاهراً هیچ امیدی به نجات او نبود، ایستادگی نمود. (15)
این گفتار را با سخنی از علی (علیه السلام) درباره اسوه بودن پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) برای همه مسلمانان به پایان می بریم. آن حضرت فرمود: «... از راه و رسم پیامبرتان پیروی كنید كه بهترین راهنمای هدایت است، رفتارتان را با روش پیامبر تطبیق دهید كه هدایت كننده ترین روش هاست.» (16)
********************************************
پى نوشت ها :
1ـ ر.ك: جعفر سبحانى، منشور جاوید: نخستین تفسیر موضوعى قرآن، قم، دارالقران الكریم، 1369، ج 7، ص 341.
2ـ سید محمّد حسین طباطبایى، المیزان، قم، اسماعیلیان، 1371، ج 7، ص 64 / ناصر مكارم شیرازى، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1368، ج 5، ص 214.
3ـ اكبر هاشمى رفسنجانى، تفسیر راهنما، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1379، ج 11، ص 14.
4ـ نهج البلاغه، ترجمه عبدالمجید معادیخواه، تهران، ذرّه، 1379، خ 72.
5ـ همان، خ 108.
6ـ همان، خ 194.
7ـ ناصر مكارم شیرازى، پیشین، ج 27، ص 121.
8ـ محمود شبسترى، گلشن راز، تهران، كتابخانه طهورى، 1361، ص 12.
9ـ مرتضى مطهّرى، مجموعه آثار، تهران، صدرا، 1378، ج 16، ص 139.
10ـ جعفر سبحانى، پیشین، ج 7، ص 347.
11ـ محمّد باقر مجلسى، بحارالانوار، تهران، المكتبة الاسلامیه، ج 16، ص 95، ح 29.
12ـ ناصر مكارم شیرازى، پیشین، ج 12، ص 347.
13ـ عبداللّه جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن: سیره رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) در قرآن، قم، اسراء، 1379، ج 8، ص 291.
14ـ محمّد بن یعقوب كلینى، اصول كافى، بیروت، دارالاضواء، 1415، ج 8، ص 274، ح 414.
15ـ ناصر مكارم شیرازى، قرآن و آخرین پیامبر، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1375، ص 331.
16ـ نهج البلاغه، خ 110.

نویسنده : محمدرضا داودی

  1. كتابخانه
  2. كليپ های تصويری
  3. آرشيو صوتی
  4. کلیپ های قرآنی

دسته عزاداری و سوگواری شهادت حضرت زهرا (س)